«آکادمی فلسفه» که شامل سه داستان فرانسوی است با ترجمه شهاب‌الدین عباسی از سوی نشر نخستین روانه بازار کتاب شد.

مرگ سقراط» نوشته ژان پل مونژین [Mongin, Jean-Paul]، «دیوگنس و زندگی سگی یک فیلسوف» نوشته یان مارشان [Marchand, Yan] و «لائودزو در راه اژدها» نوشته میریام هنکه [Henke, Miriam]

به گزارش خبرنگار ایلنا، این کتاب شامل سه داستان «مرگ سقراط» نوشته ژان پل مونژین [Mongin, Jean-Paul]، «دیوگنس و زندگی سگی یک فیلسوف» نوشته یان مارشان [Marchand, Yan] و «لائودزو در راه اژدها» نوشته میریام هنکه [Henke, Miriam] است که از متن انگلیسی به فارسی ترجمه شده‌اند.

این سه‌گانه در واقع ترجمه‌ای از مجموعه کتاب‌های آکادمی فلسفه به زبان انگلیسی است که به صورت مصور منتشر شده و هر جلد به زندگی یک فیلسوف و اندیشمند اختصاص دارد و گوشه‌هایی از مهم‌ترین اندیشه‌ها و بخش‌های زندگی او را داستان‌وار پیش‌روی خوانندگان قرار می‌دهد. اما در ترجمه به فارسی، جلد اول این مجموعه در سه بخش و برای سه فیلسوف منتشر شده است.

سقراط، دیوگنس و لائودِزو سه فیلسوفی هستند که جلد اول این مجموعه داستان به آن‌ها اختصاص دارد.

این کتاب که برای نوجوانان تهیه شده، در ۲۰۰ صفحه و با قیمت ۵۵ هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...