• 18 آبان 1400

    نگاهی-به-زندگی-مادر-ادبیات-کودک-توران-میرهادی

    مادری هنرمند، کاتولیک‌زاده‌ و آلمانی تبار... به دخترش آموخت که غم‌های بزرگ را به کارهای بزرگ تبدیل کند... با یکی از افسران ارتش به نام جعفر وکیلی ازدواج کرد... به دلیل هواداری از دکتر مصدق، دستگیر و در آبان همان سال اعدام شد... غم از دست دادن پسرش کاوه را برای خودش این‌گونه تعریف کرده که باید باشم و پل بسازم که کاوه‌های دیگر در آب غرق نشوند... کودک باید بعد از فضای آموزشی به بهشتی کوچک برود. بهشتی که کتابخانه نام دارد و پر از کتاب‌های با ارزش است... یک دانشنامه برای کودکان و نوجوانان ایران ...

  • 31 شهریور 1400

    رمان-و-داستان-ایرانی-در-گفتوگو-با-صمد-طاهری

    از 6 سالگی امتیاز سکونت در خانه‌های سازمانی شرکت نفت به پدرم تعلق گرفت و به شاه‌آباد (فیروزآباد) منتقل شدیم... زمانی که جنگ آغاز شد، ما به شیراز آمدیم... مسجد بهبهانی‌ها کتابخانه بسیار بزرگ و مفصلی داشت... در تهران آواره بودم ... دور هم بنشینیم، داستان‌هایمان را برای هم بخوانیم و نقد کنیم. نقدهای بدون تعارف که پوست طرف را می‌کندند... در خلق داستان مهم‌تر از هرچیزی نقب زدن به عمق عواطف انسانی است... هرچقدر شدت باورپذیری بیشتر باشد، شدت تاثیرگذاری داستان بیشتر می‌شود ...

  • 17 شهریور 1400

    همسر-قمارباز-درباره-همسر-داستایفسکی

    سیگار می‌کشیدند، موهای خود را کوتاه می‌کردند، فوئرباخ را به رمان‌های عاشقانه ترجیح می‌دادند و ازدواج را به نفع اشتغال کنار می‌گذاشتند... سونیا همراه راسکولنیکف توبه‌کار به زندان سیبری می‌رود... رنج و عذاب آنا در ازدواجش را به تصویر می‌کشد، درست شبیه زن‌هایی که داستایفسکی از رنج آن‌ها می‌نویسد... نخستین ناشر زن مستقل در روسیه بود... زنان روس تا قبل از انقلاب بلشوویکی نمی‌توانستند به راحتی و در امنیت طلاق بگیرند ...

  • 01 تیر 1400

    توماس-کارلایل

    آموختن زبان آلمانی را آغاز کرد تا بتواند آثار شاعران و فیلسوفان این کشور را به زبان اصلی بخواند... با دختری هوشمند و ثروتمند به نام جین ولش ازدواج کرد و در ادینبورگ اقامت گزید، اما این ازدواج به سبب خوی ناسازگار و تندش به جدایی کشید... به‌شدت به ریاکاران و لاف‌زنان می‌تازد و برای صداقت، اگرچه با خشونت و بی‌رحمی همراه باشد احترام فراوان قائل است... با شهامت تمام طبقه‌ی ثروتمند و مرفه را به خاطر بی‌اعتنایی به طبقه‌ی کارگر و فقیر سرزنش می‌کند... فریدریک را شاه واقعی و به تمام معنی شاه می‌داند ...

  • 18 خرداد 1400

    مونتسکیو

    پیشوای انقلاب فرانسه است... به هنگام غسل تعمید گدایی را به پدرخواندگی او برگزیدند تا او در سراسر زندگی به یاد داشته باشد که فقیران همه برادران اویند... اعلام کرد که مذهب از طرف اشخاص متنفذ و مقتدر ابداع شده تا تسلط آنان را بر مردم حقیر و فرودست تثبیت کند... دو ایرانی ساده‌لوح را نشان می‌دهد که به پاریس آمده‌اند و از همه‌چیز شگفت‌زده شده... تشکیلات سیاسی یک کشور بستگی دارد به گذشته‌ی تاریخی، به آداب و رسوم، به درجه‌ی پیشرفت اقتصادی، مذهب و اقلیم و مانند آن ...

  • 03 خرداد 1400

    پابلو-نرودا

    با پدر و نامادریش در جنوب شیلی بزرگ شد... در مسابقه‌ی شعر اتحادیه‌ی دانشجویان جایزه اول را برد... در 1927 کنسول کشورش در رانگون شد... در اسپانیا برای بار دوم ازدواج کرد و مجله‌ای شاعرانه انتشار داد و به طرفداری از جمهوریت وارد میدان عمل شد... به شیلی بازگشت و اتحادیه‌ی جوانان تحصیل‌کرده را در دفاع از فرهنگ تأسیس کرد... از او سلب مصونیت پارلمانی شد و به خیانت به میهن متهم گردید... از طرف حزب کمونیست نامزد ریاست‌جمهوری گشت، اما به نفع سالوادور آلنده کناره گرفت ...

Loading
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
شیوه «فست فود» شبکه‌های اجتماعی، حتی نویسندگانی را که حرفه‌شان در همین حوزه است بسیار تنبل کرده... با خنده تلخی می‌گفت اگر من کارم را بلد نبودم چرا باز امکانات دادند و باز توقیف کردند؟... می‌گویند تقوایی خیلی تنبل است درصورتی که کاری که من می‌کنم تنبلی نیست، دقت است... فیلمنامه «چای تلخ» موجود است و می‌توان دید که چه اقتباس جذابی از داستان سامرست موام انجام شده ... هیچ وقت دار و دسته‌ای پشت سرش نبود ...
خانواده را تا زمانی که در توانش بود کنار هم نگه داشت، اما در نهایت تسلیم فقر و بیماری روانی شد... در اواخر دوران نوجوانی خود در بوستون و نیویورک با شبکه‌های دزدان، فروشندگان مواد مخدر، جیب‌برها و روسپی‌ها احاطه شده بود... پس از آزادی خود را وقف دین جدید خود و رهبر فریبکار و دوروی آن، الایجا محمد کرد... انزجار مالکوم از مجبورشدن به مذاکره با تروریست‌ها قابل لمس است... کشوری که بسته به شرایط قانون‌مدار باشد، به هیچ وجه قانون‌مدار نیست ...
آن زمان که مناره‌های سمرقند هنوز ساخته نشده... در درون زبان زیست می‌کند و زمانی که می‌کوشند آن را از زبان مادری بیرون کشند، مانند ماهی که از دریا بیرونش می‌کشند، می‌میرد... چهل سال پیش جوانی شانزده‌ساله سوار بر اسبی که پدربزرگش به او اهدا کرده بود، می‌تاخت و امروز در آخرین سفر خود پیاده مسیر را طی می‌کند... مرد جوان می‌بیند، اما نابیناست. دنیای او تنها یک دایره کوچک است: خانواده، کار و اولین عشق... سرنوشت یک شاعر درباری، محبوب یک حاکم و کورشده توسط حاکم دیگر ...
با وجود تخیل شاعرانه، حقیقتی تاریخی را روایت کرده است... دختر ارشد آسیابان فقیری است دارای چهار فرزند... در کنار غار ماسابیل به دیداری نایل می‌آید و نخستین بار «بانو»ی خود را می‌بیند... خانواده، مدرسه، مقامات غیردینی و مقامات روحانی، همگی علیه او متحد می‌شوند... عبور بی‌واسطه‌ی وجه الهی به وجه بشری از طریق تقوای عشق... نخستین معجزه بهبود جوانی‌ست که از زمان تولد فلج بود ...
چشمش به زنی می‌افتد که نمی‌تواند نامش را به خاطر بیاورد... یک کودک و یک کشور در پایان تاریخ... تاریخچه‌ کاملی از هنر اُپرا... بیوگرافی تام استاپرد از تولدش در چکسلوواکی تا فرار خانواده‌اش از حکومت نازی‌ها... تحقیقاتش در صنعت مُد و لباس را با داستان زندگی خصوصی خود در میان لباس‌ها، ترکیب کرده است... سرنوشت دو برادر به تصویر کشیده می‌شود که یکی نویسنده‌ای موفق و دیگری دزدی فراری است ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
آیا می‌توان در زبان یک متن خاص، راز هستی چندلایه و روزمره‌ انسان عام را پیدا کرد؟... هنری که انسان عام و مردم عوام را در خود لحاظ کرده باشد، به‌لحاظ اخلاقی و زیباشناسانه برتر و والاتر از هنری است که به عوام نپرداخته... کتاب خود را با نقدی تند از ویرجینیا وولف به پایان می‌برد، لوکاچ نیز در جیمز جویس و رابرت موزیل چیزی به‌جز انحطاط نمی‌دید... شکسپیر امر فرازین و فرودین را با ظرافتی مساوی درهم تنید، اما مردم عادی در آثار او جایگاهی چندان جدی ندارند ...