مریم زندی امیدوار است که بتواند در سال جدید مجوز انتشار کتاب «عکس‌های انقلاب» خود را بگیرد و کتاب عکس «چهره‌های 5» را نیز منتشر کند.

مریم زندی بانوی عکاس کشورمان در گفت‌وگو با فارس گفت: مدت زیادی است که همچنان منتظر دریافت مجوز انتشار کتاب عکس‌های انقلاب هستم ولی هنوز هیچ خبری نشده است و امیدوار هستم که بتوانم در سال 89 سرانجام آن را به چاپ برسانم.

وی درباره دلیل این همه تأخیر در صدور مجوز کتابش اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت:‌ عکس‌های این کتاب هیچ مشکلی ندارند و مایلم که در کشور خودم آن را چاپ کنم، چون این عکس‌ها متعلق به ایران است، اما اگر به هر دلیلی امکان چاپ آن‌ها وجود نداشته باشد، ناشری فرانسوی برای چاپ این کتاب اظهار تمایل کرده است که در صورت ناچار شدن، کتابم را در فرانسه منتشر خواهم کرد.

وی همچنین درباره کتاب چهره‌های 5 که مقدمات انتشار آن فراهم شده است، گفت: این کتاب که حدود 6 سال است روی آن کار کرده‌ام، درباره اهالی موسیقی ایران است.
وی ادامه داد: این کتاب شامل بالغ بر 100 تصویر است که تقریباً کار عکاسی آن‌ها تمام شده است و امیدوار هستم که در سال جدید آن را به چاپ برسانم.

مریم زندی همچنین هر ساله تقویم‌هایی را با استفاده از عکس‌های خودش منتشر می‌کند. وی امسال نیز دو تقویم منتشر کرده است،‌یکی باعنوان «دلشدگان» درباره هنرمندان موسیقی ایران و دیگری با عنوان «مائده‌های تازه» که هر دو این تقویم‌ها با استقبال خوبی رو به رو شده، به طوری که به چاپ دوم رسیده است.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...