«پرسش‌های بزرگ: درمانی برای خردمندان» [The big questions : therapy for the sane or how philosophy can change your life] اثر لومارینوف [Lou Marinoff] منتشر شد.

پرسش‌های بزرگ: درمانی برای خردمندان» [The big questions : therapy for the sane or how philosophy can change your life] اثر لومارینوف [Lou Marinoff]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «پرسش‌های بزرگ: درمانی برای خردمندان» اثر لومارینوف را انتشارات شب خیز با ترجمه ایمان همتی و سیده معصومه موسوی منتشر کرده است.

لو مارینوف نویسنده و محقق  کانادایی تبار است. او استاد فلسفه و مطالعات آسیایی در کالج سیتی نیویورک و رئیس بنیانگذار انجمن پزشکان فلسفی آمریکا است.

 در معرفی این اثر او ناشر آورده است:

لو مارینوف نویسنده‌ی کتاب افلاطون به جای پروزاک است، کتابی که در سرتاسر جهان پرفروش بوده، به بیست زبان چاپ شده و در هفتاد و پنج کشور به فروش رسیده است. او استاد تمام فلسفه در دانشگاه سیتی کالج نیویورک و بنیان‌گذار انجمن کارورزان فلسفی آمریکاست.
این کتاب یکی از اصلی‌ترین متون در مشاوره‌ی فلسفی‌ست. مشاوره‌ی فلسفی، جنبشی به‌نسبت نوپدید در فلسفه است که تلاش دارد اندیشه‌ و گفت‌وگوی فلسفی را برای حل کردن مشکلات شخصی به کار گیرد. در سال‌های اخیر، مشاوره‌ی فلسفی به صورتی روزافزون در سرتاسر جهان در حال گسترش بوده و مکملی تأثیرگذار برای مشاوره‌ی روان‌درمان‌گرانه ایجاد کرده است.

«پرسش‌های بزرگ: درمانی برای خردمندان» اثر لومارینوف در 384 صفحه با قیمت 110 هزارتومان در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...