«کتاب همراه بازاریابان دیجیتال» [Once upon a digital time] به قلم برایان سولیس [Brian Solis] با ترجمه سعید قدوسی نژاد منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز، نسخه اصلی «کتاب همراه بازاریابان دیجیتال» با زیر عنوان وقتی همه «قصه‌گو» شده اند چطور قصه‌گوی متفاوتی باشیم؟ [how to be an amazing storyteller when everyone is a storyteller] به عنوان بخشی از پروژه‌ی آموزش بازاریابی سایت لینکدین منتشر شده است و نکته‌ها و پیشنهادهای مفیدی برای بازاریابان دیجیتال و تولیدکنندگان محتوا ارائه می‌دهد.

کتاب همراه بازاریابان دیجیتال وقتی همه قصه‌گو شده اند چطور قصه‌گوی متفاوتی باشیم؟ [how to be an amazing storyteller when everyone is a storyteller]

بیش از نیم میلیون نفر در سایت لینکدین «قصه‌گویی» را جزو مهارت‌هایشان آورده‌اند. این روزها همه از قصه‌گویی دم می‌زنند اما این ادعا کمتر به ایده‌ای اجرایی منتهی می‌شود. «کتاب همراه بازاریابان دیجیتال» با اشاره به اشتباه‌های رایج بازاریاب‌ها در تولید محتوا، به شما کمک می‌کند خودتان و کسب‌وکارتان را بازبینی کنید و با کمک قصه‌گویی تغییراتی اساسی و سازنده در نحوه‌ی ارائه‌ی خودتان و حرفه‌تان ایجاد کنید.

قصه‌ی خوب چیست؟ زمان و مکان مناسب قصه‌گویی کدام است؟ قهرمان اصلی قصه‌ی ما کیست؟ راه شناخت مخاطب و ارائه‌ی قصه‌ای متفاوت و تأثیرگذار چیست؟ پاسخ این پرسش‌ها و بسیاری از پرسش‌های دیگر در حوزه‌ی بازاریابی محتوا را می‌توانید در این کتاب پیدا کنید.

«کتاب همراه بازاریابان دیجیتال» در 72 صفحه مصور و با قیمت 12هزار تومان در مجموعه‌ی «جمع‌وجور» انتشارات اطراف منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...