کتاب «ثروت مشترک: بدیلی فراسوی سرمایه» [Commonwealth] تلاشی است در راستای فراخوان ژان لوک نانسی برای بازنویسی اسپینوزایی هستی و زمان هایدگر. اما آنچه شاید بیش از این غایت و هدف گذاری آگاهانه در این کتاب تحقق می‌یابد بازنویسی مارکسی اخلاق اسپینوزاست.

ثروت مشترک: بدیلی فراسوی سرمایه» [Commonwealth] مایکل هارت [Michael Hardt] و آنتونیو نگری [Antonio Negri]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «ثروت مشترک: بدیلی فراسوی سرمایه» اثر مایکل هارت [Michael Hardt] و آنتونیو نگری [Antonio Negri] با ترجمه فواد حبیبی از سوی نشر ققنوس منتشر شد.

این کتاب در 6 فصل به مسائل و موضوعات مختلفی اشاره می‌کند. جمهوری و انبوه خلق فقرا، مدرنیته و دورنماهای دگر مدرنیته، سرمایه و مبارزات بر سر ثروت مشترک، امپراتوری و بازگشت آن، فراسوی سرمایه و انقلاب از جمله فصول مهم این کتاب به شمار می‌رود.

پروژه اخلاقی‌ای که در این کتاب بسط و توسعه پیدا کرده در مسیر برساختن سیاسی انبوه خلق در برابر امپراتوری است. «انبوه خلق مجموعه‌ای از تکینگی‌هاست که فقر و عشق در فرآیند بازتولید امر مشترک بدان‌ها شکل می‌بخشند، اما برای توصیف دینامیسم و دیسپوزیتیف‌های شهریار شدن انبوه خلق به چیز بیشتری نیاز داریم. شهریار شدن انبوه خلق پروژه ای است که به تمامی‌بر درون ماندگاری تصمیم گیری درون انبوه خلق اتکا دارد.»

در پیشگفتار کتاب به موضوع جنگ و رنج و فلاکت اشاره می‌شود که به طرز فزاینده ای به وجه معرف دنیای در حال جهانی شدن ما بدل شده است. در این بخش این موضوع مورد تاکید قرار گرفته که یکی از پیامدهای عمده جهانی شدن آفرینش جهانی مشترک است، جهانی که بد یا خوب همه ما در آن شریکیم، جهانی فاقد بیرون.

کتاب به موضوع دموکراسی از این دیدگاه می‌پردازد که تنها در حالتی قابل تصور است که همگی در آن شریک باشیم و مشارکت از سوی حداکثر مردم صورت بگیرد. کتاب به این موضوع همچنین اشاره می‌کند که امر مشترک، پیش از هر چیز ثروت مشترک جهان مادی است؛ هوا، آب، ثمرات زمین و همه مواهب طبیعت که میراث کل نوع بشر است.

کتاب در فصل بعدی خود به موضوع جمهوری مالکیت اشاره دارد. مسئله آخرالزمانی که به همراه هشدارهایی در خصوص انواع جدید امپریالیسم و فاشیسم بر برداشت‌های معاصر از قدرت، چیرگی یافته است. «همه چیز دارد بر اساس قدرت حاکم و وضعیت استثنایی تشریح می‌شود، یعنی بر اساس تعلیق عمومی‌حقوق و ظهور قدرتی که بر فراز قانون می‌ایستد.»

در فصل دیگر کتاب به زیست سیاست در مقام رخداد می‌پردازد. اینطور در این بخش آمده است: «برای فراچنگ آوردن فهم میشل فوکو از زیست قدرت باید آن را در بافت نظریه گسترده‌تری در خصوص قدرت قرار بدهیم.» در بخش دیگری از کتاب به این موضوع اشاره می‌شود که زیست سیاست بر خلاف زیست قدرت از ویژگی‌های خاص رخداد برخوردار است و پیش از همه بدین معنا است که سازش‌ناپذیری آزادی نظام هنجارین را مختل می‌کند.

کتاب «ثروت مشترک: بدیلی فراسوی سرمایه» نوشته مایکل هارت و آنتونیو نگری به ترجمه فواد حبیبی در 504 صفحه از سوی نشر ققنوس روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...