مجموعه هشت جلدی «قصه‌های قرآنی» که توسط نشر هاجر (انتشارات مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران) منتشر شده است، در نمایشگاه کتاب‌های حوزوی به نمایش گذاشته شد.

احمد شایانفر، مدیر اجرایی نشر هاجر، در گفت‌وگو با ایبنا با اعلام این خبر اظهار کرد: «قصه‌های قرآنی» که در هشت جلد چاپ شده و برای نخستین بار در نمایشگاه کتاب‌های حوزوی عرضه می‌شود، روایتگر داستان‌های موجود در قرآن کریم با موضوع پیامبران است.

مدیر اجرایی مرکز نشر هاجر افزود: در این کتاب علاوه بر روایت داستان‌های قرآنی، متن آیات مربوطه نیز ارایه شده‌اند.

وی گفت: کتاب «قصه‌های قرآنی» اثر حجت‌الاسلام سیدمحسن قدسی‌پور با شمارگان 1000 نسخه توسط نشر هاجر منتشر شده و برای نخستین بار در نمایشگاه کتاب‌های حوزوی در قم عرضه شده است.

شایانفر یادآور شد: نشر هاجر با حدود 100 عنوان کتاب در موضوعاتی از جمله «احکام، عقاید و زنان» در نمایشگاه کتاب‌های حوزوی قم شرکت کرده است.

دومین نمایشگاه تخصصی کتاب‌های حوزوی تا 27 دی‌ماه از ساعت 9 تا 12 و 15 تا 20 در مجتمع امام خمینی (ره) قم برای بازدید علاقه‌مندان دایر است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...