حیرت مواجهه انسان با اندیشیدن درباره جهان و ایجاد سوالات بسیار در ذهن با جاری شدن قطرات اشک تحمل پذیرتر می‌شود. سوالاتی نظیر اینکه اگر شیئی را مدام نصف کنیم، باز نصف کنیم و باز نصف کنیم چه خواهد شد؟ آیا همیشه در حال نصف کردن آن شیء خواهیم بود یا به جایی خواهیم رسید که دیگر نخواهیم توانست چنین کنیم؟ اگر به آنجا برسیم یا نرسیم فرق بودن یا نبودن آن شیء چگونه است؟ یعنی چطور می‌شود که چیزی نباشد و یا باشد. یا این سوال که آیا جهان بی انتهاست و می‌توان لبه ای برای آن متصور شد؟ اگر چنین باشد فراسوی آن لبه چه خواهد بود؟ این پرسش ها و هزاران پرسش دیگر سوالاتی هستند که همواره ذهن بشر را به خود مشغول داشته اند. و اینطور نیست که فقط فیلسوفان در تقلای پاسخ به اینهایند. بلکه جغرافی دانان، روانشناسان، فیزیک دانان، جانورشناسان و... همه و همه در تکاپوییند تا قدری بیشتر از حقیقت را سر بکشند. در واقع علم ابزاری است برای سعی در قدری بیشتر فهمیدن یا مواجه شدن با نادانسته هایی وسیع تر!

واقعیت ناپیدا [Realtà non è come ci appare]  اثر کارلو روولی [Carlo Rovelli]

کارلو روولی [Carlo Rovelli] 65 سال قبل در ورونای ایتالیا که بین ایتالیایی ها به شهر عشق معروف است، متولد شد. علت این نام گذاری واقع شدن خانه‌ رومئو و ژولیت، عشاق معروف ایتالیایی، در مرکز شهر ورونا و رخ دادن ماجرای عشق و مرگشان در آنجاست. داستان عشق رومئو و ژولیت توسط نویسندگان مختلف از جمله دانته و شکسپیر نقل شده است. از این رو شعر و ادبیات از کودکی با کارلو قرین بوده است. اما او تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته فیزیک محض گذارند و امروزه شهرتش در عالم فیزیک به خاطر نظریه گرانش کوانتومی حلقوی اوست.

او در «واقعیت ناپیدا» [Realtà non è come ci appare] (ترجمه علی شاهی) برایمان از واقعیت ناپیدا می‌گوید. به آغاز خلقت می‌رود، 14 میلیارد سال قبل و حتی به قبل از آن! نظریاتی را بیان می‌کند که امروزه فیزیکدانان به آنها مشغولند، نظریاتی قبل از مه بانگ [Big Bang]. اینکه فیزیک دانان به قبل از انفجار بزرگ می‌اندیشند حیرت آور است. از سیاه چاله ها می‌گوید، از فیزیک کوانتوم، نظریه نسبیت، زمان و ده ها موضوع اعجاب انگیز دیگر. آنچه انسان را به شور می‌آورد این است که در عین اینکه فرمول ها و نظریات را به زبان ریاضی بیان می‌کند، اگر خواننده هیچ از فیزیک و ریاضیات نخوانده باشد باز جذب روایت او خواهد شد.

روایتی از فیزیک که از یونان باستان آغاز می‌شود و به امروز می‌رسد. نظریات را در بستر زمانی به وجود آمدن و تکاملشان بیان می‌کند. در لابه لای فرمول ها، اعداد و نظریات، دانته و شکسپیر هم حاضرند. انیشتین در جایی می‌گوید که اگر می‌خواهید بفهمید که نظریه فیزیکی را خوب درک کرده اید یا نه آن را به مادربزرگتان بیاموزید. اگر او آموخت و متوجه شد معلوم می‌شود که شما موضوع را عمیقا فهمیده اید. قلم دانشمند ایتالیایی هم همین گونه است. در عین سادگی از پیچیدگی های فیزیک و جهان می‌نویسد و این پیچیدگی ها با قطعات شعر و نمایش نامه هایی که لابلای فرمول ها گنجانده شده است، زینت شده اند.

روولی بیش از 200 مقاله علمی را که در مجلات بین المللی چاپ شده است، نگاشته است. او دو مونوگراف در مورد گرانش کوانتومی حلقه و چندین کتاب علوم مشهور منتشر کرده است. کتاب «هفت درس کوتاه درباره فیزیک» او ، به 41 زبان ترجمه شده است. دیگر آثار او عبارت اند از: «زمان چیست؟ فضا چیست؟»، «اولین دانشمند آناکسیماندر و میراث او»، «سیر زمان»، «در دنیا مکان هایی وجود دارد که قوانین از مهربانی کمتر اهمیت دارند» و « هلگلند». در مجموع 4 اثر او به فارسی ترجمه شده است.

او کتاب واقعیت ناپیدا را اینگونه آغاز می‌کند: «این کتاب 26 قرن پیش، در میلیتوس آغاز می‌شود. چرا باید کتابی درباره گرانش کوانتومی را با رویدادها و انسان ها و ایده هایی چنین باستانی آغاز کرد؟ امیدوارم خواننده ای که مشتاق یادگیری درباره کوانتوم های فضاست، چنین ایرادی بر من نگیرد، چرا که ساده ترین راه برای فهم ایده ها آغاز کردن از ریشه های این ایده هاست و تعداد زیادی از ایده هایی که مبنای فهم جهان قرار گرفته اند، حدود دوهزار سال پیش زاده شده اند.» و اینگونه کتاب را به پایان می‌برد:« جهانی بدون بی نهایت ها، که در آن بی نهایت کوچکی وجود ندارد چرا که حدی کمینه بر این انبوهه حاکم است و پایین تر از آن چیزی نیست. کوانتوم های فضا با کف فضازمان در هم می‌آمیزد و ساختار چیزها از اطلاعات دو سویه ای زاده می‌شود که تار و پود ارتباطات متقابل ناحیه های مختلف جهان هستند. جهانی که ما می‌دانیم چگونه با مجموعه ای از معادلات آن را توصیف و شاید اصلاح کنیم. این جهانی است بسیار عظیم که هنوز چیزهای زیادی برای جستجو و کشف دارد. بزرگترین رویای من این است که روزی کسی –امیدوارم یکی از خوانندگان این کتاب- بتواند گرد این جهان بگردد و آن را روشن تر کند. پشت تپه بعدی جهان هایی عظیم تر هست که باید کشف شود.

هر وقت به آسمان شب و ستاره هایش خیره می‌شوم در عظمتش غرق می‌شوم و چندی بعد خود را در آغوش خدا می‌یابم. نمی دانم چطور می‌شود در این دریای عمیق غواصی کرد و به خدا نرسید.

ما زآغاز و زانجام جهان بی خبریم اول و آخر این کهنه کتاب افتادست.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...