ترجمه‌ای تازه از کتاب «ادبیات و شر» [Literature and evil] اثر ژرژ باتای [Georges Bataille] به کوشش فرزاد کریمی توسط انتشارات سیب سرخ منتشر شد.

ادبیات و شر» [La littérature et le mal: Emily Bronte, Baudelaire, Michelet, Blake, Sade, Proust, Kafka, ...]  ژرژ باتای [Georges Bataille]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، فرزام کریمی مترجم کتاب «ادبیات و شر» نوشته ژرژ باتای با اشاره به انتشار این کتاب در دو بخش ادبیات مدرن و کلاسیک گفت: در بخش کلاسیک به بررسی مضمون شر در آثار امیلی برونته، مارسل پروست و مارکی دوساد پرداخته شده است. و مجلد دیگری با عنوان بخش مدرن که به زودی منتشر می‌شود به بررسی مضمون شر در آثار فرانتس کافکا، شارل بودلر و ویلیام بلیک پرداخته شده است.

وی ادامه داد: اصل کتاب به زبان فرانسه است و ما ترجمه را از روی نسخه ترجمه شده به انگلیسی ترجمه کرده‌ایم ویراستاری این کار نیز بر عهده شهریار وقفی‌پور بوده است. تفاوتی که این اثر نسبت به سایر آثار باتای دارد، این است که باتای در این کتاب بیشتر به جنبه‌های ادبی پرداخته است، به همین دلیل برای مخاطبان عام هم تا حدودی قابل فهم است، باتای براین اعتقاد بود که ادبیات یا هیچ چیز است یا همه چیز، ادبیات اگر بخواهد از گذاره شر دوری بجوید، طبیعتاً به امری ملال آور خواهد شد.

این مترجم در ادامه با اشاره به نظر باتای درباره آثار نویسندگانی چون برونته گفت: باتای معتقد بود که نویسندگانی چون برونته، کافکا، پروست و دیگران یا تعمدانه از گذاره شر در ادبیات بهره گرفته‌اند و یا این گذاره در روال زندگی آن‌ها جاری و ساری بوده است. باتای جزو حلقه اول سورئالیست‌ها بوده و بعد از مشاجراتی که با آندره برتون پیدا کرد از آنها جدا شد و راه و خط خود را پی گرفت، کالجی را تاسیس کرد و به ادبیات از منظر جامعه‌شناسی نگاه کرد.

کریمی با اشاره به فصول کتاب گفت: کتاب در مجموع دو سری ۷ فصل دارد، در سری کلاسیک با ۳ فصل روبرو هستیم و هر فصل زیرشاخه‌های متعدد دارد. با مشورتی که با آقای وقفی‌پور داشتیم‌، به این نتیجه رسیدیم که برای مخاطب ایرانی که به نوعی به دنبال بدیهیات می‌رود، یکسره منتشر شدن کتاب ادبیات و شر هضم قضیه را دشوار می‌کند پس بهتر است براساس دوره تاریخی نویسنده‌ها را از هم جدا کنیم، بنابراین برای خوشخوان شدن اثر و تسهیل در فهم محتوا کتاب به دو بخش کلاسیک و مدرن تقسیم شد.

وی افزود: در شناخت‌نامه کتاب به معرفی نویسندگانی که مضمون شر در آثارشان بررسی شده است، پرداخته‌ایم، پس از آن ترجمه مصاحبه باتای درباره این کتاب با عنوان ادبیات گناهکار است درج شده است که می‌تواند تا اندازه بسیاری به فهم مخاطب کمک کند.

کتاب ادبیات و شر را نشر سیب سرخ منتشر کرده است.

............... هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...