در آستانه‌ی فروش جدیدترین کتاب هری‌پاتر، جنجال مذهبی بخشی از سرزمین‌های اشغالی فلسطین را فرا گرفت.

به گزارش کتاب‌نیوز به نقل از آسوشیتدپرس، کتابفروشی‌های موجود در شهرک‌های رژیم اشغالگر قدس برای فروش کتاب "هری پاتر و قدیسان مرگ" جدیدترین اثر جی. کی. رولینگ، مجبور شدند در روز سبت (شنبه)، مغازه‌های خود را باز کنند. این در حالی است که اکثر فروشگاه ها به طور معمول در روز شنبه تعطیل هستند.

سبت، روز مقدسی برای یهودیان به شمار می‌رود که از غروب جمعه آغاز شده و تا غروب روز شنبه ادامه می‌باید. سیاست‌مداران مذهبی و خاخام‌ها، کتابفروشی‌ها را متهم کرده‌اند که با باز کردن مغازه‌های خود، سود و منفعت را مقدم بر قوانین شرعی یهود دانسته‌اند.

الی یئشال، وزیر صنایع و بازرگانی اسرائیل تهدید کرده که طبق قانون داخلی اسرائیل، هر فروشگاهی را که در روز اول فروش رسمی این کتاب (که از مدتها قبل شنبه تعیین شده بود) به خرید و فروش بپردازد، جریمه خواهد کرد.

در همین ارتباط و در واکنش تند دیگری "آوراهام راویتز"، نماینده‌ی پارلمان اسرائیل به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «باز کردن فروشگاه‌ها برای کسب پول در چنین روزی، یک هتاکی بی‌شرمانه است!»

با وجود این واکنش‌ها، کتابفروشی‌های اسرائیلی فروش مالی این اثر را به ایجاد یک بحران مذهبی ترجیح دادند تا جائی‌که استیاماتسکی، یکی از بزرگ‌ترین کتابفروشی‌های زنجیره‌ای فلسطین اشغالی، برای ارائه آخرین کتاب هری پاتر، مراسم بزرگی را در تل آویو اجرا نمود.

این بنگاه اقتصادی نشر در این خصوص به نشریات محلی گفت: «هزاران درخواست برای خرید "هری پاتر و قدیسان مرگ" دریافت کرده و قصد ندارد تا این رویداد را لغو و یا به تعویق اندازد.»

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...