شماره‌ نوروزی مجله‌ «وزن‌دنیا» ویژه صدسالگی احمد شاملو منتشر شد.

وزن دنیا 35

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، شماره‌ سی‌وپنجم مجله‌ «وزن‌دنیا» با پرونده‌ای درباره‌ میراث احمد شاملو ۱۰۰ سال پس از تولد و ۲۵ سال پس از مرگ او، بازخوانی کارنامه‌ تریستان تزارا از سرآمدان مکتب دادا و با هدیه‌ نوروزی وزن‌دنیا شامل ۱۵ پرتره‌ اختصاصی از احمد شاملو به قلم بهزاد شیشه‌گران منتشر شد.

در این شماره‌، از ۴۴ شاعر معاصر، شعر منتشر شده است. همچنین در بخش کارگاه وزن دنیا، نمونه‌هایی از آثار شاعران نوخاسته درج شده است.

در بخش «تعریف و تبصره» شماره‌ ۳۵، در پرونده‌ای مفصل به این پرسش پرداخته‌ شده که ۱۰۰ سال پس از تولد و ۲۵ سال پس از مرگ، میراث شاملو برای شعر امروز چیست؟ بهزاد خواجات در یادداشتی به این پرسش پاسخ داده که از شاملو در ما و بر ما چه مانده است؟ محمد آزرم در یادداشتی به دستاوردهای فرمی شعر شاملو به عنوان میراث او پرداخته است. علی ثباتی نیز در یادداشتی به این پرسش پرداخته که تاریخ‌آگاهیِ شعر شاملو می‌تواند امروز پاسخی برای بحران دامن‌گیرِ تاریخمندی شعر مدرن بیابد؟

مشیت علایی در پاسخ به سوالات صابر محمدی به این موضوع پرداخته‌ که احمد شاملو چطور در حیات پس از مرگش، بارها به صحنه‌ شعر سیاسی بازگشته است؟ محمدحسین دلال‌رحمانی نیز در یادداشتی به این پرسش پرداخته‌ که آیا حیاتِ نابهنگام و ترکِ گفت‌وگو با گذشته‌ تاریخی، میراثِ شاملو برای شعر امروز است؟ همچنین با مسعود خیام، درباره‌ مواجهه با شعر شاملو، ۲۵ سال پس از مرگ او گفت‌وگو شده است.

در بخش دیگری از این پرونده به این پرسش پرداخته‌ شده که تلاش‌ها برای انتقالِ میراثِ شعری احمد شاملو به نسل امروز تا چه حد موفق بوده است؟ نویسندگان این بخش شوکا حسینی و الهام میزبان هستند. در انتهای این پرونده، ۱۵ پرتره از احمد شاملو به روایت بهزاد شیشه‌گران منتشر شده است.

در بخش در دوردست این شماره، در پرونده‌ای با عنوان «مرد تقریبی»، به بازخوانی کارنامه‌ تریستان تزارا از سرآمدان مکتب دادا پرداخته‌ شده است. بابک تبرّایی یادداشتی را با عنوان «چرا باید تزارا بخوانیم» به رشته‌ تحریر درآورده و بخشی از شعر «مرد تقریبی» نوشته‌ تریستان تزارا را ترجمه کرده است. همچنین وزن‌دنیا به طور اختصاصی با سارا بِی چِنگ، استاد دانشگاه یورک درباره‌ جایگاه تزارا در جنبش دادا به گفت‌وگو پرداخته‌ است. ماریوس هنتا، استاد دانشگاه گوتنبرگ نیز در یادداشتی اختصاصی با عنوان «ماجراجویی در آرشیو آوانگاردیسم» اهمیت مانیفست دادا را بازخوانی کرده است.

سرمقاله‌ این شماره توسط پوریا سوری، با عنوان «جا نمی‌زنیم» به موضوع لشکرکشی مجازی در تخطئه‌ میراث ادبی ایران و ضرورت مقابله با این پدیده به رشته‌ تحریر درآمده است.

شماره‌ ۳۵ «وزن‌دنیا»، در ۲۰۰ صفحه و با قیمت ۳۰۰ هزار تومان در کتاب‌فروشی‌ها و کیوسک‌های مطبوعاتی معتبر در دسترس مخاطبان شعر است. این مجله زیر نظر شورای سردبیری شامل پوریا سوری، صابر محمدی و میترا فردوسی منتشر می‌شود.

................ هر روز با کتاب ................

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...