تصویربرداری تله‌فیلم "پایان بازی" به‌کارگردانی "کاظم معصومی" و تهیه‌کنندگی «علیرضا رئیسیان» بر اساس رمان "فردریش دورنمات" به پایان رسید. 
  
این فیلم تلویزیونی که از یک ماه قبل به کارگردانی "کاظم معصومی" جلو دوربین رفته بود، مرحله تصویربرداری خود را پشت سر گذاشت تا به زودی روی میز تدوین قرار گیرد. بنا بر این گزارش، "پایان بازی" را "علیرضا رئیسیان" برای گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما تهیه می‌کند و بازیگرانی چون مسعود رایگان، بابک حمیدیان، کاظم هژبر آزاد، سعید شهریاری و فرامرز روشنایی در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند.

"پایان بازی" برداشتی آزاد از داستان "قاضی وجلادش" اثر "فردریش دورنمات" است و ماجراهای آن حول شخصیتی به نام سرگرد شکیبا رقم می‌خورد که افسر ویژه قتل اداره آگاهی است. او در پایان خدمت خود دچار بیماری مزمنی شده است و همزمان با پرونده‌ای پیچیده در مورد قتل مشکوک یکی از افسران اداره آگاهی درگیر می‌شود تا اینکه ...

به گزارش فارس "پایان بازی" بر اساس فیلمنامه‌ای از کاوه سجادی حسینی و علی کاظمیان ساخته شده است و دیگر عوامل آن عبارتند از:

مدیر تصویربرداری: مرتضی غفوری، صدا بردار: داریوش صادق پور، طراح چهره‌پردازی: مهران روحانی، طراح صحنه و لباس: محسن پناهی، مدیر تولید: محمدرضامنصوری.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...