فلسفه سیاسی به روایت کلوسکو | هم‌میهن


جورج کلوسکو [George Klosko]، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه ویرجینیا در چهار دهه اخیر در حوزه‌های نظریه تحلیلی و نظریه هنجاری در سیاست و فلسفه سیاسی آثاری چون «توسعه نظریه سیاسی افلاطون» (1986)، «اصل انصاف و الزام سیاسی» (1992)، «تعهدات سیاسی» (2005)، «کتاب راهنمای تاریخ فلسفه سیاسی آکسفورد» (2011)، «دگرگونی لیبرالیسم آمریکایی» (2017) و «چرا باید قانون را رعایت کنیم؟» (2019) را نگاشته است.

تاریخ فلسفه سیاسی» [History of political theory : an introduction] جورج کلوسکو [George Klosko]

کتاب «تعهدات سیاسی» او در سال 2007 جایزه دیوید و الین اسپیتز را توسط کنفرانس بین‌المللی مطالعه اندیشه سیاسی «برای بهترین کتاب در نظریه لیبرال و/ یا دموکراتیک منتشرشده دو سال قبل» دریافت کرد. از این نویسنده دو اثر به فارسی ترجمه شده؛ یکی به همین تازگی و در سال جاری با عنوان «جستارهایی در الزام سیاسی: چرا باید به قانونی که خود ننوشته‌ایم عمل کنیم؟» که لااقل از مشخصات اولیه منتشرشده در تارنماهای فروش کتاب نمی‌توان متوجه شد ترجمه «اصل انصاف و الزام سیاسی» است یا «چرا باید قانون را رعایت کنیم؟».

پیش از اینها اما در دهه 1380، این خشایار دیهیمی بود که ترجمه اثری دوجلدی از کلوسکو به‌نام «تاریخ فلسفه سیاسی» [History of political theory : an introduction] را در دستور کار قرار داد. این کتاب را کلوسکو در دو جلد نوشته است. جلد اول به دوران کلاسیک و قرون وسطی می‌پردازد و جلد دوم به دوران مدرن. دیهیمی اما در ترجمه هم عنوان کتاب را کمی تغییر داد، هم برای رعایت حجم متناسب کتاب، آن را به چهار جلد تقسیم کرد: دوران کلاسیک، قرون وسطی، از ماکیاولی تا منتسکیو و درنهایت، از روسو تا مارکس.

ترجمه سه جلد نخست را دیهیمی خود به سرانجام رسانید و این کتاب‌ها در برخی از دانشگاه‌های کشور نیز برای درس تاریخ فلسفه سیاسی غرب مورد استفاده اساتید و دانشجویان قرار گرفتند. البته در همان زمان سیدجواد طباطبایی در نقدی نسبت به این ترجمه که با عنوان «ترجمه و تفنن!» در تارنمای «فرهنگ امروز» منتشر شد، نکاتی درباره «پیامدهای نامطلوب انتقال پژوهش‌های حوزه‌ علوم انسانی از دانشگاه و نهادهای پژوهشی به حوزه‌ عمومی» مطرح کرد و در آن ضمن بیان برخی خطاهای راه‌یافته به ترجمه، بدین نکته اشاره کرد که کتاب کلوسکو اگرچه در مقایسه با «تاریخ فلسفه‌ سیاسی» که زیر نظر لئو اشتراوس و کراسپی در آمریکا و «تاریخ اندیشه‌ سیاسی» ‌که در فرانسه زیر نظر آلَن رنو انتشار پیدا کرده، اثری مقدماتی‌تر است، اما باتوجه به فقری که در ترجمه کتاب‌های تاریخ فلسفه سیاسی در ایران وجود دارد و دانشجویان علوم سیاسی را ناچار از مراجعه به ترجمه‌هایی چون «خداوندان اندیشه سیاسی» نوشته مایکل فاستر و «تاریخ نظریات سیاسی» اثر جرج ساباین می‌کند، ترجمه دقیق آن می‌تواند مغتنم باشد.

دیهیمی هم نوشته طباطبایی را بی‌پاسخ نگذاشت و جدا از پذیرش این نکته که ممکن است خطاهایی به ترجمه راه پیدا کرده باشد، به این نکته اشاره کرد که اولاً این کتاب را از بین 50 کتاب که در این زمینه خوانده است، برای ترجمه انتخاب کرده و ثانیاً در نظرسنجی از یکی از اساتید دانشگاه آکسفورد در این باره نیز، نظر آن استاد بر ترجمه کتاب کلوسکو مثبت بوده است.

به هر روی، هرچه بود و گذشت، از سال 1389 که ترجمه جلد سوم این کتاب چاپ شد، بسیاری پیگیر ترجمه جلد چهارم آن بودند اما سال‌ها خبری از بازگردان این جلد نبود تا اینکه در ماه اخیر، ترجمه این جلد با مترجمی دیگر بر ویترین کتابفروشی‌ها نشست؛ مسعود آذرفام دانش‌آموخته دکتری علوم سیاسی در دانشگاه تهران، مولف کتاب «مدرنیته مشروع است: بازسازی و بررسی منازعه مشروعیت عصر جدید» و مترجم آثاری در حوزه اندیشه سیاسی و فرهنگ غرب چون «درآمدی بر فهم ایدئالیسم آلمانی»، «رمانتیسم آلمانی»، «روشنگری و بنیادهای فکری فرهنگ مدرن»، «پس از هگل» و... که شاید با چنین سوابقی برخی نگرانی‌هایی را که مرحوم طباطبایی درباره ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی به دست افرادی غیردانشگاهی داشت، برطرف کند.

به هر روی، جلد آخر کتاب کلوسکو شامل بررسی اندیشه سیاسی ژان ژاک روسو، ادموند برک و اندیشه سیاسی محافظه‌کارانه، لیبرالیسم سودجویانه (جرمی بنتام، جیمز میل و جان استوارت میلهگل و مارکس در 500 صفحه می‌شود.

بدین‌ترتیب ترجمه کتاب دوجلدی کلوسکو به فارسی به پایان رسید و اینک خوانندگان ایرانی دوره کامل این اثر را در اختیار دارند و می‌توان قضاوتی دقیق‌تر درباره کلیت این اثر در اختیار داشت. از ویژگی‌های نوشته کلوسکو می‌توان به رفت و برگشت او میان متون سیاسی و زمینه سیاسی و اجتماعی و گاه احوالات شخصی فلاسفه اشاره کرد؛ امری که هم یک انتخاب روش‌شناختی است، هم باعث می‌شود مخاطبان علاقه‌مند به درکی کلی از آرای این متفکران نیز بتوانند این اثر را مطالعه کنند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...