• 12 تیر 1401

    محسن-رنانی-نخبگان-ما-گفتوگو-بلد-نبودند

    50 روایت توسعه از 50 تلاشگر حوزه اندیشه برای فهم علل شکست ما... در طول گفت‌وگوها دریافتیم که گفت‌وگو خود توسعه است... گفت‌وگو، توسعه و کودکی تفکیک‌ناپذیرند... برخی حاضر به شنیدن نقد خویش نشدند چون دیگری را صاحب صلاحیت برای اندیشه‌ورزی و نقد خویش نمی‌دانستند... نخبگان مرزی دو سوی عرصه سیاست و جامعه باید پا به میدان گذارند و باهم و با حکومت و با جامعه گفت‌وگو کنند... وقتی دولت مستأصل شده، بهترین زمان برای گفت‌وگوست... زمان قهر و گوشه‌گیری و ناامیدی نیست باید برای منافع ملی یکپارچه شویم ...

  • 30 خرداد 1401

    پیرامون-بنیادگرایی-بازار-مهدی-صادقی

    مصدق در اینجا نمادی بیش نبود و آنچه توجه مرا جلب کرد هجوم بی محابای اینان (دکتر غنی نژاد و همکاران) به هر آنچه احساس کنند سر راهشان است... سرمایه داری نولیبرال به گواه گری بکر حتی روابط عاطفی را مشمول سود و زیاد می‌سازد و تأکید می‌کند که باید ذهنیتی آفریده شود که حتی در عاطفی‌ترین روابط به جز سود و زیان به چیز دیگری نیندیشد... حکومتی قتال و سرکوبگر پیش قدم اجرای این سیاست‌ها شد... این یک افسانه است که این سیاست‌ها در غرب درست اجرا شد ولی در جهان سوم درست اجرا نشد ...

  • 15 خرداد 1401

    نئولیبرالیسم-در-گفتوگو-با-مسعود-امیدی

    اگر در لیبرالیسم بیشتر بر آزادی و حقوق شهروندان در برابر حاکمیت‌های مطلقه تاکید می‌شد، نئولیبرالیسم بیشتر متمرکز بر آزادکردن سرمایه‌ها از قید محدودیت‌های قانونی در حوزه روابط کار، محیط‌زیست، مالیات و... است... گشودن دروازه‌های بازار داخل روی کالاهای وارداتی، صنعت‌زدایی و بیکاری ساختاری، افزایش فقر و فاصله طبقاتی... واگذاری دارایی‌های ملی به دست دوستان و اقوام و آشنایان تحت‌عنوان خصوصی‌سازی... شکل‌گیری یک گرایش الیگارشیک در ساختار قدرت و نئوفاشیسم... حذف خدمات اجتماعی دولت برای 99درصد مردم ...

  • 20 اردیبهشت 1401

    بنمایههای-توسعهیافتگی-و-توسعهنیافتگی-محمد-ستاریفر

    از منظر اجتماعی 4 نوع نظم را می‌توان بازشناخت: «نظم لرزان» یا بی‌ثباتی، «نظم پایه»، «نظم بالغ» و نهایتا «نظم فراگیر» که اینجا همان نقطه‌ای است که قدرت با توسعه‌یافتگی پیوند می‌خورد... در قانون اساسی کنونی، قدرت جایگاه تعریف‌شده‌ای ندارد... بخشی از کار امیرکبیر، رضاخان و بعد رضاشاه، پی‌ریزی سطوحی اولیه از حاکم‌کردن قانون بر جغرافیای هرج‌ومرج و بی‌ثباتی است... اقتصاددان خوب نیازمند فهم درست تاریخ، جامعه و فرهنگ است... هر اندازه محافل مدنی در ایران شکل بگیرد، این محافل می‌توانند پایه‌ای برای توسعه ...

  • 07 دی 1400

    سرمایه-نقد-اقتصاد-سیاسی-کارل-مارکس

    شامل سه کتاب است: بسط تولید سرمایه، فرایند گردش سرمایه و فرایند کلی تولید سرمایه‌داری... پول است که انسان‌ها و کار آنان را می‌خرد... هرچه بر شمار ماشین‌ها افزوده شود از شمار کارگران و از نسبت سرمایه‌ی در گردش (یعنی دستمزد) به سرمایه‌ی ثابت (ماشین‌ها، تأسیسات و غیره) کاسته می‌شود... هر از چندی، این دور گسسته می‌شود: مغازه‌ها پر و فروشگاه‌ها بسته، رکود و سرانجام ورشکستگی... سود باید میان همه‌ی گرگ‌های گله تقسیم شود... سرمایه‌دار به تاجر، واسطه، بانکدار و مالک تبدیل می‌شود... برده‌ی پول ...

  • 22 خرداد 1400

    مبانی-اقتصادی-دولت-رفاه-در-گفتوگو-با-علی-سرزعیم

    مباحثی که در جلسات تصمیم‌گیری حکومتی مطرح می‌شود، تقریبا در همان سطح و کیفیت مباحثی است که مردم در جلسات خصوصی عنوان می‌کنند!... اگر کسی بگوید من راه‌حلی دارم که هیچ کس ناراحت نمی‌شود، مطمئن باشید که شارلاتان است. عصای موسی در اقتصاد وجود ندارد... بهتر است دولت در بعضی بخش‌ها مداخله کند تا مجبور نشویم همه اقتصاد را مثل کمونیسم دولتی کنیم... ایده یارانه نقدی در حال همه گیری جهانی ست. به همه یک حداقلی بدهیم و در عوض سوبسیدها و یارانه‌ها را حذف کنیم... رشد بلندمدت از سرمایه انسانی و نوآوری می‌آید ...

Loading
بر دو تحول مهم تأکید دارد... خیزش و افول پروژه نومحافظه‌کارانه‌ی قرن جدید آمریکایی؛ دوم، ظهور چین به عنوان پیشگام رنسانس اقتصادی شرق آسیا... پیش بینی کرد که بین غرب و شرق یا به عبارت دیگر بین غرب و سرزمین‌های تحت تصرفش توازن قدرت به وجود می‌آید، به قسمی که نابرابری را اندکی عقب براند... موفقیت اصلاحات چین به دلیل اتخاذ سیاست شوک درمانی نیست، بلکه این کشور ثبات اجتماعی را در اولویت قرار داد و دو هدف ایجاد شغل و بازساخت اقتصادی را توأمان دنبال کرد ...
دوری نظامیان از اقتصاد و سیاست شرط اول توسعه... تمکین مقامات به قانون... شرط سوم، شکل گیری نهادها و سازمان‌های بلندمدت است... در سال ۵۵ شاه تصمیم‌ گرفت ایران را ده ساله به ژاپن برساند؛ سند چشم‌انداز ۲۰ ساله هم می‌خواست ما را ۲۰ ساله به ژاپن اسلامی تبدیل کند... اگر برای سی سال به غرب تضمین بدهیم که غنی‌سازی نخواهیم کرد مثل این است که به غرب تضمین بدهیم: کارخانه سایپا برای سی سال پراید تولید نخواهد کرد... ادامه مناقشه اتمی بازی در میدان غربی‌هاست ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
موسیقی زنگ‌دار و پرسروصدا و آشفته و مقطعِ «انسانِ طبیعت/ انسانِ تاریخ» را بر زمینه‌ی سکوت در بیابان/ تمنا به گوش می‌رسانند... دستگاه مستبدانه‌ی خشن با تقسیم‌کردن سرزمین، برخلاف انتظار، مردم را از سرزمین محروم می‌کند و چرخه‌ی وام تمام‌ناشدنی را آغاز می‌کند و اودیپ را ممکن می‌سازد... پس از نقد «خانواده‌ی مقدس» و پنج مغالطه‌ی روانکاوی، مبادرت به تبارشناسی همزمان اودیپ و دولت لازم می‌آید ...
برخی دولت‌ها غارتگر هستند؛ یعنی رهبرانشان غیر از غارت منابع کشور دستاوردی برای ملتشان ندارند، هیچ اراده‌ای هم برای توسعه ندارند... دولت‌های توسعه‌گرا به دو نوع دموکراتیک و اقتدارگرا تقسیم می‌شوند... توسعه را به‌عنوان هدف کانونی خود در نظر می‌گیرد و کلیه اهداف دیگر را به نفع توسعه به حاشیه می‌راند؛ یعنی اهدافی مثل عدالت یا مثلاً دموکراسی و آزادی‌های مدنی... دیوان‌سالاری‌های کارآمد، شایسته‌سالار، فنی، به دور از حاشیه‌های سیاسی... بستر بین‌المللی مناسب ...
جزئیات حیرت‌انگیزی از قدرت و نفوذ دست‌های پشت پرده‌ی مافیای واردات دارو... فراز و فرودهایی آشنا و اتفاقاتی پرشتاب از زندگی شغلی «یک زن ایرانی»... یک تجربه‌‌ی زیسته‌‌ از فرآیند بیست‌ساله‌ی ساخت و فروش یک داروی بیوتکنولوژیک... از داروخانه‌ای در جنوب تهران تا داروسازی در بروجرد لرستان. از نسخه‌پیچی تا اعزام به هاوانا برای انتقال فناوری تولید واکسن هپاتیت... نمایی‌ست نزدیک از وضعیت صنعت در ایران امروز ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
آثاری از این دست فقط ما را عالم‌تر یا محقق‌تر نمی‌کنند، بلکه حال ما را خوش‌تر و خوب‌تر می‌کنند... می‌گوید مفاهیم اخلاقی 8 تاست... ما نخست قهرمانان اخلاقی و قدیسان اخلاقی و فرزانگان اخلاقی (به صورت خلاصه اسوه‌های اخلاقی) را تشخیص می‌دهیم، سپس می‌گوییم هر چه در اینها هست، از نظر اخلاقی خوب یا درست یا فضیلت است... اما ما نمی‌توانیم به احساسات و عواطف صرف تکیه کنیم... ممکن است کسی از یک جنبه الگو باشد و از جنبه‌های دیگر خیر... پس ما معیاری مستقل از وجود الگوها یا اسوه‌ها داریم! ...
شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...