به گزارش کتاب نیوز، پرفروش‌ترین کتاب‌های‌ 21 ناشر در سی و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به این ترتیب معرفی شدند.

1. نشر آرما:
ساکن خیابان ایران: محسن‌حسام مظاهری
تقاطع انقلاب: محمدرضا زائری
فلسفه انقلاب اسلامی: موسی نجفی

2. نشر آگه:
چنین گفت زرتشت: فردریش نیچه / داریوش آشوری
سوسیالیسم: مایکل نیومن / حمیدرضا مصیبی
نشانه‌های روشنفکران: ادوارد سعید / محمد افتخاری

3. نشر اطراف:
چادر کردیم رفتیم تماشا: سفرنامه‌ی عالیه خانم شیرازی
سه روز به آخر دریا: سفرنامه شاهزاده‌ خانم قاجاری
هیچ چیز آن‌جا نیست: انی دیلارد / محمد ملاعباسی

4. نشر اسم:
سرشار زندگی: جان فانته / محمدرضا شکاری
احضاریه: علی موذنی
دوازدهم: علی موذنی

5. به نشر:
دعبل و زلفا: مظفر سالاری
سید بغداد: محمد طعان / محمدرضا شیخی محمدی
به سفارش مادرم: احسان حسینی‌نسب

6. نشر پیدایش:
سگی در خانه یک آنارشیست دست دوم: احمد آرام
تهران-۲۸: پژمان تیمورتاش
ارکیده‌های من: فرزانه سکوتی

7. نشر ثالث:
زندگی در پیش رو: رومن گاری / لیلی گلستان

8. نشر چشمه:
جزء از کل: استیو تولتز / پیمان خاکسار
بیرون در: محمود دولت‌آبادی
پاییز فصل آخر سال است: نوشته نسیم مرعشی

9. سپیده باوران:
گزیده رباعیات بیدل: محمد کاظم کاظمی
فاطمه فاطمه است: علی شریعتی
سفر به سرزمین آریایی‌ها: امیر هاشمی مقدم

10. نشر سخن:
تذکرة الاولیا با مقدمه و تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی (دوجلدی)
دو قرن سکوت: عبدالحسین زرین‌کوب
٣٦٥ روز در صحبت قرآن: حسین الهی قمشه‌ای

11. نشر سوره مهر:
اکنون: فاضل نظری
خاطرات سفیر: نیلوفر شادمهری
آن بیست و سه نفر: احمد یوسف زاده

12. نشر علمی فرهنگی:
جنایت و مکافات: فئودور داستایفسکی / حمیدرضا آتش‌برآب
مبانی فلسفه رادیکال: چاد کائوزر / فواد حبیبی و امین کرمی
مارسل پروست: آدام وات / قاسم مومنی

۱3. نشر عهد مانا:
رنج مقدس: نرجس شکوریان‌فرد
التیام: رضا مصطفوی
ناقوس‌ها به صدا درمی‌آیند: ابراهیم حسن‌بیگی

14. نشر ماهی:
موش‌ها و آدم‌ها: جان اشتاین‌بک / سروش حبیبی
بیگانه: آلبر کامو / خشایار دیهیمی
سفر به دور اتاقم: اگزویه دومستر / احمد پرهیزی

15. نشر مرکز:
روی ماه خداوند را ببوس: مصطفی مستور
تصرف عدوانی: لنا آندرشون / سعید مقدم
ایران بین دو انقلاب: یرواند آبراهامیان / کاظم فیروزمند، حسن شمس‌آوری و محسن مدیرشانه‌چی

16. نشر مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس:
تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق: دکتر حسین علایی (۲ جلدی)
ویرانی دروازه شرقی: وفیق السامرایی / عدنان قارونی
جنگ صدام: کوین ام. وودز / داود علمایی کوپایی

17. نشر میراث اهل قلم
تاملات سیاسی علامه طباطبایی: محمد سروش محلاتی
نوپای خود را به دنیا بیاور: رید هافمن / ونوس هادیان
مصطفی چمران: امیر صادقی

18. نشر نگاه:
چشم‌هایش: بزرگ علوی
جنایت و مکافات: فئودور داستایفسکی / اصغر رستگار
سال‌های سگی: ماریو بارگاس یوسا / احمد گلشیری

19. نشر نو:
پاسخ‌های کوتاه به پرسش‌های بزرگ: استیفن هاوکینگ / مزدا موحد
داستان‌های خوب برای دختران بلندپرواز: النا فاویلی و فرانچسکا کاوالو / امید سهرابی‌نیک و آرزو گودرزی
زندگی 3: مکس تگمارک / میثم محمد امینی

20. نشر نی:
فقه و سیاست در ایران معاصر: داود فیرحی
پیکان سرنوشت ما: مهدی خیامی
روان‌درمانی اگزیستانسیال: آروین یالوم / سپیده حبیب

21. نشر نیلوفر:
آمرزش زمینی: یعقوب یادعلی

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...