مرکز مطالعات فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و معاونت فرهنگی ارشاد برای سال 2008 که از سوی یونسکو به نام "رودکی" و "غزالی" نام‌گذاری شده است، در تدارک برنامه‌های ویژه‌ای هستند. 
  
رئیس مرکز مطالعات فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دبیر بخش بین‌الملل کنگره مولانا در گفت‌وگو با فارس، درباره فعالیت‌های این مرکز در سال 2008 که بنام رودکی و سخنرانی از سوی یونسکو نام‌گذاری گذاشته شده است، گفت: «ما در جلساتی که داریم برای برنامه‌ریزی سال آینده بحث رودکی و غزالی را مطرح کردیم و برنامه‌هایی در این زمینه خواهیم داشت ولی ریز برنامه‌ها را در حال حاضر نمی‌توانیم اعلام کنیم.»

"ابوالحسن خلج منفرد" درباره کلیت برنامه‌های مرکز مطالعات فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به مناسبت سال 2008 که بنام رودکی، غزالی نامگذاری شده است عنوان کرد: «این مرکز بیشتر درپی برنامه‌های فرهنگی در دیگر کشورهاست و احتمالا به این مناسبت برنامه‌هایی در هند، پاکستان، بنگلادش و کشورهایی از این دست خواهد داشت.»

وی درباره موضع‌گیری پیرامون سال رودکی و غزالی و اینکه آیا هنوز این ذهنیت وجود دارد که کشورهای دیگر بزرگان فارسی زبان را از آن خود می‌کنند، اظهار داشت: «بحث مولانا و جنجال‌های ربودن او قدری پیچیده‌تر بود و اما رودکی به این نحوی که مطرح شده مشکلی نداریم چرا که پدر شعر فارسی است و تاجیک‌ها هم با ما هم زبانند.»

خلج منفرد خاطرنشان کرد: «پرداختن به رودکی و غزالی در سال 2008 در طرح و برنامه سازمان ارتباطات فرهنگی در دست تصویب است در حال حاضر نمی‌توان جمع بودجه تخصیصی به این موضوع را عنوان کرد ولی وقتی ریز برنامه‌ها اعلام شد می‌توان دقیق‌تر به بودجه اختصاصی پرداخت.»
 

دو پسر تصمیم دارند در محله کوچک‌شان که تنها چهارده خانه در آن وجود دارد، به تحقیق درباره ادعای کیث که می‌گوید مادرش یک جاسوس آلمانی است، بپردازند... جنگ جهانی دوم در جریان است... روی سینه‌ریز نقش معروف سه حرف روی زمینه‌ای آبی و براق بود... با اغواگری راه خود را به خلوتگاه استفن و کیث که مملو از بویی شیرین است، باز می‌کند... همه‌ی نازی‌ها در طرف دیگر جبهه نیستند ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...
فرزندان هیزم‌شکنی فقیر، به نام تیل‌تیل و میتیل... در شب عید نوئل چراغانی کاخ همسایه را بی‌رشک و حسد تماشا کنند... کافی است دانه‌ی الماس را به آهستگی بچرخانند تا روح اشیا و جانوران را که از چشم افراد گیج پنهان می‌مانند، ببینند... به درون «کاخ شب» راه می‌یابند... نخستین منزل «سرزمین خاطرات» است... در «قلمرو آینده» با کودکانی که در آینده باید زاده شوند، آشنا می‌گردند... ...
محض سرگرمی طاووس پرورش می‌دهد... زوج جوانی که به تازگی فرزند نوزاد خود را از دست داده اند... به مجرد کوچکترین بحث و جدلی یکدیگر را متهم می‌کنند: تو خودی نیستی... پس از مرگ شوهر همه شیرهای آب خانه را باز می‌کند... به درمانگاه سقط جنین مراجعه می‌کنند تا بچه را سقط کنند... رابطه خوبی با پدر مجسمه‌سازش ندارد... همه‌ یتیم‌ها را جز دوقلوهایی که در جنگ کشته می‌شوند، سر و سامان می‌دهد ...
ژاپنی‌ها مالزی را تصرف کردند و هزاران اسیر انگلیسی را واداشتند که خط آهنی در جنگل‌های بیرمانی و تایلند بکشند. پانصد نفر از ایشان را به نزدیک رودخانه‌ی کوای می‌آورند تا در آنجا پلی در نقطه‌ای بنا کنند که از نظر رزمی بسیار مهم است... سه تن با چتر نجات در جنگلی نزدیک مرز بیرمانی فرود می‌آیند و عملیات تخریب پل را در همان روز افتتاح آن تدارک می‌بینند... سرهنگ به ژاپنی‌ها اطلاع می‌دهد ...