شماره هفتادوچهارم «نقد و بررسی کتاب تهران» ویژه بهار ۱۴۰۲ منتشر شد.

نقد و بررسی کتاب تهران 74

به گزارش ایسنا، در پیش از متن این شماره در «نام نیک پایدار!» درباره ناصر تکمیل همایون می‌خوانیم و سپس هرمز همایون‌پور درباره محمد مصدق مطلبی با عنوان «رهبر نهضت ملی، از الف تا ی» نوشته است.

بخش مقالات هم با این مطالب همراه است: «آنی اِرنو نویسنده فرانسوی، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۲۲» نوشته اردشیر لطفیان، «یادگیری مداوم در عصر دانش‌بنیان» نوشته فریده مشایخ و کاوه بازرگان، «مطبوعات در خاطرات» نوشته فرید قاسمی، «شناسنامه در عصر مشروطیت» نوشته مسعود محمدی خبازان، «نزار قبانی در زبان فارسی» نوشته کامیار عابدی، «سفره‌دار فرهنگ» نوشته مجید جلیسه، «شاعری با کوله‌بار تجربه» نوشته فرهاد عابدینی، «کتاب بدفرجام یا...؟» نوشته سیروس پرهام.

«پس بگردید و بگردد روزگار!» نوشته محمدهادی فرزانه در بخش نام بعضی نفرات، «مشکل بزرگ آقای کتابچی!» نوشته صفرعلی کرمی در بخش داستان، «سمک عیار» نوشته حسن ذوالفقاری در بخش افسانه‌های ایرانی، «از میان کهنه کتاب‌ها، نشریه‌ها، مدارک و عکس‌های قدیمی» نوشته محمد حسین عزیزی در بخش کهنه کتاب‌ها و «با دوچرخه تا «ماچوپیچو، نماد تمدن اینکاها» نوشته عباس رزاقی در بخش سفرنامه درج شده‌اند.

همچنین شعرهایی از بیدل دهلوی، اخوان ثالث، سجاد سامانی، گلدیس آذرنوش و امیل ورهارن با ترجمه شهرام امیرپور در بخش شعر منتشر شده است.

در این شماره از «نقد و بررسی کتاب تهران» سیروس پرهام، ایرج‌ پارسی‌نژاد، علی حصوری، میرداود داور، مصطفی بیان، هرمز همایون‌پور و عبدالعلی دستغیب هم نقدهایی بر کتاب‌های فارسی نوشته‌اند.

کتاب‌های خارجی، معرفی کوتاه، خاطرات فرهنگی، خواندنی‌ها، گزارش‌ها و کتاب‌ها و نشریه‌های تازه از دیگر بخش‌های این شماره هستند.

هفتاد و چهارمین شماره «نقد و بررسی کتاب تهران» با صاحب امتیازی و مدیرمسئولی هرمز همایون‌پور در ۱۸۴ صفحه با قیمت ۷۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...