کتاب «نامه‌های اداری و خصوصی محمدعلی فروغی» به همت محمد افشین‌وفایی و مهدی فیروزیان توسط بنیاد موقوفات محمود افشار منتشر شد.

نامه‌های اداری و خصوصی محمدعلی فروغی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، محمدعلی فروغی ملقب به ذکاءالملک یکی از مؤثرترین رجال سیاسی قرن اخیر و از چهره‌های فرهنگی مهم روزگار خویش است. او نخستین نخست‌وزیر دوران پادشاهی رضاشاه پهلوی و نیز فرزندش محمدرضاشاه بوده است. آثار علمی درخشانی چون سیر حکمت در اروپا و تصحیح کلیات سعدی نیز از فروغی برجا مانده که نمایانگر دانش و آگاهی گسترده اوست.

در این کتاب ۱۳۰ نامه از فروغی جمع‌آوری شده که تعداد قابل توجهی از آن‌ها برای اولین بار است که به دست چاپ سپرده می‌شود. گردآورندگان کوشیده‌اند با جستجو در اسناد مجموعه‌های خصوصی و عمومی، مطبوعات عهد پهلوی و کتاب‌های مختلف مربوط به آن دوران تمام نامه‌های بر جامانده از فروغی را گردآوری کنند و البته همان‌طور که در مقدمه کتاب ذکر شده جلدهای دیگر این کتاب نیز در دست تألیف و تدوین است.

مخاطبان نامه‌های فروغی رجال سرشناس سیاسی، علمی، فرهنگی و مذهبی ایران در عصر پهلوی اول و دوم از جمله دو شاه این سلسله، و کسانی چون حسن مستوفی‌الممالک، مهدی‌قلی هدایت (مخبرالسلطنه)، عبدالحسین تیمورتاش، سید حسن تقی‌زاده، علامه محمد قزوینی، آیت‌الله ابوالقاسم کاشانی، آیت‌الله عبدالکریم حائری یزدی، علی سهیلی، رجبعلی منصور، محمود افشار، صادق مستشارالدوله، حسین علاء، یحیی قراگوزلو (اعتمادالدوله)، فتح‌اللّه پاکروان و علی‌اکبر گلشن (گلشن آزادی) بوده‌اند. او البته نامه‌نگاری‌هایی هم با فرزندان خود و دیگر اعضای خانواده، ازجمله برادرش، ابوالحسن فروغی، و شوهرخواهرهایش محمود اورنگ (وقارالسلطنه) و عبدالرزاق بغایری داشته است.

به‌جز این مخاطب تعدادی از نامه‌های این کتاب شخصیت‌های سیاسی یا فرهنگی خارجی مانند وینستون چرچیل، ژوزف استالین، آرتور میلسپو، ریدر ویلیام بولارد، آنتونی ایدن، توفیق رشدی‌بیک، فریدریش شولنبرگ، ادوارد براون و ژوزف اونول بوده‌اند. تعداد چشمگیری از نامه‌های این کتاب نیز برای سازمان‌ها یا وزارتخانه‌های گوناگون ازجمله وزارت خارجه و داخله، وزارت دربار، عدلیه، معارف یا نشریات مانند مطبوعات انگلیس و روزنامه کاوه ارسال شده است.

محدوده زمانی این نامه‌ها که به ترتیب تاریخی مرتب شده‌اند از سی‌ودو سالگی تا پایان عمر فروغی را در بر می‌گیرد. یعنی می‌توان گفت مکتوبات موجود حاصل دوران تصدی مقام‌های مهم سیاسی و نیز دوره پختگی و کمال فروغی است.

در پایان کتاب آلبومی با بیش از هشتاد عکس از فروغی و اعضای خانواده‌اش و همچنین شخصیت‌های سیاسی و علمی ایرانی و خارجی که با او در ارتباط بوده‌اند قرار گرفته است که بعضی از این عکس‌ها برگرفته از آرشیو خصوصی و خانوادگی فروغی است و پیش از این در جایی منتشر نشده است.

این کتاب در ۵۰۴ صفحه و قیمت ۳۹۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...