اقتصاد؛ علم انسانیت | مرور


کتاب «اقتصاد؛ از دیدگاه انسانی» اثر دکتر محمد طبیبیان سفری است از دل تاریخ تا زندگی امروز ما؛ سفری که نشان می‌دهد؛ اقتصاد فقط محاسبه، نمودار و فرمول نیست. اقتصادی که وقتی درست فهمیده شود، می‌تواند انتخاب‌های ما را گسترده‌تر، چالش‌ها را قابل‌فهم‌تر و آینده ما را ساختنی‌تر کند. محمد طبیبیان اقتصاد را همچون داستانی انسانی روایت می‌کند: داستان تلاش بشر برای اینکه رنج کمتر، رفاه بیشتر و آزادی به‌معنای واقعی در دسترس باشد.

خلاصه کتاب اقتصاد؛ از دیدگاه انسانی» اثر دکتر محمد طبیبیان

روایت این کتاب از عصر روشنگری آغاز می‌شود درست در زمانی که اندیشمندان دریافتند؛ ثروت واقعی نه در انبارهای طلا، بلکه در توان تولید، خلاقیت و همکاری انسان‌هاست و به بُعد دیگری از این جریان پی‌بردند. اینجاست که اندیشه آدام اسمیت بعنوان پدر اقتصاد مدرن وارد کتاب می‌شود.

آدام اسمیت توضیح می‌دهد که جامعه زمانی رشد می‌کند که تقسیم کار در آن شکل بگیرد. هر فرد تنها بخشی از نیازهای خود را با تولید شخصی تامین می‌کند و بخش بزرگی از رفاه او حاصل کار دیگران است.

بنابراین هر کس ناچار می‌شود بخشی از محصول خود را به دیگران ارایه کند و در مقابل نیازهایش را از تلاش دیگران به‌دست آورد. در چنین نظمی، انسان‌ها از طریق دادوستد داوطلبانه به یکدیگر متصل می‌شوند. هر فرد در تلاش برای تامین معاش خود، ناخواسته به تامین نیازهای دیگران نیز کمک می‌کند.

به همین دلیل اسمیت جامعه مدرن را نوعی جامعه تجاری می‌داند؛ جامعه‌ای که در آن هر فرد به نوعی بازرگان است و رفاه عمومی از دل شبکه گسترده‌ای از مبادلات شکل می‌گیرد. در این چارچوب، بازار تنها محل خرید و فروش کالا نیست بلکه سازوکاری اجتماعی است که به انسان‌ها امکان می‌دهد از نتایج کار یکدیگر بهره‌مند شوند و منابع جامعه به شکلی کارآمدتر تخصیص یابد.

از این منظر، سرکوب ساز وکار داد وستد داوطلبانه در واقع به معنای سرکوب بازارهاست یعنی اقدامی که نه‌تنها به اقتصاد آسیب می‌زند، بلکه به نوعی به جنبه‌ای از انسانیت نیز لطمه وارد می‌کند. زیرا بازار یکی از ابزارهایی است که همکاری، انتخاب و آزادی عمل افراد را ممکن می‌سازد. وقتی این سازوکار مختل شود، جریان اطلاعات و انگیزه‌هایی که تولید و مصرف را هماهنگ می‌کنند نیز تضعیف می‌شود.

در همین جا مساله مهمی مطرح می‌شود که آیا می‌توان جامعه‌ای را تصور کرد که در آن هر فرد داوطلبانه تولید کند و محصولات خود را بدون ساز وکار بازار در اختیار دیگران بگذارد؟ در نگاه نخست چنین جامعه‌ای انسانی و آرمانی به نظر می‌رسد، اما اقتصاددانان معتقدند؛ دوام چنین سیستمی با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شود.

نخستین مشکل، پدیده‌ای است که در اقتصاد به آن مسئله طفیلی یا سواری مجانی (Free Rider) گفته می‌شود. در چنین شرایطی ممکن است برخی افراد بدون آنکه خود در تولید مشارکت کنند، از تولید دیگران بهره‌مند شوند. اگر این رفتار گسترش پیدا کند، فشار بیشتری بر تولیدکنندگان وارد می‌شود و انگیزه آنان برای ادامه تلاش کاهش می‌یابد.

دومین مساله به انگیزه‌های تولید مربوط می‌شود. تولید اغلب نیازمند صرف زمان، انرژی، مهارت و تحمل دشواری است. اگر تفاوتی میان کسی که سخت کار می‌کند و کسی که هیچ تلاشی ندارد وجود نداشته باشد، بسیاری از افراد ممکن است تنها حداقل لازم را انجام دهند یا حتی از مشارکت در تولید صرف‌نظر کنند. در نتیجه سطح تولید و نوآوری در جامعه کاهش می‌یابد.

سومین مشکل به تخصیص منابع مربوط است. در اقتصاد بازار، قیمت‌ها نقش نوعی پیام‌رسان را دارند. افزایش یا کاهش قیمت‌ها به تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان علامت می‌دهد که کدام کالا کمیاب‌تر است، چه چیزی باید بیشتر تولید شود و منابع محدود چگونه بهتر استفاده شوند.

اگر این سازوکار وجود نداشته باشد، جامعه با دشواری در تشخیص نیازهای واقعی و تنظیم تولید روبه‌رو می‌شود و احتمال کمبود برخی کالاها یا اتلاف منابع افزایش می‌یابد.

چهارمین مساله این است که حتی اگر تولیدکنندگان با نیت خیرخواهانه فعالیت کنند، تولید آنان بیشتر بر اساس ترجیحات شخصی شکل می‌گیرد، نه لزوما نیازهای واقعی جامعه. در چنین شرایطی ممکن است کالاهایی تولید شوند که جذاب یا مورد علاقه افراد است، اما کالاهای ضروری کمتر مورد توجه قرار گیرند. به همین دلیل، هرچند نیکوکاری و کمک داوطلبانه ارزشمند است، اما نمی‌توان کل سازمان اقتصادی یک جامعه را تنها بر پایه آن بنا کرد.

در کنار این مباحث، کتاب به برخی دیدگاه‌های تاریخی درباره اقتصاد نیز اشاره می‌کند. برای نمونه، در دوره‌ای از تاریخ اروپا دیدگاهی به نام مرکانتیلیسم رایج بود. بر اساس این دیدگاه، دولت‌ها می‌کوشیدند با تشویق صادرات و محدود کردن واردات، ثروت کشور را افزایش دهند. در آن زمان تصور می‌شد قدرت اقتصادی کشورها با میزان طلا و نقره‌ای که در اختیار دارند سنجیده می‌شود. اما اندیشمندان اقتصاد کلاسیک نشان دادند که ثروت واقعی کشورها بیش از آنکه به ذخایر فلزی وابسته باشد، به توان تولید و کارایی اقتصادی جامعه بستگی دارد.

کتاب در ادامه به دیگر متفکران بزرگ اقتصاد نیز می‌پردازد که ریکاردو با نظریه مزیت نسبی که توضیح داد کشورها چگونه می‌توانند از طریق تجارت متقابل سود ببرند؛ مالتوس که درباره پیامدهای رشد جمعیت هشدار داد و مارکس که نقدهای جدی بر ساختار سرمایه‌داری مطرح کرد.

هر یک از این اندیشه‌ها تلاشی بود برای پاسخ به پرسشی مشترک که چگونه می‌توان جامعه‌ای ساخت که در آن مردم زندگی بهتر و باکرامت‌تری داشته باشند. در قرن بیستم، اقتصاد شکل علمی دقیق‌تری به خود گرفت. اقتصاددانانی مانند آلفرد مارشال و نئوکلاسیک‌ها تلاش کردند رفتار اقتصادی را با ابزارهای تحلیلی و ریاضی توضیح دهند.

اما یکی از مهم‌ترین تحولات با ظهور جان مینارد کینز رخ داد. او در دوران رکود بزرگ نشان داد که بازار همیشه به‌طور خودکار به تعادل مطلوب بازنمی‌گردد و در برخی شرایط، مداخله دولت برای تحریک اقتصاد و کاهش بیکاری ضروری است. بعدها اقتصاددانانی مانند میلتون فریدمن و مکتب پولی نیز دیدگاه‌های تازه‌ای درباره نقش پول و سیاست‌های اقتصادی ارائه کردند.

آنچه روایت این کتاب را متمایز می‌کند، پیوندی است که میان این اندیشه‌های جهانی و تجربه اقتصادی ایران برقرار می‌شود. هنگامی که سخن از تورم، سیاست پولی یا سرمایه‌گذاری به میان می‌آید، نویسنده با مثال‌هایی از اقتصاد ایران نشان می‌دهد که این مفاهیم چگونه در زندگی روزمره مردم نمود پیدا می‌کنند؛ از قیمت نان و ارزش پول ملی گرفته تا تصمیم‌هایی که خانواده‌ها در مدیریت درآمد و هزینه‌های خود می‌گیرند.

در نهایت، پیام اصلی کتاب این است که اقتصاد پیش از آنکه مجموعه‌ای از فرمول‌ها و مدل‌های انتزاعی باشد، دانشی درباره زندگی انسان‌هاست. پشت هر نظریه اقتصادی، تصوری از انسان، آزادی او، شان او و امکان دستیابی‌اش به زندگی بهتر قرار دارد. تصمیم‌های اقتصادی چه در سطح سیاست‌گذاری و چه در انتخاب‌های روزمره افراد، همگی بخشی از سرنوشت جمعی جامعه را شکل می‌دهند.

به همین دلیل، این کتاب در حقیقت دعوتی آرام اما عمیق است: اینکه اقتصاد را دوباره انسانی ببینیم و به این درک برسیم که این دانش هدفش تنها شمارش اعداد و نمودارها نیست، بلکه کمک به انسان‌ها برای بهتر زیستن، بهتر انتخاب کردن و ساختن آینده‌ای پایدارتر است.

سید محمد طبیبیان اقتصاددان ایرانی، استاد سابق دانشگاه صنعتی اصفهان و موسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه است. او مدافع بازار آزاد است و چند سال به عنوان استراتژیست در دولت ایران حضور داشت. از دیگران آثار این نویسنده می­توانید کتاب اقتصاد ­و عدالت اجتماعی، روش‌­علمی: بازخوانی اسلوب‌های اندیشه علمی از عصر روشنگری تاکنون و اندیشه آزادی: نگاهی از منظر اقتصاد سیاسی به تجربه‌ی ایران معاصر بخوایند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...