تصویربرداری تله‌فیلم "پایان بازی" به‌کارگردانی "کاظم معصومی" و تهیه‌کنندگی «علیرضا رئیسیان» بر اساس رمان "فردریش دورنمات" به پایان رسید. 
  
این فیلم تلویزیونی که از یک ماه قبل به کارگردانی "کاظم معصومی" جلو دوربین رفته بود، مرحله تصویربرداری خود را پشت سر گذاشت تا به زودی روی میز تدوین قرار گیرد. بنا بر این گزارش، "پایان بازی" را "علیرضا رئیسیان" برای گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما تهیه می‌کند و بازیگرانی چون مسعود رایگان، بابک حمیدیان، کاظم هژبر آزاد، سعید شهریاری و فرامرز روشنایی در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند.

"پایان بازی" برداشتی آزاد از داستان "قاضی وجلادش" اثر "فردریش دورنمات" است و ماجراهای آن حول شخصیتی به نام سرگرد شکیبا رقم می‌خورد که افسر ویژه قتل اداره آگاهی است. او در پایان خدمت خود دچار بیماری مزمنی شده است و همزمان با پرونده‌ای پیچیده در مورد قتل مشکوک یکی از افسران اداره آگاهی درگیر می‌شود تا اینکه ...

به گزارش فارس "پایان بازی" بر اساس فیلمنامه‌ای از کاوه سجادی حسینی و علی کاظمیان ساخته شده است و دیگر عوامل آن عبارتند از:

مدیر تصویربرداری: مرتضی غفوری، صدا بردار: داریوش صادق پور، طراح چهره‌پردازی: مهران روحانی، طراح صحنه و لباس: محسن پناهی، مدیر تولید: محمدرضامنصوری.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...