چاپ دوم کتاب «اقتصاد سیاسی، جنگ و انقلاب» [Dynamics of change in the Persian Gulf : political economy, war and revolution] تالیف انوشیروان احتشامی [Anoush Ehteshami] شرحی از وضعیت سیاسی و اقتصادی کشورهای اطراف خلیج فارس که تاریخچه‌شان همواره با انقلاب و جنگ گره خورده است.

اقتصاد سیاسی، جنگ و انقلاب» [Dynamics of change in the Persian Gulf : political economy, war and revolution] تالیف انوشیروان احتشامی [Anoush Ehteshami]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، انتشارات دنیای اقتصاد چاپ دوم کتاب «اقتصاد سیاسی، جنگ و انقلاب» تالیف انوشیروان احتشامی ترجمه ایوب فرخنده را با مقدمه محسن خلیلی، استاد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد روانه بازار نشر کرد. این کتاب شرحی است از وضعیت سیاسی و اقتصادی کشورهای اطراف خلیج فارس که تاریخچه‌شان همواره با انقلاب و جنگ گره خورده است.

حکومت در میان کشورهای عربی خلیج فارس، شکل‌هایی گونه گون دارد ولی «شیخ» و شیخوخیت، کماکان نماد حکومت ورزی است. شیخ فرمانروای برخاسته از قبیله و ایل و طایفه و خاندان است. بنابراین، حکومت‌های دودمانی، سیاست را در انحصار خود گرفته‌اند و سیاست ورزی را به امری انحصاری تبدیل کرده‌اند، اما چند گاهی است عناصر اربعه عربی در حوزه خلیج فارس، یعنی «شیخ و شتر و شمشیر و شیر نفت» بی‌ثبات شده‌اند و کشش‌های مدرنیته، آنان را به ورطه دگرگونی افکنده است. این کتاب، شرحی است بر آهنگ و جهت دگرگونی در منطقه‌ای که سامانش با جنگ و انقلاب گره خورده و جوهر منازعات آن اقتصاد سیاسی است.

اقتصاد متکی بر نفت و گاز خلیج فارس، اکنون در دو ورطه افتاده است؛ اولی، شیوخ صاحب شتر است که اکنون می‌خواهند با پول و دلار، «توسعه» را به روندی بسیار کوتاه‌مدت تبدیل کنند. بنابراین، در ادامه همین موضوع، بر سر تقسیم منافع و شراکت‌های مختلف، درگیری‌هایی میانشان اتفاق می‌افتد. ورطه دوم هم تغییر است؛ به این معنا که توسعه پروژه‌وار یک کشور، به باقی کشورها هم منتقل می‌شود. از یک طرف، در تمامی این کشورها، زلزله‌های بسیار بزرگ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در حال وقوع است و از طرف دیگر، آرزوها و امیال سیاسی به‌شدت نوخواهانه در حال ظهور است. کتاب معتقد است که کشورهای اطراف این خلیج، همیشه مالامال از بی‌ثباتی سیاسی بوده‌اند؛ پر از درگیری‌های مرزی و طایفه‌ای و خاندانی و مذهبی؛ پر از رقابت برای درگیرکردن قدرت‌های بزرگ جهانی در سرنوشت سیاسی و اقتصادی. کتاب «اقتصاد سیاسی؛ جنگ و انقلاب» شرحی است از وضعیت سیاسی و اقتصادی کشورهای اطراف خلیج فارس که تاریخچه‌شان همواره با انقلاب و جنگ گره خورده است.

انوشیروان احتشامی، استاد و مدیر مشترک شورای تحقیقات اقتصادی و اجتماعی مرکز مطالعات پیشرفته جهان عرب در دانشگاه دورام است. او عضو مجمع جهانی اقتصاد و نایب رئیس و رئیس شورای انجمن مطالعات خاورمیانه بریتانیا در سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ بود. وی افزون چاپ ۲۱ کتاب و خودنوشته، بیش از ۹۰ مقاله و مجلد ویرایش نیز به نام خود دارد.

انتشارات دنیای اقتصاد چاپ دوم کتاب «اقتصاد سیاسی، جنگ و انقلاب» تالیف انوشیروان احتشامی ترجمه ایوب فرخنده را در ۴۶۴ صفحه به بهای ۳۵۰ هزار تومان روانه بازار نشر کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...