هدف از برگزاری این جشنواره کمک به فرهنگ‌سازی، رشد و پویایی فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی در کشور، و تشویق و ترغیب داستان‌نویسان سراسر کشور و حتی خارج از ایران است.

دبیر جشنواره ادبی "داستان ایرانی" با بیان جمله فوق اظهار داشت: «فراخوان جشنواره از خردادماه سال جاری به سراسر کشور، از جمله تمام ناشران کتاب، انجمن‌های ادبی، فرهنگسراها و بویژه روستاهای مختلف ارسال شد، که در مجموع تعداد 2090 اثر در مهلت مشخص‌شده به دبیرخانه جشنواره ارسال شده که از این بین، 896 اثر از طریق پست و 1194 اثر به صورت ایمیل به دبیرخانه رسیده‌اند.»

به گزارش ایسنا هادی مظفری افزود: «بیش‌ترین شرکت‌کنندگان از استان های تهران، اصفهان، فارس و خراسان رضوی هستند که برگزیدگان به ترتیب 15 نفر از تهران، 9 نفر از خراسان رضوی، 4 نفر از استان فارس، 3 نفر از ایلام شهر دهلران، 3 نفر از شهرستان کرج، 2 نفر از همدان، 2 نفر از تبریز، 2 نفر از سمنان و از کاشان، اصفهان، لاهیجان، اردبیل و زاهدان هر کدام یک نفر بوده، همچنین 4 نفر که از طریق ایمیل تماس داشته‌اند، هنوز محل زندگی‌شان مشخص نشده است.»

هادی مظفری خاطرنشان کرد: «این آثار در مجموع طی دو نوبت در معرض داوری قرار گرفته و بر اساس نظر هیات داوران این جشنواره از جمله علی خدایی از اصفهان، مجید قیصری از تهران، ابوتراب خسروی از شیراز، بلقیس سلیمانی از کرمان و مهسا محب‌علی از تهران، 50 اثر به مرحله پایانی راه یافته‌اند.»

وی تصریح کرد: «این جشنواره 30 آذرماه سال جاری در محل مجتمع فرهنگی - هنری امام رضا (ع) افتتاح می‌شود و دوم دی‌ماه در تالار فردوسی مجمتع جهاد دانشگاهی مشهد با اعلام برگزیدگان به کار خود پایان می‌دهد.»

مظفری خاطرنشان کرد: «مراسم اختتامیه این جشنواره با حضور هوشنگ مرادی کرمانی و حضور کامل هیات داوران همراه با بازخوانی آثار و نقد و بررسی آن‌ها برگزار می‌شود.» او همچنین گفت: «در پایان جشنواره کتابی شامل 20 داستان و نقد صاحب‌نظران تحت عنوان "داستان ایرانی" به چاپ خواهد رسید.»

دبیر جشنواره سراسری داستان‌های ایرانی اظهار داشت: «مذاکراتی برای برگزاری این جشنواره در سطح کشورهای فارسی‌زبان و کشورهای که زبان و ادبیات فارسی برای آن‌ها دارای اهمیت است، صورت پذیرفته است.

مظفری خاطرنشان کرد: «بیش از 24 اثر از کشورهای خارجی از جمله لهستان، هلند، فرانسه، آلمان، مالزی، چین ، قطر، امارت متحده عربی به دبیرخانه این جشنواره ارسال شده است که هیچ‌کدام به مرحله پایانی راه پیدا نکرده‌اند.»

او با اشاره به این که تمام داستان‌های برگزیده از ویژگی‌های ایرانی بودن و رعایت تکنیک داستان‌نویسی برخوردارند، افزود: «به بهترین داستانی که به درون‌مایه جنگ پرداخته باشد، نیز جایزه‌ای تعلق خواهد گرفت.»

دبیر جشنواره سراسری داستان‌های ایرانی در ادامه گفت: «این جشنواره با حمایت مادی و معنوی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی و توسط کانون هنرمندان خراسان رضوی برگزار می‌شود.»

پی‌نوشت:

*داستان "خانم مرجان خانم!" به قلم سید علی موسوی که پیش از این از سوی کتاب‌نیوز منتشر شده و مورد استقبال واقع شده بود در لیست کاندیداهای نهایی قرار دارد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...