«زمینه‌مندی تجارب عرفانی» [Mysticism and philosophical analysis] اثر استیون تی. کتز [Steven T. Katz] با ترجمه عطا انزلی منتشر شد.

زمینه‌مندی تجارب عرفانی» [Mysticism and philosophical analysis] اثر استیون تی. کتز [Steven T. Katz]

به گزارش کتاب نیوز ؛ این کتاب در پی پاسخ به این سوال است که چرا عارفان مسلمان هیچ‌گاه در مکاشفات‌شان مسیح را با تاجی از خار بر سر‌ و زخمِ صلیب بر دست و پا نمی‌بینند؟ و یا چگونه است که عارفان مسیحی هیچ‌گاه سخن از نور محمدی نمی‌گویند؟

استیون تی. کتز، فلیسوف آمریکایی، در سال 1944 متولد شد. او مدیر مرکز مطالعات یهود در دانشگاه بوستون ماساچوست است.

ناشر در معرفی این کتاب آورده است: آیا تجربه فناء فی الله صوفیان همان تجربه نیروانای راهبان بودایی است؟ آیا همه عارفان نهایتاً از یک حقیقت، اما به زبان‌های گوناگون سخن می‌گویند؟ استیون کتز در دو‌‌ مقاله جریان ساز، بحث‌برانگیز، ودامنه‌دارش تلاش می‌کند با تحلیل ساختار سنت‌های عرفانیِ شرق و غرب به این پرسش‌های مهم و بنیادین پاسخ دهد.
از ‌نظر وی، تجربه‌های عرفانی همچون سایر تجارب ادراکی بشر، به شدت متأثر از زمینه‌های زیستی عارفان هستند، و از نظر معرفت‌شناختی هیچ راهی برای زدودنِ اثر این زمینه‌ها در شکل‌گیری تجارب عرفانی نیست.

سید عطا انزلی، مترجم این اثر، متولد سال 1346 است و این کتاب اولین تجربه‌ی او در حوزه ترجمه کتاب است.

«زمینه‌مندی تجارب عرفانی» اثر استیون تی. کتز در 193 صفحه و با قیمت 50 هزار تومان و توسط نشر طه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...