طنز علیه دیکتاتوری | الف


در چاپ اول «دانش‌‌‌نامه‌ی بزرگ شوروی» در سال 1926 از لطیفه‌‌‌های سیاسی به عنوان یک ژانر یاد شده است و در این خصوص نوشته شده: «این ژانر که در لحظات حساس سیاسی، اهمیت و تأثیرگذاری بسیاری دارد به عنوان سلاحی ویژه در مبارزه‌ی سیاسی محسوب می‌‌‌شود».

داس و خنده» و «چکش و خنده لطیفه های شوروی: میخائیل میلنیچینکو Mikhail Melʹnichenko

برای مدت طولانی، لطیفه ژانری غیرقانونی بود که هم تعریف کردن و هم گوش دادن به آن می‌‌‌توانست بهانه‌‌‌ای باشد برای تعقیب قضایی آن فرد از طرف دولت. فقط در یک دوران بسیار کوتاه و آن هم در دوران جنگ جهانی دوم این ژانر قانونی شد و از آن در جهت تبلیغات سیاسی حاکمان شوروی در مجلات رسمی کشور استفاده می‌‌‌شد.

دو کتاب «داس و خنده» و «چکش و خنده» اثر میخائیل میلنیچینکو [Mikhail Melʹnichenko] اولین کار علمی و همراه با موضوع‌‌‌بندی لطیفه‌‌‌هایی است که از سال 1917 تا 1991 در شوروی شنیده و ثبت شده‌‌‌اند و در اصل گردآوری‌‌‌ نظام‌‌‌مندی است از لطیفه‌‌‌هایِ ثبت‌‌‌‌‌‌شده در رسانه‌‌‌های گروهی، منابعی که مهاجرین با خود به خارج کشور برده بودند، اطلاعات رسمی از شرح حال ساکنان کشور شوروی که در مرکز اسناد شوروی ثبت‌‌‌‌‌‌ شده است، گزارش‌‌‌‌‌‌ها، پرونده‌‌‌های قضایی، ثبت و ضبط لطیفه‌‌‌ها توسط علاقه‌‌‌مندان به آثار شفاهی عامیانه، دفتریادداشت‌‌‌های مردم و همچنین سایر منابع. در مجموع این کتاب شامل 2620 لطیفه است که هر کدام از آن‌‌‌‌‌‌ها به موضوعی از تاریخ این دوران دلالت دارد که صحت ثبت تمامی آن‌‌‌ها در منابع مختلف از جمله منابعی که مهاجران از شوروی در خارج کشور از خود به جای گذاشته‌‌‌اند، منابعی که در دوران پروستوریکا و پس از آن منتشر شده‌‌‌اند و همچنین سایر منابع مختلف همچون نوارهای کاست و غیره بررسی و تأیید شده است.

نیاز نظامیان به طنز جهت افزایش روحیه منجر به آن شده بود که لطیفه‌‌‌ها و کاریکاتورهایی که در روزنامه‌‌‌ها، مجلات رسمی و یا «نشریات خط مقدمی» منتشر می‌‌‌شدند، توسط سربازان برای یکدیگر تعریف و بازگو شوند. علاوه بر این همین امر موجب ایجاد ارتباطی دوجانبه شده بود و بسیاری از نامه‌‌‌هایی که توسط سربازان به هیئت تحریریه‌ی نشریات خط مقدمی ارسال می‌‌‌شدند حاوی لطیفه‌‌‌هایی بودند که این لطیفه‌‌‌ها به نام آن سربازان ثبت می‌‌‌شدند و گردآورندگان این کتاب نیز از آن‌‌‌‌‌‌ها برای تکمیل کارشان استفاده کرده‎اند.

در سال‌‌‌های پس از جنگ، لطیفه‌‌‌‌‌‌های شوروی از مرزهای اتحاد جماهیر شوروی پا فراتر می‌‌‌گذارد و گستره‌ی جغرافیایی وسیع‌‌‌تری را دربرمی‌‌‌گیرد. تا پیش از شروع جنگ جهانی دوم، به دلیل مهاجرت روس‌‌‌ها و فرار چهره‌‌‌های ضدبلشویک به خارج از کشور و استفاده‌ی آن‌‌‌‌‌‌ها از رسانه‌‌‌های گروهی، بسیاری از سوژه‌‌‌های لطیفه‌‌‌های سیاسی روسی در کشورهای مختلف شناخته شده بودند. به گونه‌‌‌ای که در این دوران، بسیاری از لطیفه‌‌‌های مشابه، هم در مورد هیتلر و هم در مورد استالین هم‌‌‌زمان در آلمان و شوروی ثبت می‌‌‌شوند. ولی پس از جنگ، اين روند با تغييراتي همراه شده و لطیفه‌‌‌های روسی در کشورهای تحت نفوذ شوروی با همان صورت‌‌‌های مشابهی كه در شوروي شنيده ‌‌‌شده بودند، در اين كشورها نيز ثبت و ضبط شده‌‌‌اند. هنگام تجزیه و تحلیل لطیفه‎های ثبت‌‌‌شده در کشورهای اردوگاه سوسیالیستی همچون آلمان ‌‌‌شرقی، لهستان، رومانی و غیره مشخص می‌‌‌شود که بخشی قابل توجهی از سوژه‌‌‌های مختلف پس از جنگ در اين كشورها، با سوژه‌‌‌هاي روسي، ویژگی‌‌‌هاي مشتركي دارند.

تغییرات سیاسی که پس از مرگ استالین رخ ‌‌‌داد، باعث ‌‌‌شد که مردم با ترس کمتری لطیفه‌‌‌ها را تعریف کنند. هرچند در همین دوران این ژانر هنوز قانونی نبود ولی محکومیت برای تعریف لطیفه طبق ماده‌ی 190 قانون مجازات شوروی (اهانت به نظام حاکم بر شوروی) نباید با حبس بیش از هفت سال مواجه می‎شد و در منابعي که از نیمه‌ی دوم حاکمیت شوروی موجود است هیچ سندی مبنی بر تعقیب قضایی به خاطر تعریف لطیفه دیده نمی‌‌‌شود.

تمام این عوامل بر شهرت این ژانر تأثیر گذاشتند و به عقیدۀ پژوهشگران این حوزه، سال‌‌‌های 1960 تا 1980 دوران طلایی لطیفه‌ی شوروی محسوب می‌‌‌شود، طوری که کارکنان در ابتدای روزِ کاري، پس از سلام‌‌‌وعلیک، از یکدیگر می‌‌‌پرسیدند: «لطیفه‌ی جدید را شنیده‌‌‌ای؟» و سپس شروع می‌‌‌کردند به تعریف آخرین لطیفه‌‌‌ای که شنیده بودند. دولت که امکان کنترل این کُنش را نداشت ترجیح می‌‌‌داد نسبت به آن چیزی که نمی‌‌‌توانست تغییرش دهد، بی‌‌‌تفاوت باشد.

در جامعه‌ی شوروی که افراد از بیان آزادانه‌ی نظرات خویش محروم بودند، لطیفه یکی از راه‌‌‌های ابراز عقیده‌ی سیاسی بود که این کار در طی سال‌‌‌های طولانی در شوروی به ژانری شفاهی در فرهنگ عامیانه تبدیل شده بود و هر پدیده‌‌‌ای در این کشور بهانه‎ای می‌‌‌شد برای ساخت سوژه‌‌‌ای جدید که در حداقل زمانِ ممکن تمام کشور را دربرمی‌‌‌گرفت. هر متنی این امکان را می‌‌‌یافت که دهان‌‌‌به‌‌‌دهان منتقل شود و به شرط آگاهی شنونده و گوینده از اوضاع حاکم بر کشور، وارد فرهنگ عامیانه شود.

و اما در مورد لطیفه‌‌‌هایِ ترجمه‌‌‌شده باید گفت که مثلاً برخی لطیفه‌‌‌هایی که در مورد استالین رواج داشتند، بعدها در مورد خروشچف، برژنف و همچنین سایر رهبرانِ شوروی و رهبران دیگر کشورهای بلوک شرق نیز شنیده شده بودند. در این کتاب جهت صرفه‌‌‌جویی در مصرف کاغذ و جلوگیری از افزایش حجم آن و برای آن که لطیفه‌‌‌ها تکراری نباشند، چنین لطیفه‌‌‌هایی فقط یک بار آورده شده‌‌‌اند. همچنین در کتاب اصلی، شماره‌ی سندهای لطیفه‌‌‌ها نیز آورده شده بودند ولی باز هم به منظور پرهیز از افزایش بی‌‌‌مورد تعداد صفحات کتاب از آوردن شماره‌ی سندهای روسی که شاید برای بسیاری از خوانندگان بی‌‌‌مورد باشد و گاهی فقط شماره‌ی سندها نصف صفحه را می‌‌‌گرفت، از آوردن آن‌‌‌ها نیز خودداری شده است زیرا اگر تمام شماره‌ی سندها آورده می‌‌‌شد، حجم کتاب بالغ بر دوهزار صفحه می‎شد. امید است که با سامان گرفتن اوضاع نشر، بتوان همین کتاب را به همراه شماره‌ی سندها برای علاقه‌‌‌مندان و پژوهشگران این حوزه نیز منتشر کرد.

لازم به ذکر است که عنوان اصلی کتاب «لطیفه‌‌‌های دوران شوروی» است و در یک جلد منتشر شده است ولی با توجه به حجم بالای کار و افزایش هزینه‌‌‌های نشر و به طبع آن افزایش قیمت نهایی کتاب، با همفکری دوستان صاحب‌‌‌نظر تصمیم گرفته شده که کتاب فارسی در دوجلد و با دو عنوان نزدیک به هم «داس و خنده» و «چکش و خنده» منتشر شود که عنوان اول مقدم بر عنوان دوم باشد تا خواننده‌ی علاقمند بتواند جلدها را جداگانه و در فواصل مختلف تهیه کند و فشار مالی زیادی به وی تحمیل نشود. لازم به ذکر است که در این کتاب‌‌‌ها تمام پاورقی‌ها و توضیحات ابتدای هر لطیفه از مترجم است و در متن اصلی هیچ گونه پاورقی‌‌‌ و یا توضیحی برای لطیفه‌‌‌ها وجود ندارد ولی از آنجا که ممکن بود خوانندگان ایرانی با دلایل به وجود آمدنِ لطیفه و مبانی تاریخی آن آشنایی نداشته باشند، توضیحاتی در ابتدای بسیاری از لطیفه‌‌‌ها آورده شده ‌‌‌است تا خواننده بیشتر در جریان امر قرار گیرد. در ابتدا تصمیم بر آن بود که تمام این توضیحات به صورت پاورقی باشد و در متن اصلی آورده نشود ولی از آنجا که مشاهده شد حجم پاورقی‌‌‌ها تقریباً با حجم متن اصلی برابری می‌‌‌کند، این روش تغییر کرد و بسیاری از مطالب وارد متن اصلی و به عنوان توضیح ابتدای لطیفه اضافه شدند. آنچه در نهایت منتشر شد مشتمل بر 61 فصل با موضوعات مختلف است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...