نشست نقد و بررسی «کتاب لعاب» اثر امید قجریان با حضور مهدی مکی‌نژاد عضو هیئت‌علمی فرهنگستان هنر و محمود سالاری مدرس دانشگاه و نگار کفیلی عضو هیئت‌علمی دانشگاه هنر در سالن گلستان هنر فرهنگستان هنر برگزار شد.

کتاب لعاب» اثر امید قجریان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ مهدی مکی‌نژاد در این نشست درباره پیشینه تاریخی سفال و سرامیک در ایران عنوان کرد: سفال در ایران پیشینه‌ای لااقل ده‌هزارساله دارد و ما در این حوزه، تاریخی غنی داریم.

وی همچنین خاطرنشان کرد: در حوزه رنگ و لعاب نیز تقریباً ۳ هزار سال قدمت داریم و نقش‌برجسته هخامنشی در تخت‌جمشید و همچنین آثار به‌جامانده در چغازنبیل و شوش نشانگر این است که ما این دانش فنی را هزاران سال در کشور خود داشته‌ایم.

مکی نژاد به مشکلات و چشم‌انداز فناوری سرامیک اشاره‌ای داشت و منتشرکردن کتاب‌هایی که می‌تواند دانش فنی این حوزه را از حالت سینه‌به‌سینه به‌صورت عمومی انتقال دهد بسیار ارزشمند دانست.

همچنین در این نشست محمود سالاری گفت: باید اعتراف کنم کتابی که امید قجریان تألیف کرده، بسیار ارزشمند است و امیدوارم که بتوانیم از طریق این کتاب ارتباط میان علم و هنر را بیشتر کنیم تا داده‌های بهتری و دانش بیشتری برای کسانی فراهم آوریم که می‌خواهند در این زمینه اشتغال داشته باشند.

سالاری در ادامه گفت: در زمینه سفال و سرامیک به علت بحران‌هایی که در زمینه هنر و صنعت وجود دارد مشکلاتی مانند؛ مواد اولیه و کمبود کارآفرین در این زمینه داریم. البته کسانی هستند که سفال را به‌عنوان حمایت از هنر دنبال می‌کنند؛ ولی متأسفانه ما نتوانسته‌ایم بر این تعداد افراد افزایش اشتغال داشته باشیم که در این زمینه نیازمند حمایت دولت هستیم.

سالاری در ادامه نقد و بررسی «کتاب لعاب» را آغاز کرد و به فرمول‌های شیمیایی که منجر می‌شود تا لعاب بهتری روی سفال ایجاد شود، پرداخت.

در ادامه این نشست نگار کفیلی با بیان خاطرات دانشجویی‌اش گفت: در دوران دانشجویی، منابع بسیار کم و محدودی، آن هم به‌صورت ترجمه، وجود داشت که از انگشتان یک‌دست هم کمتر بود؛ اما با وجود این کتاب، دانشجویان و هنرآموزان کمتر به مشکلی در حوزه دانش سفال برخورد خواهند کرد.

کفیلی افزود: کاربرد فرمول‌نویسی‌های زِگر در لعاب‌کاری برای هنرمندان چندان موفق به عمل نیامده است و هنرمند با استفاده از تجربیات عملی می‌تواند از چگونگی در آوردن لعاب بر روی سفال اطلاع پیدا کند.

وی در ادامه به تصاویر این کتاب اشاره کرد و افزود: از ۵۵ تصویری که در «کتاب لعاب» آمده، فقط ۱۰ تصویر متعلق به آثار خارجی است و ۴۵ تصویر مربوط به فرهنگ و هنر ایران است و این کتاب به آثاری ارجاع داده شده است که بسیار می‌تواند ارزشمند و مورداستفادهٔ آیندگان قرار بگیرد.

نشست نقد لعاب

در نهایت، امید قجریان نویسنده کتاب و عضو هیئت‌علمی دانشگاه هنر اصفهان تصریح کرد: قطعاً کتابی که تألیف شده است همانند کتاب‌های دیگر مشکلاتی دارد و کامل و جامع نیست؛ ولی من این کتاب را مخصوص ویژه هنرمندان نوشته‌ام و ممکن است برای کسانی که در حوزه مهندسی سرامیک کار می‌کنند چندان به مفید واقع نشود. نگارش این کتاب از سال ۱۳۸۸ آغاز شد و در طی پژوهش‌هایی که در این سال‌ها انجام دادم، توانستم آن را کامل کنم.

وی افزود: متن‌هایی از گذشته توسط نویسندگان و اندیشمندان و حتی شاعرانی داریم که در طی این پژوهش سعی بر این داشتم که از این متن‌ها استفاده کنم. همچنین برای تکمیل شد این کتاب به کشورهای هم جوار سفر کردم و از منابعی که دراین‌خصوص در دست داشتم برای جامع‌تر شدن این کتاب استفاده کردم تا برای مخاطبان و علاقه‌مندان به این حوزه در هر کجای این مرز و بوم قابل استفاده قرار بگیرد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...