ترجمه کتاب «موش‌ها ‌و آدم‌ها» [Of mice and men] نوشته جان استاین‌بک [Steinbeck, John Ernst] توسط انتشارات نگاه به چاپ دوم رسید.

موش ها و آدم ها در چاپ دوم

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، کتاب «موش‌ها و آدم‌ها» نوشته جان اشتاین‌بک یا استن‌بک به‌تازگی با ترجمه رضا ستوده توسط نشر نگاه به چاپ دوم رسیده است.

جان استاین‌بک را عموما با کتاب «خوشه‌های خشم» می‌شناسند اما این‌نویسنده آمریکایی که ریشه‌ای آلمانی دارد، کتاب‌های تاثیرگذار دیگری هم دارد و در ۶۰ سالگی جایزه نوبل را از آن خود کرد. نشر نگاه هم چاپ مجموعه‌آثار این‌نویسنده را در دستور کار خود دارد که به‌تازگی هفتمین و جدیدترین عنوانش چاپ و سپس تجدیدچاپ شده است. پیش از این‌کتاب، «اتوبوس سرگردان» در قالب این‌مجموعه چاپ شد. «خوشه‌های خشم»، «اسب سرخ»، «راسته کنسروسازان»، «مروارید»، «مرگ و زندگی» و «روزگاری جنگی درگرفت» دیگر عناوینی هستند که نگاه در قالب مجموعه آثار این‌نویسنده چاپ کرده است.

«موش‌ها و آدم‌ها» هم از جمله آثار مشهور و شناخته‌شده اشتاین‌بک یا استاین‌بک است. این‌کتاب درباره تنهایی آدم‌ها و بیانیه‌ای ضد مناسبات اشتباه اجتماعی و عرف‌های غلط است. استاین‌بک در این‌کتاب حماقت برخی انسان‌ها را مد نظر قرار داده است. قصه «موش‌ها و آدم‌ها» درباره انسان‌های آسیب‌پذیری است که تحت ظلم و ستمی قرار گرفته‌اند که علتش روابط اشتباه موجود در جامعه است.

چاپ دوم این‌کتاب با ۱۴۳ صفحه و قیمت ۲۲ هزار و ۵۰۰ تومان عرضه شده است.

مجموعه‌شعرهای «عبور زیبایی از تنهایی» سروده مهسا چراغعلی با ۱۰۸ صفحه و قیمت ۱۸ هزار تومان و «قسمت عمیق، قسمت کم‌عمق» سروده سلمان نظافت‌یزدی با ۱۱۷ صفحه و قیمت ۲۰ هزار تومان هم دو کتاب جدیدی هستند که این‌ناشر به‌تازگی منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...