قصه‌ای از عمق باورها | صبح نو


هنر روایت، گاهی راهی است به سوی درک عمیق‌تر از شخصیت‌هایی که تاریخ را دگرگون کرده‌اند. نادر ابراهیمی، نویسنده‌ای که قلمش گره‌خورده با لطافت و صلابت، در «سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد» قصه‌ای از زندگی امام خمینی(ره) می‌نویسد که نه‌تنها داستانی از مبارزه و ایمان، بلکه سفری شاعرانه در دل تاریخ است. آیا می‌توان روح یک انقلاب را در قالب واژه‌ها به تصویر کشید؟ ابراهیمی پاسخ می‌دهد: «بله، اگر قلبت به صدای تاریخ گوش کند.»

خلاصه سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد نادر ابراهیمی

براساس تقویم شمسی سالروز تولد رهبر کبیر انقلاب روح‌الله موسوی خمینی (ره) هم‌زمان شده با سالروز ولادت دخت مکرم اسلام حضرت فاطمه (س). آثار زیادی در حوزه‌های مختلف درباره رهبر انقلاب نگاشته شده است؛ اما آثار فاخری که در حوزه ادبیات داستانی به بررسی شخصیت و زندگی‌نامه این پیر فرزانه بپردازد کمتر یافت می‌شود. یکی از این آثار کتاب «سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد» با نویسندگی زنده‌یاد نادر ابراهیمی است که از معروف‌ترین کتب در حوزه ادبیات داستانی درباره امام خمینی (ره) به‌شمار می‌آید. کتاب در جلد نخست خود با عنوان «رجعت به ریشه‌ها» داستان بلندی از زندگی امام خمینی (ره) را روایت کرده و ‌کوشیده ابعاد مختلف شخصیت رهبر انقلاب را در قالب یک داستان بلند نشان دهد. فصل اول کتاب «سه دیدار» با نام «نخستین دیدار» به‌نوعی پیش‌درآمد داستان است. «دیدار دوم: ذرات خاطره در هوا معلق نخواهد ماند» فصل بعدی کتاب است که ابراهیمی طی آن، شرح وقایع دوران کودکی امام (ره) و شکل‌گیری شخصیت وی در دامن پرمهر مادر و صاحبه خانم (عمه ایشان)، مرام و منش پدر امام (ره) و نحوه شهادت ایشان را روایت می‌کند. «دیدار سوم: این شیخ را نگین کنید!» ماجرای حضور خمینی در کلاس درس سید حسن مدرس و دیدار با ایشان است. ابراهیمی در فصل چهارم دیداری رؤیاگونه را شرح داده که بین یک پیر و مریدش روی می‌دهد. فصل پنجم، رجعتی است به کودکی امام خمینی تا از آنجا نقبی بزند به گذشته‌های دور و ماجرای مبارزات سید مصطفی ـ پدر روح‌الله ـ را شرح دهد. در همین فصل، نویسنده به گذشته‌های دورتر هم می‌رود و زندگانی و پیشینه اجداد و نیاکان خمینی را شرح می‌دهد و به بررسی شجره‌نامه اجداد، امام و شرحی از زندگی پدر بزرگ ایشان می‌پردازد، فصل ششم کتاب به مراحل آشنایی امام (ره) با دفتر حاج‌آقا ثقفی و ازدواج امام (ره) اشاره دارد و نیز روایتی است از بیرون بردن همسر رضاخان و زنان درباری از حرم معصومه (س) به رهبری امام خمینی (ره).

نادر ابراهیمی در پایان جلد اول کتاب می‌نویسد: «ابتدا قصد آن داشتم که همه حرف‌هایم را درباره این داستان بلند خردکننده، در مقدمه بیاورم؛ اما جلد نخستین که به پایان رسید، از نهادن مقدمه‌‌ای برای آن پشیمان شدم و تصمیم گرفتم آنچه برای گفتن، خارج از داستان دارم، به انتهای جلد آخر بفرستم. همین‌قدر می‌گویم که در عمر خویش، کاری چنین کمرشکن، درهم کوبنده و خوف‌انگیز انجام نداده‌ام و نه دیگر انجام خواهم داد.»

جلد دوم سه دیدار به خاطراتی از پدر در ایام قبل از تولد او، استفاده از افکار و سخنان عمه (صاحبه خانم)، دوران مبارزه در جوانی، حضور با برادر جهت‏ تحصیل علوم حوزوی و... می‌پردازد. با آنکه در این کتاب، حوادث سیاسی مهمی چون کودتای ۲۸ مرداد و محاکمه مصدق را با بیانی دراماتیک روایت می‌کند؛ اما از نوشتن در باب زندگی شخصی و احوالات خمینی نیز غافل نمی‌ماند. از جمله این اتفاقات، بیماری وبایی است که در زادگاه او می‌آید و هشت نفر از نزدیک‌ترین بستگان امام خمینی (ره) را به کام مرگ می‌کشد. رفتن برادران او به اصفهان و تنها ماندن روح‌الله نوجوان، حکایت‌هایی از همسر امام (ره) که همیشه یاور و مشوق همسرش در راه مبارزات سیاسی بودند، خاطراتی از مبارزات رجال آن زمان و … از مهم‌ترین موضوعاتی است که در این کتاب مورد توجه نویسنده قرار گرفته است.

مجلدات اول و دوم کتاب را نادر ابراهیمی در بین سال‌های ۷۵ تا ۷۷ نوشته است. کتاب اگرچه سه جلدی است و نویسنده نیز بارها گفته که آن را در سه جلد نوشته؛ اما تنها دو جلد از آن در دست است و جلد سوم که «حرکت به اوج» نام داشت هرگز منتشر نشد و پس از درگذشت نادر ابراهیمی، کسی از سرنوشت جلد سوم خبر ندارد.

کتاب نخستین‌بار توسط حوزه هنری در سال ۱۳۷۷ منتشر و هم‌زمان با بیست‌وپنجمین سالگرد درگذشت امام سید روح‌الله خمینی، تجدید چاپ شده است. پس از آن دیگر منتشر نشد تا 10 سال بعد که نادر ابراهیمی درگذشت. آن زمان بود که سوره مهر (انتشارات حوزه هنری) تازه اعلام کرد که سه دیدار به زودی منتشر خواهد شد! اما باز منتشر نشد و تا چند سال بعد این روند ادامه پیدا کرد. از سال ۹۰ این موانع برطرف شد و در آن سال 6 بار تجدید چاپ شد.

جالب است که بدانید در سال ۱۳۹۹ در سالروز درگذشت امام خمینی (ره) انتشارات سوره مهر نسخه صوتی کتاب را با صدای وحید یامین‌پور منتشر کرد.

فرزانه منصوری، همسر نادر ابراهیمی در گفت‎وگویی با شهرستان ادب در خصوص این اثر چنین گفته است: «در مورد «سه دیدار» اول این را باید بگویم، برای کسانی که می‌گویند نادر ابراهیمی چطور برای امام کتاب نوشته‌ است؟ نادر ابراهیمی خیلی پیش از اینکه امام خمینی رهبر یک انقلاب شود ایشان را می‌شناخت، از خرداد ۴۲ می‌شناخت و در پی شناخت مردی بود که واقعا او را مبارز می‌دانست. حرکات او را دنبال می‌کرد. مثل اینکه آدم زندگی چه‌گوارا یا فیدل کاسترو را دنبال کند که شخصیت‌‌های مبارز واقعا زیبایی بودند. من حتی یادم است توی همان دوران شلوغی انقلاب روزنامه‌ها را می‌آورد و می‌خواست از یادداشت‌ها و خبر‌های کوچک روزنامه‌ها کتابی به نام «نهضت ایمان» بنویسد. من به او کمک می‌کردم و این اخبار را می‌بریدم و توی یک پوشه به نام «مستندات نهضت ایمان» جمع می‌کردم.»

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...