انتشارات سروش چاپ جدید ۴ جلد از مجموعه تاریخ فلسفه نوشته فردریک چارلزکاپلستون را منتشر و وارد بازار نشر کرد.

به گزارش مهر، ترجمه مجلدات دوم، چهارم، ششم و هفتم کتاب «تاریخ فلسفه» نوشته فردریک چارلزکاپلستون توسط انتشارات سروش تجدیدچاپ شده و با نسخه‌های جدید وارد بازار نشر شده‌اند.

«تاریخ فلسفه»ی کاپلستون، اثری در حوزه فلسفه است که در قالب یک مجموعه ۹ جلدی چاپ شده است. کاپلستون در این‌کتاب فلاسفه بزرگ دنیا را معرفی کرده است.

هدف کاپلستون در این‌کتاب فلسفه ساختن نیست، بلکه کارش توصیف است. دادجو معتقد است کاپلستون هرقدر هم که مورخ امینی باشد، فراموش نمی‌کند که خود فیلسوف باقی بماند. این‌کتاب، که هر جلد آن به فیلسوفان خاصی پرداخته، از منابع معتبر و مهم فلسفه در دانشگاه‌های جهان و ایران است.

چندی پیش و طی روزهای پایانی آذرماه، جلد سوم این‌مجموعه که مربوط به اواخر قرون وسطی و عهد رنسانس است، به چاپ سوم رسید.

دومین جلد این‌مجموعه، مربوط به فلسفه قرون وسطی است که به‌تازگی به چاپ سوم رسیده است. چاپ سوم این‌کتاب با ۸۶۱ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۱۰ هزار تومان منتشر شده است.

جلد چهارم تاریخ فلسفه کاپلستون هم از دکارت تا لایب‌نیتس را شامل می‌شود و به چاپ ششم رسیده است که نسخه‌های این‌نوبت از چاپش با ۴۶۴ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۶۰ هزار تومان عرضه شده است.

ششمین جلد هم مقطع ولف تا کانت را شامل می‌شود که به‌تازگی مانند جلد چهارم با چاپ ششم عرضه شده است. چاپ ششم این‌مجلد هم با ۴۷۶ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۶۰ هزار تومان به بازار آمده است.

جلد هفتم تاریخ فلسفه کاپلستون از فیشته تا نیچه را در بر می‌گیرد که این‌جلد هم به چاپ ششم رسیده است. نسخه‌های چاپ ششم این‌کتاب هم با ۴۹۲ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...