بیست و ششمین چاپ کتاب «مدیریت اسلامی» نوشته محمدحسن نبوی توسط موسسه بوستان کتاب قم منتشر شد.

مدیریت اسلامی محمدحسن نبوی

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ: با پیروزی نظام مقدس جمهوری اسلامی مباحث مهمی چون ضرورت تمدن سازی به محافل فکری و اندیشه‌ای کشور راه پیدا کرد. در امر تمدن سازی مؤلفه مهمی چون فقه تمدن ساز نیز مطرح شد و نظام‌های حوزوی تلاش کردند تا به سمت تئوریزه کردن مسائل فقه تمدنی بروند.

بر این اساس لزوم مدیریت سازمان‌ها و نهادها به‌گونه‌ای که مغایر با دستورات شرع مقدس اسلام نباشد نیز پیش آمد. سرعت تحولات جهانی در زمینه تکنولوژی مدیریت را نیز وارد حیطه علم کرد و بر همین اساس قواعد و دستورالعمل‌هایی برای آن در غرب نوشته شد. حرکت غول آسای ماشین صنعت در غرب باعث شد تا بسیاری از اصول انسانی، سنت‌ها، آداب و رسوم و در مواردی قسمت‌هایی از علوم و البته دین تحت شعاع قرار بگیرند. این میان اما شخص مدیر در کشوری اسلامی و شیعی نمی‌تواند ویژگی‌هایی مشابه همتایان غربی‌اش داشته باشد. این ویژگی‌ها باید از کتاب و سنت استخراج شده و با دانش‌های روز مدیریتی تلفیق شود.

تاریخ مدیریت اسلامی به ابتدای ظهور اسلام باز می‌گردد، زیرا در قرآن کریم و نیز در روایات معصومان (ع) مباحث عمیق مدیریتی مطرح شده است. در عصرهای بعدی نیز دانشمندان اسلامی ضمن مباحث خود به مباحث مدیریت اسلامی پرداخته‌اند. با وجود این، مدیریت اسلامی به صورت یک دانش مدون منظم و منسجم ارائه نشد، بلکه به صورت پراکنده و در ضمن مطالب دیگر مورد بحث قرار گرفت. با این حال، در عصر حاضر، آثاری در موضوع مدیریت اسلامی به رشته تحریر درآمده است.

به زبان فارسی تاکنون منابع متعددی درباره مدیریت منتشر شده است، اما این منابع یا صرفاً ترجمه از منابع غربی بودند و یا اینکه تنها مدیریت از منظر اسلام را مدنظر داشتند و مباحث را به صورت تلفیقی پی نگرفتند. این میان اما به باور منتقدان یکی از بهترین و ساده‌ترین منابع درباره مدیریت اسلامی کتابی است به همین نام نوشته حجت الاسلام والمسلمین محمدحسن نبوی که برای نخستین بار به سال ۱۳۷۳ توسط دفتر تبلیغات اسلامی قم منتشر شد.

مؤسسه بوستان کتاب بیست و ششمین چاپ این کتاب را با شمارگان هزار نسخه، ۳۹۲ صفحه و بهای ۵۵ هزار تومان منتشر کرد. چاپ پیشین این کتاب سال ۹۶ با شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه و بهای ۲۹ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

کتاب ۱۳ فصل دارد که عناوین آنها به ترتیب از این قرار است: «حکومت و مدیریت اسلامی»، «برنامه ریزی»، «ارکان برنامه ریزی»، «سازماندهی»، «انگیزش»، «رهبری»، «صفات فردی رهبر»، «رفتار رهبری»، «سلوک مدیریت»، «لغزشگاه‌ها»، «کنترل»، «پیگیری» و «تصمیم گیری».

نویسنده با بهره‌گیری از کتاب و سنت و حکمت اسلامی به تبیین علت تشکیل حکومت از منظر اسلام پرداخته و ضمن بحث عدالت در حکومت به ارتباط حکومت و مساله مدیریت و همچنین ضرورت رسیدن به مؤلفه مدیریت اسلامی را طرح می‌کند. تبیین رویکردها و نگاه‌های مختلف به مدیریت از امتیازات این کتاب است. مساله سازماندهی و رسیدن به اهداف سازمانی یکی از مباحث مهم نویسنده در کتاب است که در آن حتی از روش‌های عزل مدیران نیز سخن به میان آمده. به باور نویسنده در مدیریت اسلامی رسیدن به اهداف سازمانی یکی از هدف‌هاست نه تمامی آنها.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...