دوره چهارجلدی «جلوه تاریخ در شرح نهج‌البلاغه» نوشته ابن ابی‌الحدید با ترجمه و تحشیه محمود مهدوی‌دامغانی منتشر شد.

جلوه تاریخ در شرح نهج‌البلاغه ابن ابی‌الحدید محمود مهدوی‌دامغانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۲۶۴۰ صفحه و با قیمت ۴۸۰هزار تومان در نشر نی منتشر شده است.

در معرفی این اثر آمده است: عبدالحمید بن هبه‌الله مداینی که به «ابن ابی‌الحدید» شناخته می‌شود از دانشمندان بسیار نامور و برجسته‌ سده‌ هفتم هجری است. او را فقیه، مورخ، ادیب، متکلم و شاعری اهل نظر دانسته‌اند. ۱۷ کتاب بازمانده از او که در مقدمه‌ این کتاب با آن‌ها آشنا می‌شوید از کتاب‌های مأخذ در رشته‌های مختلف‌اند. چند کتاب او بررسی و نقد افکار نامورانی چون غزالی، زمخشری یا شرح گفته‌های ابن اثیر و فخر رازی است. در میان آثار علمی او شرح بیست‌جلدی نهج‌البلاغه را برگزیده‌تر از دیگر کتاب‌هایش دانسته‌اند و خوشبختانه بدون هیچ کاستی در گذر روزگار پابرجای مانده و بارها در کشورهای اسلامی چاپ شده است. مباحث تاریخی و اجتماعی شرح نهج‌البلاغه که بخش عمده‌ آن است با بهره‌بری از منابعی تدوین شده که در دسترس مورخ بزرگی چون محمدبن جریر طبری نبوده و کتاب حاضر برگردان همان مطالب به فارسی است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...