به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، با حضور آیت‌الله علیرضا اعرافی مدیر حوزه‌های علمیه و حجت الاسلام نبوی معاون تبلیغ و امور فرهنگی حوزه‌های علمیه، شامگاه دیروز در اختتامیه هفتمین جشنواره هنر آسمانی در سالن همایش‌های مدرسه معصومیه(س)، از برگزیدگان این جشنواره تجلیل شد.

جایزه هنر آسمانی به چپ دست‌ها و واو رسید

در این جشنواره در دو بخش رمان، داستان، خاطره، روایت و شعر از برگزیدگان به شرح زیر تجلیل به عمل آمد:

بخش رمان:
یونس عزیزی برای رمان «چپ دست‌ها» حائز رتبه نخست شد و اسماعیل واقفی برای کتاب «واو» و حسین زحمتکش زنجانی برای کتاب «بوی نم باروت» شایسته تقدیر شناخته شدند.

بخش داستان:
رتبه نخست در بخش داستان کوتاه به حبیبه جعفری برای کتاب «محمد» تعلق گرفت و از زهرا حسینی برای اثر «راحیل» تقدیر شد.

نثر ادبی:
حجت الاسلام سید عبدالحمید عظیمی برای اثر «یک جفت کفش زخمی» و نظیفه سادات موذن برای اثر «مثل گل آفتابگردان در شب» مشترکا رتبه نخست را از آن خود کردند.

بخش شعر:
در این بخش ضمن تقدیر از حجت‌الاسلام رضا حاجی‌حسینی، راضیه مظفری، عاطفه جوشقانیان، رضا خورشیدی و سید ابراهیم موسوی، از طیبه رضوانی برای اثر «عروس بابا» و «وقت خواب» در بخش شعر کودک تجلیل به عمل آمد.

بخش ویژه:
از سمیه زارع خردمند در موضوع فضای مجازی، طیبه عباسی در موضوع تکفیری‌ها و سعید مبشر در بخش وحدت بین مسلمین تقدیر به عمل آمد.

................ هر روز با کتاب ...............

این سی و دو دفتر را در زندانی نوشت که در رژیم موسولینی از سال 1929 تا مرگ خود، به مدت یازده سال، در آن به سر برد... به رغم عدم دسترسی به کتاب‌ها و مراجع لازم، درباره‌ی متنوع‌ترین و مشکل‌ترین مسائل سیاست، فلسفه، تاریخ فکری و اجتماعی، هنر و ادبیات به بحث می‌پردازد... یادداشت‌هایی درباره‌ی ماکیاولی، سیاست و دولت جدید، درباره‌ی بسط بورژوازی ایتالیایی؛ ادبیات و حیات ملی، تأملاتی درباره‌ی دانته و درباره‌ی رمان پاورقی ...
حقیقت این است که شهرت «دو قرن سکوت» بیش از آنکه مرهون ارزش و اعتبار علمی‌اش باشد، حاصل محتوای ایدئولوژیک آن است... موضوعات علمی را به سبک ادبی برای هر دو گروه متخصص و متوسط می‌نوشت... سبک او که آمیزه‌ای بود از اطلاعات وسیع و مقبول علمی در بیانی سرشار از جذابیت ادبی و روایتگری... غزالی قهرمان کتاب فرار از مدرسه است و حافظ قهرمان از کوچه‌ی رندان است و نظامی قهرمان پیر گنجه در جستجوی ناکجا آباد ...
زمان وقوع حوادث داستان دهه‌ی 1930 میلادی و مقارن با دوره‌ی رکود بزرگ اقتصادی آمریکاست... تنها دارایی ارزشمند خانواده‌شان، بشقابی است که روی آن یک رودخانه، سه آدم، یک پل و درخت بیدی آبی‌رنگ نقش بسته است... مدام مجبور به کوچ از جایی به جای دیگر برای کسب درآمدی ناچیز بوده‌اند... آسیب‌های روانی و عاطفی که در این دوره بر کودکان وارد شد، در دهه‌های بعد آثار خود را در زندگی بزرگسالی‌شان نشان داد ...
هواپیما هربار حدود 2000 کیلومتر از بالای صحرا طی می‌کند... اگر اجباراً به سطح زمین پایین بیاید در خطر این هست که با گلوله‌ی تفنگ قبایل متعصب سوراخ سوراخ شود... زندگی‌کردن عبارت است از گفتگوی دو به دو با مرگ، همواره رفتن و باز هم رفتن و فضای تازه را پیوسته دورتر یا بالاتر جستجوکردن... مرگ پیش از او به سراغ محبوبه‌اش، رفته بود؛ همان زنی که با همه‌ی لطافت و ظرافت آسمانی‌اش از گوشت و پوست و خواهشِ نفس ساخته شده بود ...
یادآوری دونوازی چندباره‌ این دو همکلاسی زمینه‌ساز ورود مخاطب به دنیای بی‌کلام و شگفت‌انگیز موسیقی است... عصا همواره نماد نیروی برتر یا سحر و جادو بوده... قلمروزدایی درست همان کاری‌ است که موسیقی انجام می‌دهد... پرنده با ساکسیفون آلتوی توی دستش و همراه با عطر ملایم قهوه بالاخره نواختن «کورکووادو» را آغاز می‌کند... شاید بتوان به مدد موسیقی چهره واقعی «گ» را شناخت و در بدبینانه‌ترین حالت آن را بازسازی کرد ...