بوک‌اسکن (BookScan) در گزارشی جدید از بازار کتاب این کشور می‌گوید در سه ماهه نخست سال 2021 فروش کتاب‌های مصور ژاپنی موسوم به مانگا رشد قابل توجهی داشته است.

مانگا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، موسسه تحقیقاتی بازار کتاب آمریکا، ان پی دی بوک‌اسکن (BookScan) در گزارشی جدید از بازار کتاب این کشور می‌گوید در سه ماهه نخست سال 2021 فروش کتاب‌های مصور ژاپنی موسوم به مانگا رشد قابل توجهی داشته است و با فروش نزدیک به 4میلیون جلد نوعی رکورد را در فروش کتاب در سه ماه ثبت کرده است. پیش از این موسسات توزیع کننده کتاب‌های مانگا در آمریکا گفته بودند که ویروس کرونا باعث شده فروش کتاب‌های مانگا افزایش پیدا کند. مانگا (Manga) صنعت کمیک استریپ یا کتاب‌های مصور ژاپنی از دهه 1950 به بعد رونق فراوانی در جهان یافته است.

کلمه مانگا را می‌توان به معنی «تصاویر طنزآمیز» ترجمه کرد، و مشخصهٔ بارز آن شخصیت‌های کارتونی هستند که اغلب دارای ویژگی‌های خاصی هستند که از دیگر کاراکترها متمایز می‌شوند، همانند اغراق بیش از حد در اندام‌های بدن که در اکثریت آن‌ها چشم‌های بزرگ به‌همراه دهان و بینی کوچک مشاهده می‌شود و همچنین معمولاً دارای موهایی با رنگ‌های غیرطبیعی هستند. کمیک استریپ در اصل متعلق به کشور آمریکا بوده که در جنگ جهانی وارد ژاپن شده و ژاپنی‌ها گوی سبقت را از آمریکایی‌ها ربوده‌اند و مانگا را تبدیل به نماد فرهنگی و هنری کشور خود کرده‌اند.

بوک‌اسکن می‌گوید در سه ماهه نخست سال جدید میلادی فروش کتاب‌های مانگا حدود 80درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته که این رقم از سال 2004 تا کنون بی‌سابقه بوده است.

طبق گزارش شرکت ویزمدیا (Viz Media) بزرگترین توزیع‌کننده کتاب‌های مصور ژاپنی در آمریکا بسیاری از این کتاب‌ها طرفداران بسیاری در میان مخاطبان آمریکایی پیدا کرده است. «کوین هامریک» معاون این شرکت می‌گوید: فروش این کتاب‌ها آنقدر بوده است که به فکر تولید این کتاب‌ها در داخل آمریکا هستیم.

مانگاها ابتدا در مجله چاپ می‌شدند، ولی بعدها به خاطر محبوبیت قابل توجهی که پیدا کردند به صورت کتاب درآمدند. به مولفین یا طراحان مانگا، مانگاکا گفته می‌شود. موثرترین فرد در رشد مانگا اوسامو تزوکا است که می‌توان گفت مانگای مدرن، شبیه به چیزی که امروز به مانگا استایل (manga style) معروف است را به وجود آورد.

در ابتدا مانگاها برای کودکان نوشته می‌شدند و در مجله‌های مختص کودکان چاپ می‌شدند، که با کارهای متفاوت تزوکا در سبک‌های مختلف باعث شد که ردهٔ سنی مخاطبین گسترش پیدا کنند. مانگاهای اولیه ارزش هنری زیادی نداشتند ولی با پیدایش سبک‌های جدید و با ارزش‌های هنری بیشتر ارزش هنری بیشتری پیدا کرد، بطوری که حتی سبک مانگا اشخاصی چون ادوارد مک‌گینس و فرانک میلر را هم تحت تاثیر قرار داد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...