«شهر نابرابر» [The unequal city] نوشته جان رنی شورت [John Rennie Short] با ترجمه حمیدرضا تلخابی و فریدون گازرانی به تازگی راهی بازار شده است.

شهر نابرابر  [The unequal city]  جان رنی شورت [John Rennie Short]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب  با عنوان فرعی «تجدید حیات شهری، جابه جایی و ایجاد نابرابری در شهرهای جهانی» [urban resurgence, displacement and the making of inequality in global cities] در ۳۱۷ صفحه با قیمت ۶۰ هزار تومان در انتشارات آگاه منتشر شده است.

در معرفی این کتاب  آمده است: در سال‌های اخیر علایق پژوهشی و عمومی زیادی درباره تغییر ماهیت شهرها شکل گرفته است. شهرها در سراسر جهان شاهد افزایش سرمایه‌گذاری در حوزه زمین، ساختمان و تغییر جمعیت شهر مرکزی بوده‌اند که این امر با بیرون راندن فقرا و بازساخت افراطی فضای شهری تحقق ‌یافته است.

کتاب «شهر نابرابر» راهنمایی در زمینه «شهرگرایی معاصر» و روایت سرگذشت تغییرات شهری است. این کتاب به بررسی نقش سرمایه نقدی، تجدید حیات جمعیت، ساخت اَبرپروژه‌ها، میزبانی رویدادهای جهانی بزرگ، نقش ثروتمندان تازه و پیدایش طبقه متوسط تازه پرداخته و دلایل اصلی جابه‌جایی فقرا به حومه‌ها و آن‌سوی مرزهای شهری را می‌کاود. با توجه به مطالعات موردی از سراسر جهان، خوانندگان این کتاب در معرض بررسی پروژه‌های شهری شامل استفاده مجدد از فضاهای صنعتی قدیمی، سبزسازی شهرها و امنیتی شدن فضاهای عمومی هستند.

 اتکای کتاب بر اقتصاد سیاسی، تحلیل فرهنگی- سیاسی و رویکردهای جغرافیای شهری است تا از این رهگذر، ماهیت چندوجهی این فرایند و جلوه جهانی آن را به تصویر بکشد.

 جان رنی شوت، استاد دانشکده سیاست‌گذاری عمومی دانشگاه مریلند در ایالت بالتیمور آمریکا است.

................ هر روز با کتاب ..............

بی‌خود و بی‌جهت... فیلم «زن و شوهرها» را دوست دارد، فیلمی که تولیدش همزمان با رسوایی او و سون‌-یی شد... در مورد مادرش می‌نویسد: زن جذابی نبود و شبیه به گروچو مارکس بود... دو فرزندخوانده‌اش خودکشی کردند و سومی با توجه به اینکه دختر دوست‌داشتنی‌ای بود، در حالی‌که در سی سا‌لگی با بیماری ایدز دست‌وپنجه نرم می‌کرد، توسط میا رها شد تا صبح کریسمس در بیمارستان و در تنهایی فوت کند... هیچ داستان جالبی برای وودی آلن وجود ندارد ...
از تهران آغاز و به استانبول و سپس پاریس ختم می‌شود... در مواجهه با زن‌ها دچار نوعی خودشیفتگی است... ثریا تقریبا هیچ نقش فعالی در رمان ندارد... کِرم کمک‌کردن به دیگران را دارد خاصه که عشقی هم در میان باشد... اغلب آدم‌هایی که زندگی‌شان روایت می‌شود، آدم‌های ته خطی‌اند. حتی انقلابیون و آنان که در حال جنگ و مبارزه هستند... مثل نسلی در ایران و مهاجرانی در خارج... ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...