کتاب «ضحاک» به قلم آتوسا صالحی از ایران در لیست کلاغ سفید [The White ravens 2021] کتابخانه مونیخ قرار گرفت.

ضحاک آتوسا صالحی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، از میان آثار ارائه شده به کتابخانه مونیخ در سال 2021، کتاب ضحاک؛ برگرفته از شاهنامه و بازنویسی آتوسا صالحی؛ یکی از نمایندگان ادبیات امروز کودکان و نوجوانان، در فهرست کلاغ سفید سال ۲۰۲1 معرفی گردید. این کتاب توسط انتشارات مدرسه با هدف آشنایی نوجوانان با ادبیات کهن فارسی منتشر شده است.

فهرست کلاغ سفید عنوان یکی از مهم‌ترین رویدادهای کاری کتابخانه بین المللی کودکان مونیخ است که هر ساله در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت در کشور آلمان و در جمع ناشران و علاقمندان به کتاب رونمایی می‌شد. اما دو سال متوالی به دلیل وجود کرونا شکل برگزاری نمایشگاه کتاب فرانکفورت که به صورت نیمه مجازی خواهد بود، مراسم رونمایی از فهرست و معرفی آثار برگزیده نیز که به سنت هر ساله در نمایشگاه انجام می‌شد، امسال برگزار نخواهد شد.

هر ساله هزاران عنوان کتاب تازه به چاپ رسیده از سراسر دنیا، با زبان‌های گوناگون راهی کتابخانه مونیخ می شود و توسط کارشناسان مورد بررسی قرار می‌گیرد. پس از بررسی کتابخانه کودکان مونیخ از میان آنها بهترین اثر را انتخاب می‌کند و در فهرست کلاغ سفید قرار می‌دهد. هدف از انجام این کار معرفی مصداق‌های برتر این نوع از ادبیات به جامعه جهانی است.

بنابراین گزارش؛ پیشتر کتاب «سیمرغ» نوشته مرجان فولادوند به فهرست 2020 راه یافته است. سیمرغ ،ضحاک و گلستانه عناوین مجموعه شاهکارهای ادبی هستند که در انتشارات مدرسه به چاپ رسیده‌اند.

کتابخانه مونیخ با داشتن بیش از ۶۰۰ هزار کتاب به ۱۳۰ زبان در طول ۴۰۰ سال گردآوری شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...