نشست نقد و بررسی کتاب «قصه راستگو»، اثری درباره زندگی و قصه‌گویی‌های مرحوم شیخ محمدحسن راستگو، با محوریت تاریخ شفاهی و ادبیات کودک برگزار شد.

قصه راستگو هادی قبادی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، به مناسبت هفته کتاب، نشست نقد و بررسی کتاب در سالن پرهام ساختمان اسناد ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با حضور هادی قبادی پژوهشگر و تدوین‌گر کتاب، و مصطفی رحماندوست، پژوهشگر و نویسنده، برگزار شد و سودابه نوذری عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نیز دبیری نشست را برعهده داشت.

در آغاز این نشست سودابه نوذری، دبیر نشست، با تأکید بر اهمیت تاریخ شفاهی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران گفت: کتاب «قصه راستگو» اثری ارزشمند در حوزه تاریخ شفاهی است که تاریخ شفاهی یکی از موضوعات کلیدی در این سازمان به شمار می‌آید. به عنوان یک کتابدار، معتقدم آثار تاریخ شفاهی بر پایه واقعیت‌ها شکل می‌گیرند و به نوعی، زندگی‌نامه‌هایی خودنوشت هستند که با همت پژوهشگران تدوین می‌شوند. این کتاب با گردآوری قصه‌هایی از آموزه‌های دینی و قرآنی برای کودکان، توانسته محتوایی جذاب و آموزنده ارائه دهد.

نوذری همچنین به شخصیت مرحوم راستگو، به عنوان محور اصلی کتاب، اشاره کرد و افزود: برای بسیاری از ما، نام آقای راستگو تداعی‌کننده خاطرات تلویزیونی ارزشمندی است. او با سبک خاص و منحصربه‌فرد خود نه تنها کودکان بلکه مخاطبان بزرگسال را نیز مجذوب قصه‌گویی‌هایش می‌کرد. نگارش این کتاب گامی ضروری در جهت حفظ و معرفی فعالیت‌های این چهره برجسته است.

محمد قبادی، مسئول تدوین و انتشار کتاب «قصه راستگو»، در جلسه نقد و بررسی این اثر، از دلایل انتشار این کتاب سخن گفت و بر این نکته تاکید کرد که این اثر در واقع یک تاریخ شفاهی از زندگی مرحوم شیخ محمدحسن راستگو، قصه‌گوی برجسته کودکان، است.

او توضیح داد: مصاحبه‌ها با مرحوم راستگو از آذر ماه ۱۳۹۸ آغاز و تا پایان اردیبهشت ۱۳۹۹ ادامه داشت. در این مدت، ۲۰ جلسه مصاحبه با ایشان برگزار شد. با این حال، پس از درگذشت مرحوم راستگو در آذر ۱۳۹۹، امکان نظارت مستقیم ایشان بر ویرایش نهایی کتاب فراهم نشد. این کتاب در حقیقت حاصل این جلسات است که خاطرات ایشان را به صورت مستند در خود جای داده است.

قبادی در ادامه به جنبه‌های انسانی و فرهنگی شخصیت مرحوم راستگو اشاره کرد و یادآور شد که این ابعاد شخصیت ایشان در کتاب به طور کامل منعکس شده است.

او در این رابطه گفت: مرحوم راستگو در پایان مصاحبه‌های خود، سه عامل اصلی موفقیتش را ذکر کرد. نخست، توسل به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) بود که در تمام شرایط به ایشان توسل می‌جستند. دوم دعای مادرش بود که همواره برای موفقیت‌های او دعا می‌کرد و سومین عامل، توجه به نظم و برنامه‌ریزی دقیق در کارها بود. راستگو معتقد بود که کارها باید از حالت سنتی و روستایی خارج شده و به‌صورت حرفه‌ای و برنامه‌ریزی‌شده انجام شوند. او در این راه بیش از ۷۰۰۰ قصه‌گو تربیت کرد.

این پژوهشگر در پایان سخنان خود به چالش‌ها و سختی‌هایی که در روند تهیه این اثر با آن مواجه شد، اشاره کرد و توضیح داد: متقاعد کردن مرحوم راستگو برای بیان بخشی از خاطرات و مسائل شخصی‌اش کار دشواری بود، به‌ویژه که ایشان تمایلی به اشتراک‌گذاری برخی از جنبه‌های شخصی و معنوی زندگی خود نداشتند.

مصطفی رحماندوست، نویسنده و منتقد ادبی، در نقد کتاب «قصه راستگو» با تأکید بر اهمیت سبک نگارش و محتوای این اثر، آن را کتابی تأثیرگذار و آموزنده معرفی کرد.

به گفته وی، کتاب «قصه راستگو» نه تنها در زمینه داستان‌سرایی، بلکه از نظر پیام‌های اخلاقی نیز اثری برجسته است که می‌تواند مخاطب را به تفکر و تأمل وادارد.

نشست نقد و بررسی قصه راستگو رحماندوست

رحماندوست در این باره اظهار کرد: در این کتاب، راستگو به‌گونه‌ای ماهرانه و هوشمندانه شخصیت‌ها را طراحی کرده‌ و با وجود سادگی ظاهرشان، عمق و پیچیدگی‌های اخلاقی بسیاری دارند. این ویژگی در بسیاری از آثار ادبی کمتر به آن توجه می‌شود، اما در این اثر کاملاً مشهود است. به‌ویژه در داستان‌ها، مخاطب به‌راحتی نمی‌تواند از کنار چالش‌های اخلاقی آن‌ها بگذرد و ناگزیر می‌شود درباره مفاهیم عمیق‌تری مانند صداقت، عدالت و درستی تأمل کند.

وی ادامه داد: کتاب «قصه راستگو» به‌گونه‌ای نوشته شده که علیرغم سادگی ساختار داستان، مفاهیم اخلاقی عمیقی را به مخاطب منتقل می‌کند. به‌ویژه مفاهیم صداقت و عدالت به‌صورت ملموس و قابل‌درک در داستان‌ها به نمایش گذاشته شده است. این ویژگی‌ها به مخاطب این امکان را می‌دهد که خود را در موقعیت‌های اخلاقی مشابه قرار داده و درباره انتخاب‌های اخلاقی خود تأمل کند.

رحماندوست همچنین بیان کرد: کتاب «قصه راستگو» نه تنها برای کودکان و نوجوانان، بلکه برای بزرگسالان نیز می‌تواند آموزنده و تاثیرگذار باشد.

وی افزود: هر داستان در این کتاب، به شیوه‌ای منحصر به فرد، مفاهیم اخلاقی عمیقی را منتقل می‌کند که برای همه سنین، از کودکان گرفته تا بزرگسالان، مفید است و می‌تواند در پرورش نسل‌هایی با پایه‌های اخلاقی محکم‌تر و رفتارهای درست نقش مهمی ایفا کند.

این نویسنده کودک و نوجوان در بخش دیگری از سخنان خود به همکاری‌اش با شخصیت‌های برجسته در عرصه ادبیات کودک و تأثیر آن‌ها بر تفکراتش اشاره کرد و گفت: همکاری با افرادی چون مرحوم راستگو برای من تجربه‌ای بی‌نظیر بود. راستگو از جمله کسانی بود که نگاه ویژه‌ای به داستان‌گویی داشت و همواره تأکید می‌کرد که داستان‌ها باید به‌روز و در ارتباط با دنیای امروز باشند.

رحماندوست سپس به نقل قولی از راستگو پرداخت و گفت: راستگو همیشه می‌گفت که داستان باید هم آموزنده باشد و هم جذاب و تاثیرگذار. داستان‌ها باید بتوانند در دل مخاطب رخنه کرده و او را به تفکر و تأمل وادارند.

در پایان این نشست غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، با تأکید بر پیشگامی مرحوم شیخ محمدحسن راستگو در عرصه ادبیات کودک و نوجوان، نقش بی‌بدیل او را در نهادینه‌سازی قصه‌گویی دینی و تربیتی برای کودکان در ایران ارج نهاد و گفت: پیشرو بودن در هر عرصه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارد. هرچند ممکن است برخی از روش‌های قصه‌گویی مرحوم راستگو نقدهایی را به همراه داشته باشد، اما این‌ نقدها تنها بخشی از دستاوردهای گسترده او در زمینه نهادینه کردن ادبیات کودک و نوجوان در ایران است.

غلامرضا امیرخانی همچنین از شخصیت‌های برجسته دیگری چون مرحوم محمود حکیمی و رحمانی یاد کرد و و با تأکید بر تأثیر آن‌ها در شکل‌دهی ادبیات دینی برای کودکان و نوجوانان گفت: ‌این شخصیت‌ها با آثار خود مسیر جدیدی در عرصه ادبیات کودکان و نوجوانان دینی گشودند و دستاوردهایی که امروز در این حوزه مشاهده می‌شود، به نوعی مرهون تلاش‌های ایشان است.

وی در پایان، از محمد قبادی به‌خاطر زحماتش در تدوین و انتشار کتاب «قصه راستگو» قدردانی کرد و این تلاش‌ها را در راستای حفظ و گرامیداشت یاد و خاطره مرحوم راستگو ارزشمند دانست.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...