«آکادمی فلسفه» که شامل سه داستان فرانسوی است با ترجمه شهاب‌الدین عباسی از سوی نشر نخستین روانه بازار کتاب شد.

مرگ سقراط» نوشته ژان پل مونژین [Mongin, Jean-Paul]، «دیوگنس و زندگی سگی یک فیلسوف» نوشته یان مارشان [Marchand, Yan] و «لائودزو در راه اژدها» نوشته میریام هنکه [Henke, Miriam]

به گزارش خبرنگار ایلنا، این کتاب شامل سه داستان «مرگ سقراط» نوشته ژان پل مونژین [Mongin, Jean-Paul]، «دیوگنس و زندگی سگی یک فیلسوف» نوشته یان مارشان [Marchand, Yan] و «لائودزو در راه اژدها» نوشته میریام هنکه [Henke, Miriam] است که از متن انگلیسی به فارسی ترجمه شده‌اند.

این سه‌گانه در واقع ترجمه‌ای از مجموعه کتاب‌های آکادمی فلسفه به زبان انگلیسی است که به صورت مصور منتشر شده و هر جلد به زندگی یک فیلسوف و اندیشمند اختصاص دارد و گوشه‌هایی از مهم‌ترین اندیشه‌ها و بخش‌های زندگی او را داستان‌وار پیش‌روی خوانندگان قرار می‌دهد. اما در ترجمه به فارسی، جلد اول این مجموعه در سه بخش و برای سه فیلسوف منتشر شده است.

سقراط، دیوگنس و لائودِزو سه فیلسوفی هستند که جلد اول این مجموعه داستان به آن‌ها اختصاص دارد.

این کتاب که برای نوجوانان تهیه شده، در ۲۰۰ صفحه و با قیمت ۵۵ هزار تومان در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...