مهدی کمپانی‌زارع در ششمین جلد از مجموعه «ایرانیان و قرآن» که با عنوان «شیخ طوسی و تفسیر تبیان» منتشر شده است، با نگاهی به زندگی شیخ طوسی، مقام و منزلت علمی وی و مباحث علوم قرآنی در تفسیر التبیان را می‌کاود.

به گزارش ایبنا شیخ طوسی در تمامی علوم دینی عصر خودش صاحب تالیفات فراوانی بود و علمای فریقین نیز توجه زیادی به وی داشتند. او در شاخه‌های مختلف علمی مرجعی موثق به شمار می‌آمد؛ به‌گونه‌ای که در علم فقه کمتر فردی توانست مقام وی را احراز کند.

بر اساس یافته‌های این کتاب، دانشمندان پس از وی خدمات بسیاری را به او نسبت داده‌اند که از آن میان می‌توان به تنظیم نصوص احادیثی که در کتاب‌های فقهی به کار رفته‌اند در کتاب «النهایة فی المجرد الفقه»، طبقه‌بندی رشته‌های مختلف فقهی در کتاب «المبسوط الکبیر»، گشودن باب فقه تطبیقی میان مذاهب اسلامی در کتاب «الخلاف» و جمع میان اخبار متعارض و توافق میان روایات و راه‌های استنباط احکام اشاره کرد.

نویسنده این اثر در پنج فصل «زندگی، آثار و جایگاه علمی شیخ طوسی»، «کلیاتی در باب التبیان فی التفسیر القرآن»، «منابع و ماخذ شیخ طوسی در تفسیر التبیان»، «مباحث علوم قرآنی در تفسیر التبیان»، و «ابعاد و گرایش‌های تفسیر التبیان» را بررسی کرده است.

وی در جنبه ادبی ـ لغوی این اثر نوشته است: «هرچند تفسیر شیخ طوسی به تفسیری ادبی مشهور نیست، اما کمتر تفسیری را می‌توان در جهان اسلام سراغ گرفت که تا به این حد به مباحث ادبی ـ لغوی قرآن پرداخته باشد. حجم این‌گونه مباحث اگر در این تفسیر از مباحث کلامی بیشتر نباشد، به راستی که کمتر نیست.»

استفاده از 76 منبع دینی، تفسیری و روایی در معرفی شیخ طوسی و برجسته‌ترین اثر وی در کنار گردآوری آرای سایر بزرگان در معرفی شیخ، از جمله ویژگی‌های این اثر به شمار می‌آید.

نخستین چاپ کتاب «شیخ طوسی و تفسیر تبیان» را موسسه خانه کتاب در شمارگان 3000 نسخه، 143 صفحه و بهای 26000 ریال منتشر کرده است

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...