کتاب «بانوان محدث شیعه» که به تازگی از سوی پژوهشکده باقرالعلوم(ع) منتشر شده است، به روشی علمی، رشد و بالندگی زنان پس از بعثت پیامبر(ص) و ورود آنان به فعالیت‌های اجتماعی و حضور گسترده و سازنده در عرصه‌های علمی، دانش‌اندوزی و نشر و تبلیغ معارف اسلامی را به تصویر می‌کشد.

بانوان محدث شیعه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رواج روزافزون معارف و اندیشه‌های اسلامی، به ویژه در سطح نخبگان جهان معاصر، جایگاه اسلام شیعی به‌عنوان نماد تمدن اسلامی را بیش از هر زمان دیگری برجسته ساخته و معاندان را با تمام زاد و توشه خود، به صحنه معارضه پیدا و پنهان با آموزه‌‎های اسلام ناب کشانده است.

گسترش چشمگیر فعالیت‌های تخریبی در جامعه، گواه آن است که دشمنان دیرین ایران اسلامی، با پذیرش ناکامی در حوزه جنگ سخت، در چرخشی تمام عیار و نظام‌مند، به جبهه جنگ نرم قدم نهاده و با ترفندهای گوناگون، از جمله ایجاد شبهات، همواره کوشیده‌اند افکار را منحرف کنند. عدم حضور زنان مسلمان در عرصه‌های مختلف علمی و فرهنگی، همواره از شبهات مستشرقان و روشن‌فکران غرب‌گرا بوده است.

پژوهشکده باقرالعلوم(ع) با توجه به این مهم، ضمن معرفی زنان محدث شیعه، به بررسی عواملی پرداخته که تا عصر تألیف کتب اربعه شیعه (پایان قرن پنجم هجری)، کارکردهای حدیثی زنان شیعه را تحت تأثیر قرار داده است. کتاب «بانوان محدث شیعه» به روشی علمی، رشد و بالندگی زنان پس از بعثت پیامبر(ص) و ورود آنان به فعالیت‌های اجتماعی به ویژه نقل و نشر حديث و حضور گسترده و سازنده در عرصه‌های علمی و دانش‌اندوزی و نشر و تبلیغ معارف اسلامی را به تصویر می‌کشد.

ذکر این نکته لازم است که درخصوص زندگی زنان دانشمند، تألیفات متعددی به‌چشم می‌خورد که از جمله می‌توان به «اعلام النساء و عالمی العرب و الاسلام» از عمر رضا کحاله، «اعلام النساء المؤمنات» از محمد حسّون و ام علی مشکور، «ریاحین الشریعه» از ذبیح‌الله محلاتی، «بانوان عالی و آثار آن‌ها» (از قرن اول تا پانزدهم هجری) از انتشارات مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران، «بانوان نمونه» از جمعی از مؤلفان پژوهشکده باقرالعلوم(ع) و «زنان نامدار شیعه» از احمد عیسی‌فر اشاره کرد.

اما دو کتاب به نام‌های «محدثات شیعه» از نهله غروی و «زنان دانشمند و راوی حدیث» از احمد صادقی، از همه معروف‌تر است و در آن‌ها به زندگی زنان محدث و دانشمند شیعه تا دوره متأخرين پرداخته شده است.

نویسنده این اثر، ضمن بهره‌مندی از این آثار، به ویژه در کتاب اخیر، با توجه به نقایص متعدد پژوهشی آثار مذکور، به زوایای جدیدی از زندگی شخصی و علمی و همچنین وضعیت رجالی و حدیثی راویان زن شیعه دست یافته که در کتاب‌های فوق دیده نشده است. همچنین زنانی معرفی شده‌اند که در هیچ یک از کتب رجال، تراجم و شرح حال‌نویسی، نامی از آن‌ها به میان نیامده و تنها از طريق سلسله اسناد روایات و گزارش‌های تاریخی یا ضمن شرح حال راویان مرد، به راوی‌بودن آن‌ها پی می‌بریم.

علاوه بر نکات گفته شده، هدف اصلی این پژوهش، نگرشی نو در سه بخش کلی، سیری در تاریخ تدوین حدیث شیعه، معرفی بانوان محدث شیعه و بررسی عوامل اجتماعی فرهنگی مؤثر بر کارکردهای حدیثی بانوان شیعه است.

این اثر حاصل بیش از دو سال تلاش فکری ـ پژوهشی محقق توانمند سیده‌طیبه موسوی‌اصل است که پس از بررسی پیشنهادها و نیز انجام اصلاحات و ارزیابی‌های مستمر ساختاری و محتوایی عظیم عابدینی، در سه فصل و 469 صفحه با هدف ارائه تحقیقی مستند و کارآمد همراه با نگرشی تحلیلی ـ تاریخی درباب نقش بانوان محدث شیعه، توسط شرکت چاپ ونشر بین‌الملل منتشر و در اختیار علاقه‌مندان و متفکران قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...