«آن سوی مرگ» به روایت جمال صادقی همچنان با استقبال از سوی مخاطبان همراه است؛ به طوری که تاکنون ۶۰ هزار نسخه از این اثر در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

آن سوی مرگ جمال صادقی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، کتاب «آن سوی مرگ» که از سوی نشر معارف منتشر شده، دربردارنده سه روایت از تجربه افرادی است که در سه مرحله دنیای پس از مرگ را برای دقایقی تجربه کرده و آن را صادقانه برای مخاطب روایت کرده‌اند. کتاب نثری خوش‌خوان و ساده دارد. روایت‌ها گاه باورنکردنی است و مخاطب را میخکوب می‌کند.

شخصیت‌پردازی سه روایت نقل شده، به گونه‌ای صورت گرفته که مخاطب با آن همراه شده و گاه همذات‌پنداری کند. دنیای پس از مرگ و حوادث بعد از آن، همواره یکی از پرسش‌هایی است که ذهن بشر را به خود مشغول داشته است. آثاری مانند «آن سوی مرگ» به مخاطب این کمک را می‌کند تا بتواند تاحدودی از دنیایی که پس از مرگ در انتظار انسان است، آگاهی یابد. برخی از این روایت‌ها گاه مخاطب را تکان می‌دهد و سبب می‌شود تا پس از اتمام کتاب، مخاطب با خود بیندیشد که او برای دنیای پس از مرگ چه کرده است.

«آن سوی مرگ» به قلم جمال صادقی و با همکاری محمدحسین حاجی ده‌آبادی در 350 صفحه منتشر شده است. این اثر با استقبال خوبی از سوی مخاطبان همراه شده به طوری که در کمتر از دو سال، در 60 هزار نسخه در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

این اثر به همراه هفت کتاب دیگر از جمله «علی از زبان علی»، «حسین از زبان حسین»، «اصول دین نوجوان»، «همه نوکرها»، «اهل بیتی‌ها» و «شکار هیولا» جزو پرفروش‌ترین‌های طرح تابستانه سایت نشر معارف معرفی شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...