کتاب «چشمه جادو» [Malenfer. Tome 2, La source magique] نوشته کاساندرا ادونل [Cassandra O'Donnell] با ترجمه مهدی ضرغامیان و از سوی نشر نو به کتاب‌فروشی‌ها رسید.

چشمه جادو» [Malenfer. Tome 2, La source magique] نوشته کاساندرا ادونل [Cassandra O'Donnell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب که در بخش «داستان‌های فرانسه؛ قرن 21ام» این نشر منتشر شده است، دومین شماره از شش‌گانه جهنم سیاه به شمار می‌آید. «چشمه جادو» در فضایی سورئال، با داستانی فانتزی، علمی- تخیلی روایت می‌شود.

در بخشی از کتاب آمده است:

«ناگهان رعد سهمگينى در فضا طنين انداخت. جادو به ترق و تروق افتاد. آب درياچه به‌صورت موج‌هاى عظيمى بالا آمد، زمين شكاف برداشت، آسمان به رنگ درخشانى درآمد و همهٔ موجودات جادويى فريادى تيز، فريادى دردآلود، فريادى از سر وحشت و نااميدى سردادند...
زوئه وحشت‌زده نگاه كرد. دنياى دورتادورش متلاشى شده بود. به زانو افتاد و زمزمه‌كنان گفت: آه، گابريل، تو چه‌كار كردى؟»

مجموعه «جهنم سیاه» شامل شش رمان به نام‌های «جنگل تاريكى‌ها»، «چشمه جادو»، «وارثان»، «جادوگرهاى سرزمين‌هاى مرداب»، «سرزمين‌هاى يخ»، «رُتيلا» است.

کتاب «چشمه جادو» نوشته کاساندرا ادونل، در 168 صفحه، به قیمت 58 هزار تومان، در قطع رقعی، جلد گالینگور و با ترجمه مهدی ضرغامیان، از سوی نشر نو منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...