• 24 آبان 1400

    علامه-طباطبایی-و-نقد-فقه-قرآنگریز-محمد-سروش-محلاتی

    افراط در امر حدیث، کار را به آنجا رسانید که از یک سو ظواهر کتاب را حجت ندانستند، اما به مثل «مصباح الشریعه» و «فقه الرضا» حجیت دادند... در حوزه‌های علمیه، چنان برنامه‌ریزی و طراحی شده که هیچ نیازی به قرآن احساس نمی‌شود... در مقام استنباط اگر اصل، قرآن قرار بگیرد، به یک دسته نتایج می‌رسیم، اما اگر روایات را اصل قرار بدهیم، نتایج دیگری... مثلا حقوق زن... در قرآن، احکام فقهی با مسائل اخلاقی، پیوند دارد... به ظواهر احکام، بسنده کردند...کار جامعه به دست خود مردم است و نمی‌توان مردم را حذف کرد ...

  • 06 اسفند 1397

    آیا-انتخابات-در-جمهوری-اسلامی-نمایشیست

    اگر حاکم خود را فوق قانون اساسی بداند، مردم چه حقی برای انتخاب‌کردن خواهند داشت و چگونه می‌توان انتخابات را «ممکن» شمرد؟!... ولی فقیه، در کلیه شؤون حکومت، مقیّد به شیوه و روش خاصی برای اداره کشور نیست و بر اساس مصلحتی که خود تشخیص می‌دهد، حق تصمیم‌گیری و اقدام دارد... وقتی مردم، نه در انتخاب رهبری و نه شکل‌گیری نهادهای حکومتی؛ مانند مجلس و ریاست جمهوری و نه تصمیمات مربوط به ادارۀ جامعه، بالاصالة حقّی ندارند، پس «جمهوری» بودن نظام به چه معناست؟! ...

Loading
هرگاه شهروندان از حاکمان شکایت داشته باشند، محکومند؛ چه این‌که هیچ‌گاه امکان محکوم‌کردن حاکم، وجودندارد!... در این اختلاف نیز خلیفه طرف دعوا بود و به همین دلیل، نمی‌توانست قاضی این دعوا باشد... این فتوا بر برخی گران آمده‌است و آن را با «ولایت مطلقه» در تضاد دیده‌اند... بر این اساس فرمانروای جامعه اسلامی، حق دارد با حکم ولایی خود، اموال فردی را که متعلق به بیت‌المال است، بدون محاکمه مصادره کند، برای کسی که او را مزاحم جامعه می‌داند، بدون اجازه‌ی دفاع، حکم صادر کند، او را به‌زندان بیندازد، تبعید ...
شیخ فضل الله نوری: نوشتن قانون اساسی بدعت است!... مصباح یزدی: مشروعیت قانون اساسی به ولی‌فقیه است و اگر قانون اساسی امضای ولی‌فقیه را نداشت کاغذ پاره‌ای بیش نبود چرا که وی جانشین امام زمان(عج) است و پیروی از او بر همگان واجب است... اکثریت مردم چه حقی دارند که تایید کنند قانون اساسی را؟!... مرحوم نائینی: برای مقید کردن حاکم به ناچار باید قانون اساسی داشته باشیم و امکان نظارت بر حاکم بر اساس قانون اساسی باید وجود داشته باشد ...
بر مومنان لازم است که همیشه پادشاهان خود را دعای خیر کنند؛ مخصوصا پادشاهان صفویه، که حقوق ایشان تالی حقوق سیدالمرسلین و حضرات معصومین صلوات الله علیهم است... اگر کسی می‌خواهد از ولی فقیه انتقاد کند باید قداست و جلالت ولی فقیه را در نظر بگیرد... آیا کسی مانند شهید مطهری داریم که بگوید: «معتقد بوده و هستم هر مقام غیرمعصومی که در وضع غیرقابل انتقاد قرار بگیرد هم برای خودش خطر است و هم اسلام.» ...
عبیدالله بن زیاد در روز هفتم محرّم به عمر سعد نامه زد که: «بین حسین بن علی و اصحابش با آب فاصله میاندازی! چرا؟ چون همان کاری را که با عثمان کردند، ما امروز باید مقابله کنیم...» قضیه چیست؟ مگر آنجا امام حسین(ع) مقصّر بودند؟ ... انقلابیون راه آب را به خلیفه بسته بودند... آیا استفاده از «عطش» در فقه شیعه به عنوان «سلاح جنگی» توصیه شده است؟! ...
آیا امام حسین(ع) در ماجرای عاشورا، در فضای عقلانیت و با اعتنا به ملاک‌های خردپسندانه در پی تحقق ارزش‌های اسلامی بود؟ ... گزارشات تاریخی درباره مذاکرات بین امام و ابن سعد چیست؟... برای شیخ مفید هیچ مشکلی نیست که در کتابش بنویسد: امام حسین(ع) حاضر بود برود شام و با یزید مذاکره کند... بزرگانِ ما مثل اینکه خجالت می‌کشند بگویند که امام حسین با یزید برود مذاکره کند؟! ...
امام در نوفل لوشاتو در پاسخ به خبرنگار فرمودند: «هر فردی از افراد ملت حق دارد که «مستقیماًً» در برابر سائرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد.»... آیت الله مصباح یزدی در مقاله حکومت و مشروعیت می‌نویسد: «... احتمال خطا و اشتباه در مورد ولی‌فقیه وجود دارد و ممکن است دیگران به خطای او پی ببرند، از این رو می‌توان از ولی‌فقیه انتقاد کرد.» ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...