چاپ دوم کتاب «مبانی حقوق عمومی در ایران کهن» نوشته‌ی دکتر محمد رسولی منتشر شد.

مبانی حقوق عمومی در ایران کهن محمد رسولی

به گزارش کتاب نیوز، چاپ جدید کتاب «مبانی حقوق عمومی در ایران کهن» در 148صفحه وزیری و با قیمت 30هزار تومان توسط انتشارات سمرقند منتشر شده است.

ناشر در معرفی این کتاب آورده است:

«این کتاب به دلیل اینکه حاوی یک نظریه و سخن تازه است توجه صاحب نظران را به خود جلب نموده است. پیش از این متخصصان حقوق عمومی می‌پنداشتند که حقوق عمومی، در قرن هجدهم میلادی و به طور مشخص با انقلاب کبیر فرانسه آغاز شده است؛ اما دکتر محمد رسولی که علاوه بر داشتن دکترای حقوق عمومی، شاهنامه‌شناس و محقق تاریخ عهد کهن است؛ در پی پژوهش های عمیق خود، به کشف و نظریه‌ی تازه‌ای رسیده که بر اساس آن در دوران عهد کهن، یعنی قبل از چهار هزار سال پیش، همه‌ی مبانی حقوق عمومی و مفاهیم آن مانند ملت، دولت، واحد سیاسی، قانون اساسی، نوعی پارلمان و... وجود داشته است.
این کشف با دلایل کافی و آوردن نمونه‌هایی از شاهنامه فردوسی، اوستا و کتب آسمانی به طور مبسوط در این کتاب توضیح داده شده است.»

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...