یک جوان روشنفکر ایتالیایی به نام پیترو اسپیرا از خاندان مشهور آبروتسی، سعی در مخالفت با فاشیسم دارد. پس از اینکه مدتها در زیرزمینی پنهان می‌شود، ناگزیر از رفتن و مخفی شدن در روستای موطن خود می‌گردد. اما اندک زمانی بعد، به سبب احساس خطر، دوباره فرار می‌کند.

دانه زیر برف  | اینیاتسیو سیلونه [Ia seme sotto la neve]
دانه زیر برف
[Ia seme sotto la neve]. رمانی از اینیاتسیو سیلونه (1) (نام مستعار سکوندو ترانکویلی (2)، 1900-1978)، نویسنده ایتالیایی، که در 1940 انتشار یافت. این کتاب تکرار همان موضوعات رمان فونتامارا و دنباله رمان نان و شراب است؛ خواننده مهمترین قهرمانان رمان اخیر را در آن بازمی‌یابد. یک جوان روشنفکر ایتالیایی به نام پیترو اسپیرا(3) از خاندان مشهور آبروتسی (4)، سعی در مخالفت با فاشیسم دارد. پس از اینکه مدتها در زیرزمینی پنهان می‌شود، ناگزیر از رفتن و مخفی شدن در روستای موطن خود می‌گردد. اما اندک زمانی بعد، به سبب احساس خطر، دوباره فرار می‌کند. با کمک چند انسان ساده و پاکدل، به خصوص دختر جوانی که مخفیانه او را دوست دارد از پناهگاهی به پناهگاه دیگر می‌رود و سرانجام دستگیر می‌شود. سیلونه بر این زمینه غم‌انگیز تصویر تحسین‌انگیزی از زندگی روستایی ایتالیای زمان فاشیسم را ترسیم می‌کند. پیرامون پیترو اسپیرا، تمامی اجتماع یک شهرستان ایتالیا به حرکت و جنب و جوش درمی‌آید. سیلونه قهرمانان خود را، چه جاه‌طلبان و خیانتکاران و چه ترسویان و ساده‌دلان، با قدرت و طنز تمام ترسیم می‌کند.

صفیه اصفیا (روحی) . فرهنگ آثار. سروش

1.Ignazio Silone 2.Secondo Tranquilli 3.Pietro Spira 4.Abruzzi

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

زن با وقاحتی بی‌اندازه و خشمی غرورآمیز با کلفتش حرف می‌زند: «بروید عقب. شما بوی حیوانات طویله را می‌دهید... نوبت به کلفت می‌رسد و او با همان خشونت خشماگین و باورنکردنی، بیزاری خود را از وضع زندگی‌اش ابراز می‌دارد. درست در لحظه‌ای که به اوج خشم و خروش رسیده است و گویی می‌خواهد اربابش را خفه کند، ناگهان صدای زننده و بی‌موقع ساعت شماطه بلند می‌شود. بازی به پایان می‌رسد... محبت سطحی و ارزان‌یافته و تفقدآمیز خانم خانه هیچ مرهمی بر دل چرکین آنها نمی‌نهد ...
در دادگاه طلاق هفتمین زنش حضور دارد... هر دو ازدواج‌های متعدد کرده‌اند، شکست‌های عاطفی خورده‌اند و به دنبال عدالت و حقیقتند... اگر جلوی اشتهاتون به زن‌ها رو نگیرین بدجوری پشیمون می‌شین... اشتتلر تا پایان داستان، اشتهایش را از دست نداد، ترفیع شغلی نگرفت و پشیمان هم نشد... دیگر گاوصندوق نمی‌دزدند بلکه بیمه را گول می‌زنند و با ساختن صحنه تصادف، خسارت می‌گیرند... صاحب‌منصب‌ها و سیاستمداران، پشت ویترین زندگی‌شان، قانون و عدالت را کنار می‌گذارند ...
زنی خوش‌پوش و آراسته که خودش را علاقه‌مند به مجلات مد معرفی می‌کند... از تلاش برای به قدرت رسیدن تا همراهی برای در قدرت ماندن... قانون برای ما، تصمیم حزب است... پژوهشگرانی که در رساله‌های علمی به یافته‌های دانشمندان غربی ارجاع می‌دادند به «دادگاه‌های شرافت» سپرده می‌شدند... دریافت جایزه خارجی باعث سوءتفاهم بین مردم کشور می‌شد... ماجرای ویلایی که با پول دولت ساخت همه‌ خدمات او به حزب را محو کرد... سرنوشت تلخ او خودکشی ست ...
روابط متقابل زردشتیان و مسلمانان... ادبیات پیش‌گویانه با ایجاد مشابهت‌هایی میان تولد و زندگی‌نامه‌ی محمد[ص]، زردشت و شاهان ایرانی برقراری روابط اجتماعی میان دو گروه را آسان‌تر کرد... پیروزی مسلمانان تجلی لطف خداوند توصیف می‌شد و هر شکست زردشتیان گامی به سوی آخرالزمان... از مهمترین علل مسلمان شدن زردشتیان: ایمان خالصانه به اسلام، باور به اینکه پیروزی‌های اعراب اعتبار اسلام را تأیید می‌کند، به‌دست آوردن آزادی(اسیران)، تهدید به مرگ، انگیزه‌های مالی و اجتناب از پرداخت خراج ...
جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...