استاد محمد سروش محلاتی در کتاب «وکالت در دولت اسلامی» سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایهٔ عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟
او با رویکردی اجتهادی و تطبیقی، چالش‌های فقهی نظریه وکالت سیاسی را مطرح و راه‌حل‌های علمای برجسته معاصر را تحلیل می‌کند.

خلاصه وکالت در دولت اسلامی» اثر محمد سروش محلاتی

نویسنده ابتدا ضمن مروری بر سیر تاریخی بحث از دوران نهضت مشروطه تا جمهوری اسلامی و دلایل افول تدریجی مباحث علمی پیرامون وکالت سیاسی؛ به تحلیل ماهیت فقهی وکالت (نیابت، استنابه، وصایت) و بررسی دیدگاه‌های صاحب جواهر، سید ابوالحسن اصفهانی، امام خمینی و آیت‌الله منتظری در توسعهٔ مفهوم فقهی وکالت برای مسائل اجتماعی و سیاسی می‌پردازد.

سپس چالش‌ها و اشکالات فقهی وکالت در حکمرانی را بررسی می‌کند و به آن‌ها پاسخ می‌دهد:
- جایز بودن عقد وکالت: آیا وکالت قابل فسخ یک‌طرفه است و با ثبات دولت تعارض دارد؟ (بررسی لزوم عقلایی و شروط ضمن عقد).
- فوت موکل: با فوت شهروندان، آیا وکالت باطل می‌شود؟
- کثرت و اختلاف موکلان: چگونه نظر اکثریت در وکالت مبنا قرار می‌گیرد؟
- تبعیت وکیل از موکل و حق نظارت مردم: بررسی دیدگاه‌های شهید مطهری و شهید بهشتی.
در این بخش فصلی هم به نقد نظریه تفکیک اختصاص داده شده است. نقد نظر آیت‌الله جوادی آملی درباره تفکیک امور مکتبی از امور اجرایی.

استاد سروش محلاتی در ادامه با نسبت‌سنجی میان «ولایت» و «وکالت» به بررسی ۸ الگوی فقهی در تلفیق یا ترجیح این دو مفهوم می‌رسد:
1. تبعیت وکالت از ولایت 2. تفکیک قلمرو ولایت و وکالت 3. تقدیم ولایت بر وکالت 4. ولایتِ مبتنی بر وکالت 5. ولایت در اجرا، وکالت در نظارت 6. ترکیب ولایت و وکالت 7. تجمیع وکالت و ولایت 8. تنفیذ ولایت با وکالت

در بخش ضمایم کتاب نیز هفت متن کلیدی از متفکران و فقهای قرن اخیر به این ترتیب به بحث و نظر گذاشته شده است:
گزیده تنبیه الامّة و تنزیه الملّة (پایه‌گذاری مشروطیت و وکالت عامه) به قلم میرزای نائینی، نگاهی به رساله اللئالی المربوطة اثر شیخ اسماعیل محلاتی؛ تقریرات درس خارج اصول (محاضرات فی الاصول) پیرامون وکالت اثر امام خمینی؛ شرحی بر یادداشت‌ها و جلسات شهید مرتضی مطهری دربارهٔ ماهیت رأی مردم و حکومت اسلامی؛ مروری بر مباحث وکالت از کتاب ولایت فقیه اثر نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی؛ نگاهی به نظریه «وکالت مالکان شخصی مشاع» از کتاب حکمت و حکومت دکتر مهدی حائری یزدی و نظری بر بیانات شهید دکتر بهشتی پیرامون حاکمیت مردم و نقش وکالت.

به عنوان مثال آیت‌الله میرزا محمدحسین نائینی (پیرامون حق نظارت ملت و ماهیت وکالت) می‌نویسد: «عموم ملت از این جهت و هم از جهت مالیاتی که برای اقامه مصالح لازمه می‌دهند، حق مراقبت و نظارت دارند… و تمکّن از آن در این باب به انتخاب ملت متوقف است.»

یا شهید مرتضی مطهری (درباره ماهیت رأی مردم و وکالت) گفته است: «حقیقت رأی دادن توکیل و وکیل کردن است، نه تفویض حق حکومت… تمام افراد کشور مثل سهامداران یک شرکت هستند که می‌خواهند هیئت مدیره معین کنند که هیئت مدیره از طرف آنها تصمیم بگیرد.»

اما امام خمینی در تقریرات اصول فقه خود، در نقد اینکه حکومت و قضاوت را فقط بر پایه «وکالت از مردم» استوار کنیم، آورده است: «تعیینُ النّاس عبارةٌ عن توکیل الغیر فی التّصرّف فی أموالهم وسائر شئونهم والوکالة جائزة فلهم العزل فیختلّ الأمور… انتخاب مردم [اگر صرفاً وکالت فقهی باشد] به معنای وکیل کردن دیگری در تصرف در اموال و شئون است؛ و از آنجا که وکالت عقدی جایز است، موکلان حق عزل دارند و این امر موجب اختلال امور و تزلزل حکومت می‌شود؛ در حالی که جامعه نیازمند حاکم و قاضی‌ای است که حکمش به‌طور قاطع و غیرقابل نقض نافذ باشد.»

در مقابل شهید بهشتی بر این باور بود که قدرت در حکومت اسلامی نه یک سلطهٔ ذاتی، بلکه یک «امانت» است که از سوی مردم به مسئولان سپرده می‌شود: «صاحبان اصلی حق حاکمیت، خودِ مردم هستند و مسئولان و متصدیان حکومت، نه “صاحبان حق”، بلکه “امین” و “وکیل” جامعه هستند که باید دقیقاً در چارچوب خواست، مصلحت و نظارت مردم حرکت کنند.»

ایشان در تحلیل‌های خود، رأی و انتخاب مردم را نه یک امر تشریفاتی، بلکه رکن اصلی مشروعیتِ اِعمال قدرت در امور عمومی می‌دانستند: «در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای ادارهٔ زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد.»

از نظر شهید بهشتی، رابطهٔ وکیل (حاکم) و موکل (مردم) با یک رأی‌گیری پایان نمی‌یابد، بلکه نیازمند نظارت دائمی است: «مسئولیتِ وکیل در برابر موکل، مستلزم آن است که راه برای نظارتِ مستمر و پرسش‌گری مردم باز باشد. حکومت وقتی می‌تواند ادعای اسلامیت کند که در آن، مردم در تمام صحنه‌ها ناظر و پرسش‌گرِ عملکردِ وکلای خود باشند.»

کتاب «وکالت در دولت اسلامی» در 232 صفحه و با قیمت 450هزار تومان توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...