«چشمه‌های ناب» اثر محمدجواد رودگر به همت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.

چشمه‌های ناب  محمدجواد رودگر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، اصالت در عرفان، از آن عرفان عملی است نه عرفان نظری یا علم عرفان عملی، اساساً آنگاه که از عرفان و عارف سخن به میان می‌آید، مقصود حقایق وجودی و ویژگی‌های الهی – توحیدی متجلی در کلام و کردار، قول و فعل و همه حرکات و سکنات عارف است که آنرا با مجاهدت مستمر در راه خدا و اخلاص و عمل صالح تحصیل کرد. سالکی که در بستر سلوک، مرحله به مرحله و منزل به منزل سیر کرده و تجربیات سالکانه را در نهایت به تجربه عرفانی و عارفانه تبدیل کرده و خدایی شده است‌.

آنچه در نوشتار حاضر نیز ملاحظه می‌کنید، بعد از مباحث مقدماتی مفهوم شناختی و تاریخی مختصر، بحث از اهمیت و نقش معرفت به خدا در سیر و سلوک و سپس مختصات و شرایط سیر و سلوک اهل بیتی است تا روشن شود که مقدمات و الزامات سالک و عارف شدن چیست و باید و نبایدهای سلوکی چیست؟ در واقع مباحثی در زمینه باید و نبایدهای سلوک توحیدی – ولایی شریعت‌گرایانه که در عین حال عقل‌گرا و جامعه محور عرضه شد تا زمینه برای برخی دستورالعمل‌های سلوکی و سازنده فراهم شود و روش عبدالله شدن و عندالله گشتن مقدمه نیل به شهود قلبی وجه خدای سبحان و متصف به اوصاف الهی و مظهر اسماءی حسنای خدای تبارک و تعالی شدن نیز در لابلای مباحث تعلیم داده شود.

چشمه‌های ناب اثر حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد رودگر در ۱۱۶ صفحه، قطع رقعی و قیمت ۱۹,۰۰۰ تومان توسط کانون اندیشه جوان روانه بازار شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...