کتاب «بلوغ دینی دختران» یا بررسی مبانی فقهی سن تکلیف دختران در 13سالگی به قلم استاد محمد سروش محلاتی توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شد.

بلوغ دینی دختران 13 سالگی محمد سروش محلاتی

به گزارش کتاب نیوز، آیت‌الله سروش محلاتی در سه فصل این کتاب، ضمن بررسی مفهوم و حدود بلوغ دینی پسران و دختران در آیات قرآن و شرح سه عنوان کلی «بلوغ‌الحلم»، «بلوغ‌النکاح» و «بلوغ‌الاشد»، به روش حل اختلاف فتاوا و روایات در این موضوع پرداخته است.

در بخشی از این کتاب آمده است:

«در قرآن، به بلوغ با یک ملاک طبیعی در دختران و پسران اشاره شده است: بلوغ‌الحُلُم؛ یعنی زمانی‌که نوجوان به حدی از رشد برسد که امکان فرزندآوری داشته باشد، این مرحله در دختران با قاعدگی تحقق می‌یابد و تقریبا در سیزده‌سالگی اتفاق می‌افتد.
روایات در این‌باره مختلف و متعارض است و نظر «مشهور» در میان فقهاء بلوغ دختران در تمام شدن نُه سالگی است. این نظراز شیخ طوسی آغاز شده و فقهای پیشین مانند مفید و صدوق بدان فتوا نداده‌اند. از این‌رو شگفت‌آور است که چنین فتوایی،اجماعی تلقی شده و برخی محققان را به تسلیم وا می‌دارد!
در این پژوهش نظرات مختلف فقها از گذشته تا فقهای معاصر مانند آیت‌الله صانعی و آیت‌الله سبحانی مورد بررسی قرار گرفته و ضمن نقد ادله فقهی، مبانی نظریه سیزده سالگی تبیین و ترجیح داده شده است.»

خرید کتاب بلوغ دینی دختران 13 سالگی محمد سروش محلاتی

کتاب «بلوغ دینی دختران» به قلم محمد سروش محلاتی در 160 صفحه و با قیمت 90هزار تومان توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شده است.

هم اکنون این کتاب را از اینجا بخرید.

................ هر روز با کتاب ................

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...