نشر تاریخ ایران کتاب «حلقه‌های گمشده: برگ‌هایی از تاریخ اقتصادی و اجتماعی ایران عصر صفوی» [Missing Links Leaves of the social and economic history of Iran in the Safavid era ‭(collection of articles).‬‬] اثر رودی متی [Rudolph P. Matthew] (شرقشناس شهیر هلندی) و ترجمه سمیه خانی‌پور را منتشر کرد.

حلقه‌های گمشده: برگ‌هایی از تاریخ اقتصادی و اجتماعی ایران عصر صفوی» [Missing Links Leaves of the social and economic history of Iran in the Safavid era ‭(collection of articles).‬‬]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «حلقه‌های گمشده» در ۳۹۸ صفحه و بهای ۲۶۰ هزار تومان توسط نشر تاریخ ایران منتشر شد.

سمیه خانی پور دکترای تاریخ دارد و هم‌اکنون عضو هیأت علمی گروه ایرانشناسی دانشگاه ولیعصر(عج) رفسنجان است. به قلم او پیشتر کتاب «ایران و بحران اقتصادی: تحولات اقتصادی ایران قرن دوازدهم قمری» نیز توسط نشر تاریخ ایران منتشر شده که معرفی آن در این نشانی قابل دسترسی است.

اما «حلقه‌های گمشده» شامل مجموعه مقالات رودی متی شرق‌شناس و ایران‌شناس بنام هلندی است که خدمات شایان توجهی به فرهنگ و تاریخ ایران ارائه کرده است. موضوع آن تاریخ اقتصادی و اجتماعی ایران عصر صفوی است که شوربختانه محققان ایرانی آنچنان که بایسته و شایسته است نتوانسته‌اند در این حوزه از تاریخ تولید محتوایی ارزنده داشته باشند که بخش اعظم آن مربوط به نداشتن تخصص لازم و نیز نبود داده و عدم دسترسی به اسناد است.

متی در این مجموعه اوضاع اقتصادی ایران به‌ویژه بحث تعامل و تبادلات بازرگانی ایران با کمپانی‌های هند شرقی انگلیس، هلند و فرانسه و میزان واردات و صادرات ایران در عصر صفوی را با تأکید بر اقتصاد تک‌محصولی مبتنی بر ابریشم، بخوبی توصیف و تبیین کرده است.

«حلقه‌های گمشده» همچنین سیاست‌های اقتصادی ایران و عملکرد اقتصادی شاهان صفوی را نیز مورد بررسی قرار داده و نقش آنها در رونق و شکوفایی و رکود اقتصادی کشور را در این دوره بخوبی نشان داده است. متی همچنین توانسته است وضعیت اجتماعی، از جمله آداب و رسوم ایرانیان و دیدگاه آنها درباره غربیان را بخوبی برای خواننده و مخاطب شرح دهد. این امر در شناسایی نگاه ایرانیان به غرب و غربیان بسیار کمک کننده و مفید است. نباید فراموش کرد این آگاهی‌ها در منابع دسته اول ایران صفوی به هیچ‌وجه ثبت نشده است.

کتاب شامل ۹ مقاله (فصل) به ترتیب با این عناوین است:

فصل اول: دیدگاه‌های صفویه نسبت به غرب: علاقه یا بی‌میلی
فصل دوم: بازرگان عصر صفوی: بررسی شرکای تجاری آنان و تحلیل برداشت حاکمیت از آنها
فصل سوم: قهوه در دوران صفویه: تجارت و مصرف
فصل چهارم: سیاست‌های ضدعثمانی و حقوق ترانزیتی تجارت ابریشم در قرن هفدهم بین ایران صفوی و مسکو
فصل پنجم: ضیافت شیرینی برای شاه رقابت انگلستان و هلند در دربار شاه سلطان حسین (سلطنت ۱۷۲۲- ۱۶۹۴م/۱۱۳۵-۱۰۰۵ ق)
فصل ششم: کمپانی هند شرقی هلند و ابریشم خام آسیایی: از ایران تا بنگال از طریق چین و ویتنام
فصل هفتم: تجارت طلا بین ونیز و سورات در اواخر دوران صفویه
فصل هشتم: شکوفایی و افول بندر بصره در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی / دهم و یازدهم قمری
فصل نهم: روایت یک شاهد عینی از سقوط سلسله صفویه

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه. پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟ پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...