• 01 تیر 1400

    توماس-کارلایل

    آموختن زبان آلمانی را آغاز کرد تا بتواند آثار شاعران و فیلسوفان این کشور را به زبان اصلی بخواند... با دختری هوشمند و ثروتمند به نام جین ولش ازدواج کرد و در ادینبورگ اقامت گزید، اما این ازدواج به سبب خوی ناسازگار و تندش به جدایی کشید... به‌شدت به ریاکاران و لاف‌زنان می‌تازد و برای صداقت، اگرچه با خشونت و بی‌رحمی همراه باشد احترام فراوان قائل است... با شهامت تمام طبقه‌ی ثروتمند و مرفه را به خاطر بی‌اعتنایی به طبقه‌ی کارگر و فقیر سرزنش می‌کند... فریدریک را شاه واقعی و به تمام معنی شاه می‌داند ...

  • 18 خرداد 1400

    مونتسکیو

    پیشوای انقلاب فرانسه است... به هنگام غسل تعمید گدایی را به پدرخواندگی او برگزیدند تا او در سراسر زندگی به یاد داشته باشد که فقیران همه برادران اویند... اعلام کرد که مذهب از طرف اشخاص متنفذ و مقتدر ابداع شده تا تسلط آنان را بر مردم حقیر و فرودست تثبیت کند... دو ایرانی ساده‌لوح را نشان می‌دهد که به پاریس آمده‌اند و از همه‌چیز شگفت‌زده شده... تشکیلات سیاسی یک کشور بستگی دارد به گذشته‌ی تاریخی، به آداب و رسوم، به درجه‌ی پیشرفت اقتصادی، مذهب و اقلیم و مانند آن... ...

  • 03 خرداد 1400

    پابلو-نرودا

    با پدر و نامادریش در جنوب شیلی بزرگ شد... در مسابقه‌ی شعر اتحادیه‌ی دانشجویان جایزه اول را برد... در 1927 کنسول کشورش در رانگون شد... در اسپانیا برای بار دوم ازدواج کرد و مجله‌ای شاعرانه انتشار داد و به طرفداری از جمهوریت وارد میدان عمل شد... به شیلی بازگشت و اتحادیه‌ی جوانان تحصیل‌کرده را در دفاع از فرهنگ تأسیس کرد... از او سلب مصونیت پارلمانی شد و به خیانت به میهن متهم گردید... از طرف حزب کمونیست نامزد ریاست‌جمهوری گشت، اما به نفع سالوادور آلنده کناره گرفت ...

  • 16 اردیبهشت 1400

    بدیعالزمان-فروزانفر

    محمدحسین بشرویه‌ای در بشرویه خراسان جنوبی زاده شد... پدرش آقا شیخ علی بشرویه‌ای از شعرای دوره مشروطه و از بزرگان خطه خراسان بود... در جوانی به تخلص ضیا شعر می‌گفت... در مدرسه سپهسالار به تحصیل ادامه داد... در حکمت قدیم ایران و فلسفه مشا... به تدریس در دارالفنون و دارالمعلمین پرداخت... به دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران رفت... عضو مجلس سنا شد... شاهکار او پژوهش بر زندگی مولانا و تصحیح آثار اوست... سه بار دست به ترجمه آیاتی از قرآن زد... ...

  • 04 اردیبهشت 1400

    ناتانیل-هاثورن

    یکی از اجدادش قاضی مسائل جادوگری بود... در چهارسالگی پدرش درگذشت... به‌سبب آسیب‌دیدگی پا و محروم‌شدن از بازی‌های کودکانه، مدت دو سال به گوشه‌گیری و جداماندن از جریان زندگی محیط ناچار گشت و از نوجوانی به مطالعه‌ی آثار بزرگان ادب پرداخت... تحت تربیت جدی و تعصب‌آمیز مذهبی... پس از آنکه فرزندی پیدا کرد، از نظر مالی در تنگنا افتاد... شیفته‌ی کشیش جوان می‌گردد... مطالعه‌ای تحلیلی درباره‌ی گناه انجام می‌دهد و روح بشر را می‌کاود... پس از مرگش چهار رمان ناتمام میان یادداشت‌هایش پیدا شد ...

  • 15 فروردین 1400

    آرتور-میلر

    پس از خواندن رمان برادران کارامازوف اثر داستایفسکی، شوق نویسندگی در او پیدا شد... دو نمایش در عمرم دیده بودم و حتی نمی‌دانستم که یک پرده نمایش چقدر باید طول بکشد... عدالت اجتماعی را مورد تردید قرار می‌دهد، حتی قضات را به سبب جاه‌طلبی و علاقه به حفظ مقام محکوم می‌کند... در 1956 با مریلین مونرو Marilyn Monroe، هنرپیشه‌ی معروف ازدواج کرد و تا هنگام خودکشی وی با او به‌سر برد... چنان تنها می‌ماند که حتی به هنگام تدفینش جز چند نفر از اعضای خانواده، کسی حضور نمی‌یابد ...

Loading
مسجد شیخ الاسلام را که روبه روی دارالفنون بود و مزبله‌دانی بازاریان و مردم رهگذر شده بود را تعمیر کرده و آنجا را برای هفتمین بار تبدیل به مدرسه می­‌کند... هیچ کس جرئت نمی­‌کند خانه‌ی خود را به او اجاره دهد... با این فتوا؛ بهانه­‌ای فراهم می‌­شود تا عده‌­ای اوباش حرفه‌ای از مسجدِ علی آقای یزدی برای تخریب مدرسه حرکت ­کنند. رُشدّیه از این اتفاق با خبر می­‌شود و برای آن که شاگردان صدمه ای نبینند آنها را از مدرسه دور می­‌سازد و خود و مدعوین به پشت­‌بام دارالفنون که روبروی مدرسه بود می‌­روند ...
وقتی روی زندگی مونک کار می‌کردم، در کمال تعجب متوجه الهام‌بخشی نوشته‌های نیچه در خلق نقاشی مونک شدم... بمب‌های فکری را، همچون بمب‌های واقعی، می‌توان برای اهداف بسیار سودمند به‌ خدمت گرفت... گویی در سایه آن سبیل احساس امنیت می‌کند... وقتی لو سالومه قلبش را شکست؛ تندترین سخنانش علیه زنان را نوشت... خواهرش، الیزابت، موسولینی و هیتلر را می‌پرستید و آنها هم او را می‌پرستیدند... ...
تصویری پهناور و قوی که با تاج‌گذاری پتر خردسال در 1682 آغاز می‌شود... برخورد روسیه‌ی جوان با روسیه‌ی اشراف و اوسترلینزها و کهنه‌اندیشان... هرگز بر کسانی که با هدف او مخالف بودند ترحم روا نمی‌داشت ولی هرسخنی را که از روی حسن نیت، شجاعانه و شرافتمندانه گفته می‌شد می‌پذیرفت... در کنار شخصیت‌های روسی نظیر «ملکه سوفیا» که رقیب بزرگ او بود، با دوستان امپراتور و همچنین با دشمنان و متحدان خارجی‌اش آشنا می‌شویم ...
این آزارِ کوچکِ از سر عادت، سرنوشتش را تغییر خواهد داد... موجودات هرچه قدر هم که کوچک و خُرد باشند شأن و منزلتی رعایت‌کردنی دارند... داستان بیست نفر از کسانی را که الهام‌بخشش بوده‌اند برای خوانندگان تعریف می‌کند... از خلبان و فضانورد و ژرف‌پیما هست تا دوچرخه‌سوار و ویولون‌زن و ویلچرنشین. زن‌ها و مردهایی که در سنین جوانی یا پیری از خانه بیرون زده‌اند... قصه‌ی تلاش برای رسیدن ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
داستان که نه، قصه هم نیست... سبک روایت همان سبک خاص نویسنده در کتابهای روایت فتح است: پیش بری روایت به سبک پس و پیش گفتن وقایع در عین به هم پیوستگی برای در تعلیق نگه داشتن مخاطب... جراحی اختلاف نظرهای علمای نجف بخصوص درباره اضلاع مثلث حکومت، مردم و حوزه؛ که مهمترین انگیزه شهید صدر برای ما شدن و بزرگترین سد در مقابل او نیز بوده است، کار بسیار سختی است که نویسنده از پس آن برنیامده ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به کار شد... با همکاری جهانگیرخان و قاسم‌خان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر کردند... علاوه بر اینکه با دخو امضاء می‌کرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادم‌الفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوت‌ها و نخود هر ‌آش هم امضا می‌کرد... تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی... بعد از کودتا بارها بازجویی شد... ...
همان موقع مطبوعات فرانسه ویرشان گرفته بود که سربه‌سر رضا شاه بگذارند از طریق بازی کردن با واژه فرانسه chat (تلفظ: «شا» به معنی «گربه») و واژه «شا= شاه»... به عضویت سازمان جوانان حزب توده ایران درآمدم و فعالیتم آنچنان بالا گرفت که دیگر رمق و وقتی برای دوره دکتری باقی نماند... به جرم فعالیت سیاسی سه سال به زندان افتادم در زندان کار اصلی‌ من ترجمه بود ...
مرام شیعه این است که کسی را که دعوت می‌کنی و مهمان تو است حتی اگر قاتل پدرت هم باشد حق نداری او را آزار بدهی... هواپیمای مسافربری یکی از خطوط هوایی ایران در مسکو به زمین نشست... عالی‌ترین مقام مسئول ایرانی در پرونده‌های حساس و مهم منطقه از فلسطین گرفته تا سوریه، عراق، افغانستان، یمن و مسائل منطقه غرب آسیا است، با یک دستور کار مشخص به مسکو سفر کرده بود. ...
در والدن پوند، سرزمین متعلق به رالف والدو امرسون انزوا گزید؛ دو سال در آنجا تنها در میان گیاهان و جانوران و آسمان و زمین و آب و چند کتاب زندگی کرد... مانند یک طبیعی‌دان، مشاهده‌گری دقیق، با سادگی و خودجوشی بسیار ابتدایی، مردی نشان می‌دهد که تمدن را بیشتر از روی غریزه رد می‌کند تا از روی برنامه... به فرهنگ یونانی و لاتینی تسلط وسیعی دارد ...
بعد از چهار ترم تدریس استعفا داد. به قول خودش: «نمی‌توانم چیزی را كه بلد نیستم درس بدهم.»... هیچ‌كس حاضر نبود رمان «رویای زنان خوب تا متوسط» را منتشر كند... همیشه تلاش كرده‌ای، همیشه شكست خورده‌ای، اهمیتی ندارد! دوباره تلاش كن، دوباره شكست بخور. بهتر شكست بخور!... برای پیدا كردن جوش‌شیرین تمام پاریس را زیر پا گذاشته بود. ...
به روایت عشق ورزی ابن عربی به گالا در این رمان بسیار ایراد گرفته‌اند؛ اعراب به نویسنده و ایرانی‌ها به منِ مترجم... اشاره شده که ابن عربی «ترجمان الاشواق» را به خاطر زیبایی‌های نظام سروده... علوان برای نگارش این رمان در دنیا تحسین شد و می‌دانیم که آبشخور رمان او متون صوفیه است... عرفان هنر است و کاربردی جز التذاذ ندارد. در طول تمدن اسلامی مهم‌ترین هنر خود عرفان بوده است... آرای استاد شفیعی کدکنی سرشار از این مغالطات است ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
روایتی از سینمای شاعرانه یکی از نوابغ فراموش ناشدنی هنر هفتم، کتابی که با ساختاری فکر شده و منسجم ادای دینی از سر آگاهی به سینمای این فیلمساز دارد... در خلال پرداختن به فیلمهای او با ارجاعاتی فرامتنی زندگی شخصی کیشلوفسکی را مورد توجه قرار می‌دهد. تنها در فصل سوم و روایت مرگ این فیلمساز زندگی او بستر اصلی متن قرار گرفته و سینما در پس زمینه آن قرار می‌گیرد. ...
سال 2015 پر از حرف‌های پوچ و کلمات توخالی بود اما کتاب‌های حقیقی و داستانی خوب، صادق و حتی قدرتمند توانستند به موفقیت برسند. خود صنعت کتاب هم شاهد یک پیروزی بود چون تعداد کتاب‌های فیزیکی فروخته شده از کتاب‌های الکترونیکی کیندل بالاتر بود. بعد از 10 سال سکوت، کازوئو ایشیگورو بازگشت و خوانندگانش را با کتاب تمثیل‌مانند «غول دفن‌شده» که در آن اژدها و شوالیه‌های شاه آرتور هم بودند، به دو دسته موافق و مخالف تقسیم کرد و بعد از 14 سال دوری، میلان کوندرا در قالب سایه‌ای از خود قبلی و پرطراوتش برگشت. ...
هنر باید به‌مثابه یک کالای تولیدی قلمداد شود. کار هنرمند فرقی با کار یک کارگر معدن ذغال‌سنگ ندارد. باید سالی دو هزار فیلم ساخته شود. کیفیت به فنا می‌رود و یک چیز تکرار می‌شود: «ایجاد تنفر از بورژوازی و ستایش واقع‌گرایانه از آرمانشهر سوسیالیستی در مقدار انبوه.»... پس از حمله پراودا به شوستاکوویچ، به دوستان و آشنایان رجوع می‌کند، بلکه ماجرا با میانجی‌گری حل‌وفصل شود. اما هم میانجی اعدام می‌شود و هم بازجویش به خیانت محکوم می‌شود. ...
بارها داستان‌هایی از غش‌کردن‌های مصدق را بازگو می‌کند؛ غش‌کردن‌هایی که طرف‌های حساب را به‌ناچار تسلیم می‌کرد. یکی از این طرف‌های حساب، شخص شاه بود... وسط دادگاه سرتیپ آزموده را دعوت به کشتی می‌کند... کمی بعد از رسیدن به قدرت، پایه‌ی اقتصادی را ریخته بود کوچک‌شده و «غیرنفتی». دولت او ارزش ریال را پایین آورد، عَلَم صادرات غیرنفتی برداشت... و واردات کالاهای غیرضروری را جُرم خواند... یکی از عوامل پیروزی کودتا، تندروی جمهوری‌خواهان بود که ترس مردم را برانگیخت ...
همزمان زندگی و کارنامه ادبی ماندلشتام را بررسی می‌کند... هم متن و روش شعری ماندلشتام را توضیح می‌دهد و هم شرایط حاکم بر زمانه را. گذشته از شاعر، با روحیات، یأس‌ها و ناتوانی‌های ملت شوروی نیز آشنا می‌شویم. انگار که راوی می‌خواهد بگوید ماندلشتام، یکی از همه است... از احوال مردمی پرده برمی‌دارد که به رفتاری کودکانه و حقارت‌بار تن داده‌اند... برای حفظ جانش مجبور می‌شود تا قصیده‌ای در مدح استالین بسراید ...
محتوای حکومت‌ها ربطی به ظاهر آنها ندارد... راز آن برقی که در چشم‌های برخی هست و بسیاری را دنبال خود می‌برد حتی تا جهنم؟... خمرسرخ به نیابت از چین و به‌تبع آن آمریکا و ویتنام به نیابت از شوروی وارد جنگ می‌شوند... استفاده از پول لغو شد! خوردن غذا در منزل ممنوع شد، اعدام، خفیف‌ترین مجازات بود... سال‌های سال رزمندگان را از ازدواج منع می‌کرد اما در حالی‌که رزمندگان خمر آواره بیابان هستند معاون خود را مامور خواستگاری برای خود می‌کند... ...
سیمای دوران کودکی خود را تا حدی که حافظه‌اش یاری می‌کند به مخاطب می‌نمایاند... پیچیده‌بافی و قلمبه‌سلمبه‌گویی، لازمه کسب اعتبار و موقعیت روشنفکرانه است... نام فامیلی‌اش از سر تصادف و تنها به دلیل مستی محضردار، به اشتباه ساراماگو درج شده... نحوه هجوم ماموران سانسور را به تحریریه روزنامه‌ها و چگونگی تحمیل برخی مطالب از سوی آنها برای درج در روزنامه را شرح می‌دهد. ...
آدم راهش را در زندگی، در تجربه‌ی زندگی پیدا می‌کند... یکی تجربه‌ی مستقیم، یکی تجربه‌ای که از راه کتاب‌ها می‌گیریم... ترجمه شد به روسی، تیراژ اول مشخص است. پنجاه هزار جلد و رادیو مسکو درباره‌ی آن صحبت کرده... زن سنتی متحملی دارم که همه‌ی اینها را تحمل کرد... در پاسدارخانه زندگی می‌کردیم. یک راهرو بود که همه اش انفرادی بود... سه نفر، چهار نفر، دور همدیگر جمع می‌شدیم، می‌خواندیم، از همدیگر انتقاد می‌کردیم ...
در تراجم احوال و ذکر آثار دانشمندان و بزرگان شیعه از آغاز تا روزگار معاصر که همه‌ی طبقات دانشمندان علوم گوناگون از راویان و فقیهان و مفسران و قاضیان و لغویان و ادیبان تا ریاضی‌دانان و پزشکان و فیلسوفان و متکلمان و عارفان و نیز پادشاهان و وزیران و دیوان‌سالاران را دربردارد... مقدمه‌ی سوم اختصاص دارد به ذکر منابع کتاب که 393 اثر از امّهات آثار مکتوب شیعه و غیر شیعه، اعم از چاپی و خطی... ...
از یک مقدمه و 72 باب تشکیل شده است که هریک به زندگی حالات اندیشه‌ها و سخنان یکی از عارفان اختصاص دارد... نقل‌ها و روایت‌های تذکرة الاولیاء التقاطی از مطالب کتاب‌های دیگر است... در سرگذشت هر عارف تمام نقل‌ها و روایت‌هایی را که درباره زندگی او در منابع دسترس خود خوانده و به نظر او درست آمده، آورده اما بیش از آنکه در صحت روایات دقت کند به تأثیر تربیتی و ارشادی آنها توجه دارد. ...
«من با نوشتن نخستین جمله زندگی ناپلئون نوعی تأثر مذهبی در خود احساس می‌کنم.» ... استاندال با احساسات شورانگیزی به توصیف ناپلئون باز می‌گردد، شاید به سبب آنکه در او بخشی از گذشته خود را می‌بیند... او تنها به تعقیب گام به گام شرح زندگی ناپلئون در یادنامه سنت هلن اکتفا می‌کند، و «گزارش معقولی» از وقایع به سبکی ساده مانند گزارش خاطره‌نویسان قرن هفدهم به دست می‌دهد. ...
در پیرامون چهره­‌ی رنج کشیده­‌ی بوثوتاروتی، ایتالیای قرن شانزدهم با تعارضها و کشمکشهایش نمودار می‌­شود که در زمینه­‌ی مذهبی، جنبش ضد اصلاح کلیسا و در زمینه­‌ی هنری سبک «باروک» و در زمینه‌­ی سیاسی انهدام آزادی را تدارک می‌­بیند... رنج و خدا و مرگ تصوراتی‌­اند که پیری توأم با تنهایی این پیروز شکست خورده را به خود مشغول می­‌‌دارند. میکلانژ و بتهوون دو جانب متضاد سرنوشت آدمی‌­اند. و رولان می­کوشد تا دوستی نسبت به این دو را در دلها به وجود آورد. ...
در دوره بازگشت سلطنت (1814-1930) تمامی خانواده بالزاک در محله ماره پاریس مستقر می‌شوند، و این دوره کارآموزی نویسنده نابغه در میان خواهر و مادری بسیار مهربان است... زندگی و ثروتش را با همان بی‌خیالی قهرمان چرم ساغری برباد می‌دهد، همیشه یک کتاب به ناشران بدهکار است، پیوسته در پی چند هزار فرانک و درگیر با زنان ولخرج است... نخست آثارش که باید به پایان برساند، سپس خانم هانسکا که آرزوی وصالش را دارد. ...
از یازده سالگی به بعد، پس از اینکه در مادرید به نزد پدرش ژنرال کنت هوگو رفت و اسپانیا را دید، رشته‌ای از حوادث پیاپی و مجموعه حیرت‌انگیزی از فرازها و فرودها زندگی او را انباشته است... همه از عشق او نسبت به آدل فوشه، که زنش شد، و سپس نسبت به ژولیت دروئه، که از 1832 تا دم مرگ او را دوست می‌داشت، خبر دارند. اما بسیاری زنهای دیگر نیز در زندگی او بوده‌اند... پدری بسیار خوب و پدربزرگی خوب‌تر بود و داغ بسیاری از نزدیکانش را دید و درد کشید ...
زندگی مردی بیان شده که همواره رنج برده است: از کودکی غم‌­انگیز فقیرانه‌­اش تا بیماری درازی که او را به پای مرگ کشاند. این زندگی گویی داستانی از آرزوی شادمانی است که سرنوشتی متناقض، سرسختانه بدان خیانت ورزیده است؛ سرنوشتی که با بیمارهای مداوم و بی رحمانه، با آن ناشنوایی که در بیست و پنج سالگی او را مبتلا ساخت و تا پایان عمر شکنجه‌اش داد، روی نمایاند... تنها کسانی را قهرمان می­‌نامم که گشاده دل­اند. ...
شاه می‌خواست بین استبداد پادشاهی سنتی و سنت دموکراتیک غربی آشتی ایجاد کند... اصلاحات ارضی موجب کاهش شدید پایگاه اقتدار سنتی زمین‌دارها و توسعه پایگاه اقتدار محدود شاه شد؛ سپاه‌های دانش، بهداشت و ترویج و آبادانی فاصله بین مناطق شهری و روستایی را پر کردند و نفوذ و کنترل رژیم بر حوزه‌های دور از دسترس را میسر نمودند ضمن آنکه به گسترش ماشین نظامی شاه مشروعیت بخشیدند... بیشتر تحلیل‌ها و داده‌ها مربوط به دهه 1340و 1350 است ...
نازی‌ها در فیلم‌های زندگینامه‌ای‌شان درباره چهره‌هایی چون بیسمارک یا فردریک کبیر وجوهی از شخصیت آنها را پررنگ می‌کردند که یادآور تصویری بود که در رسانه‌ها از هیتلر ساخته بودند... فیلمفارسی‌های روستایی نیمه نخست دهه چهل در تبلیغ اصلاحات ارضی گشاده‌دستند... ساختمان پلاسکو و فروشگاه بزرگ ایران که در فیلم‌های دهه چهل تجدد و مصرف‌گرایی را نمایندگی می‌کنند، در اخلاف دهه پنجاهی آنها وسیله‌ای برای نمایش شکاف طبقاتی‌اند ...
هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...