شماره ۱۲۳ «نگاه نو» با بخش ویژه حقوق شهروندی و عکس روی جلد فضل‌الله رضا منتشر شد.

نگاه نو به حقوق شهروندی در شماره 123

به گزارش ایسنا، بخش ویژه این شماره از فصلنامه که به حقوق شهروندی اختصاص دارد، با این مطالب همراه است: «بازگشت به قانون؛ چرا حقوق شهروندی در وضعیت بحرانی است؟» نوشته حسین فراستخواه، «تحول حقوق شهروندی، از امتیازهای انحصاری به حقوق فراگیر» نوشته سیما راستین، «سرآغاز حقوق شهروندی در ایران» از محمدحسین خسروپناه و «کشمکش بر سر تغییر قانون اساسی مشروطه» از آرمان نهچیری.

در بخش «جایزه‌های نوبل ۲۰۱۹» مجله «نگاه‌ نو» هم این مطالب درج شده است: «جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، نوبل استثنایی» نوشته مژده دقیقی، «راوی حساس؛ خطابه الگا توکارچوک، برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۸» با ترجمه آبتین گلکار، «خطابه نوبل ادبیات ۲۰۱۹، پیتر هانتکه» با ترجمه رضا رضایی، «جایزه نوبل صلح ۲۰۱۹» با ترجمه محمدعلی آتشبرگ و «جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۱۹».

«نبرد برای فتح امپراتوری جهانی نفت، به مناسبت هشتادمین سالگرد آغاز جنگ جهانی دوم» از تورج اتابکی، «ایران، اعتراضات بنزین، آینده» نوشته محمد فاضلی، «گذر از ساعت صفر» از پرویز صداقت، ««سوسیالیسم» برای ثروتمندان» نوشته احمد سیف، «سوسیالیسم و آزادی» نوشته دیوید هاروی با ترجمه حسین رحمتی و «جستن رستگاری در نوشتن؛ کافکا و هدایت رو در روی یکدیگر» از محمدرفیع محمودیان «مقاله‌های» این شماره هستند.

در بخش«نقد و نظر» نیز این مطالب منتشر شده است: «نگرش موحد به کشاکش دین و دولت در دنیای اسلام»  نوشته محمد دهقانی و «میدل مارچ و زایش انسان مدرن» از نرگس انتخابی.

در بخش گفت‌وگو گفت‌وگویی با زهرا خانلو با عنوان «نه گفتن، در زمانه عاری!» منتشر شده است. «باغ‌وحش کاغذی» نوشته کن لیو با ترجمه ملیکا رمزی هم در بخش داستان به چاپ رسیده است.

«مکاشفه با کمانچه. جایزه وومکس ۲۰۱۹، افتخاری دیگر برای کیهان کلهر»، «جایزه بوکر ۲۰۱۹»، «به یاد مظاهر مصفا»، «به یاد نصرت کریمی»، «به یاد فضل‌الله رضا»، «دانشوری دلباخته فردوسی و حافظ»، «به یاد حسین دهلوی» و «جایزه خودنویس، ۱۳۹۸» مطالب درج‌شده در بخش رویدادها و گزارش‌های این شماره هستند.

«کتاب، کاریکاتور» هم با تازه‌های کتاب، نبض امروز و انتقاد کتاب همراه است.

شماره ۱۲۳ فصلنامه «نگاه نو» با سردبیری علی میرزائی در ۲۶۰ صفحه با شمارگان ۴۰۰۰ نسخه و قیمت ۳۰هزار تومان منتشر شده است.

الوند بهاری، مژده دقیقی، محمد دهقانی، رضا رضایی، آبتین گلکار و حسین معصومی همدانی از هیئت مشاوران این مجله هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...