سومین شماره مجله «گاهِ نقد» با موضوع «تاریخ ایران باستان» منتشر شد.

گاه نقد تاریخ ایران باستان رسید

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این شماره از این ماهنامه به بررسی و تحلیل «تاریخ ایران باستان» در فضای نشر کشور می‌پردازد و به واکاوی فرایند پدیدارشدن کشفیات باستان‌شناسی و شرق‌شناسی و بازتاب یافته‌های آن‌ها در کتاب‌های تاریخ می‌پردازد.

از این روی مهم‌ترین و معتبرترین کتاب‌های تاریخ ایران باستان نقد و بررسی می‌شوند و نگاهی سرتاسری به سپهر نشر کشور انداخته خواهد شد. «گفتار»، «دیدار»، «نقدوار»، «هشدار» و «رهیار» بخش‌های گوناگون این شماره هستند که هرکدام از زاویه‌ای ویژه به ایران باستان در آینه کتاب‌ها نگریسته‌اند.

در «گفتار»، جعفر مرادحاصلی، سردبیر این شماره از «گاه نقد»، به جست‌وجوی سرچشمه‌های کشفیات باستان‌شناختی در ایران می‌پردازد و آنچه را که ایرانیان از گذشته و تاریخ خود می‌دانند ریشه‌یابی می‌کند. در ادامه به نسل اول تاریخ‌پژوهان ایرانی می‌پردازد و نگاهی به تاریخ باستان در عرصه سیاست می‌اندازد.

بخش «دیدار» از زاویه نگاه ایران‌شناسی به دیدار ایران باستان می‌رود و سه عنوان از کتاب‌هایی را که نگاهی کلی به گذشته ایران انداخته‌اند مرور می‌کند.

در بخش «نقدوار» مهم‌ترین کتاب‌های چاپ‌شده نویسندگان ایرانی و خارجی در زمینه ایران باستان بررسی و موشکافی می‌شوند. در این بخش کتاب‌ها بر پایه دوره‌های تاریخی دسته‌بندی شده‌اند و به‌ترتیب به دوره مادها، هخامنشیان، اسکندر مقدونی و سقوط هخامنشیان، دوران اشکانیان، سلسله ساسانیان و در پایان ورود اسلام به ایران و سقوط ساسانیان پرداخته می‌شود. بخش ویژه‌ای نیز به کورش هخامنشی اختصاص دارد که به کتاب‌های گوناگون پیرامون زندگی و کشورداری کورش نگاهی می‌اندازد. همچنین در قسمت تازه‌های کتاب، جدیدترین کتاب‌های این حوزه معرفی و بررسی می‌شوند.

بخش «هشدار» گشتی در بازار کتاب ایران می‌زند و ناشران کتاب‌های تاریخی و زمینه‌های کاری آنان را تحلیل و بررسی می‌کند. این بخش به درون‌مایۀ کتاب‌های چاپ‌شده و ناشران آن‌ها نگاهی ژرف می‌اندازد و سهم مطالب تازه و نو و مطالب کهنه و تکراری را در عرصه نشر واکاوی می‌کند.

در بخش «رهیار» نیز یک بسته پیشنهادی کتاب برای دوست‌داران تاریخ ایران باستان فراهم شده است که موضوعات گوناگونی را پوشش می‌دهد و به شرق‌شناسی و انتقادات واردشده بر آن نگاهی ویژه دارد.

شماره سوم ماهنامه «گاه نقد» به سردبیری جعفر مرادحاصلی، در ۲۲۰ صفحه در مراکز پخش و روزنامه‌فروشی‌ها عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...