نوشتن درباره زمان | جام جم


میرچا الیاده [Mircea Eliade] نویسنده، فیلسوف، دین‌پژوه و اسطوره‌شناس رومانیایی در سال ۱۹۰۷ در بخارست متولد شد. الیاده در هند، فرانسه و انگلیس به زندگی، تحصیل و مطالعه پرداخت ولی سال‌های پایانی عمر خود را به عنوان پژوهشگر و استاد دین‌پژوهی در دانشگاه شیکاگو و در آمریکا گذراند. الیاده در سال ۱۹۶۴ از طرف دانشگاه شیکاگو به‌عنوان استاد خدمات ممتاز سیول ال آیوری مفتخر شد. در سال ۱۹۶۶ دکترای افتخاری دانشگاه ییل را دریافت کرد.

اسطوره بازگشت جاودانه» [The myth of the eternal return, or, cosmos and history]  میرچا الیاده [Mircea Eliade]

دریافت مدال طلای جایزه فرهنگ مسیحی از طرف دانشگاه ویندسور کانادا و دریافت دکترای افتخاری از ریپون کالج در ۱۹۶۹ و به عضویت درآمدن در آکادمی بریتانیا در سال ۱۹۷۰ از دیگر افتخارات علمی اوست. الیاده از ۱۹۷۰ به بعد نیز از دانشگاه‌ها و مراکز معتبر علمی دکترای افتخاری متعددی دریافت کرد. برخی ازآنها عبارتند از: کالج بوستون (۱۹۷۱)، کالج حقوق سیل فیلادلفیا‌ (۱۹۷۲)، کالج اولبرین (۱۹۷۳)، آکادمی بلژیک (۱۹۷۵)، دانشگاه سوربن (۱۹۷۶) و دریافت نشان لژیون دونور از سوربن (۱۹۸۴)الیاده در دهه آخر عمر خودبه‌ طرح‌ریزی و نظارت بر تألیف و تدوین دایرةالمعارف دین مشغول بود تا این‌که پس از تکمیل تدوین این دایرةالمعارف و درست یک ماه پس از نگارش پیشگفتار خود بر آن، درگذشت. این دایرةالمعارف به زبان انگلیسی در ۱۶ مجلد و حدود۸۰۰۰ صفحه است که دارای ۲۷۵۰مقاله بوده و ۱۴۰۰ نفر از پژوهشگران ۵۰ کشور جهان با آن همکاری کرده‌اند. میرچا الیاده در ۱۴ آوریل ۱۹۸۶ دچار سکته مغزی شد و در ۲۲ آوریل دارفانی را وداع گفت.

درباره کتاب
کتاب «اسطوره بازگشت جاودانه» [The myth of the eternal return, or, cosmos and history] پژوهشی است که در چهار فصل برخی از جنبه‌های هستی‌شناسی کهن را مورد بررسی قرار می‌دهد. نویسنده در آغاز کتاب اعلام‌ می‌کند اگر از متهم شدن به زیاده‌طلبی هراس نداشت، این اثر را مقدمه‌ای از فلسفه تاریخ می‌نامید. نوشتن درباره زمان، ویژگی اصلی در عموم آثار اوست.

الیاده با گردآوری انبوهی از نمادها، افسانه‌ها و آیین‌های باستانی و تفسیر آنها مطابق جهان‌بینی خاص خویش به این نتیجه می‌رسد که انسان مذهبی در جوامع باستانی به دو نوع زمان معتقد بوده است؛
یکی زمان عادی و تاریخی که چون روزگار گذران بر حیات بشر در جهان جاری است، برگشت‌ناپذیر است و همراه خود زوال می‌آورد و همه‌چیز را به نابودی می‌کشد.
دیگری زمان مقدس و زمانی اساطیری، پایا و کاستی‌ناپذیر که فعل الهی خلقت ضمن آن به‌وقوع پیوسته است. زمان مقدس برگشت‌ناپذیر نیست، بلکه در حال نو شدن و تکرار است نه تغییر پیدا می‌کند و نه پایان می‌پذیرد.

متن فرانسوی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه در سال ۱۹۴۹ منتشر شد. در سال ۱۹۵۲ کتاب به زبان انگلیسی تجدید‌چاپ شد و برخی از بخش‌ها مجددا در کتاب گنجانده و انتشار یافت. این اثر با کتابنامه حدود ۲۰۵ صفحه است.

دیگر آثار میرچا الیاده
آیین‌ها و نمادهای تشرف‌/ سیاحت معنوی‌/ تاریخ اندیشه‌های دینی (درسه مجلد«از عصرحجر تا اسرار الئوسیس»، «گوتمه بودا تا پیروزی مسیحیت»، «محمد تا عصر اصلاحات» به ترجمه بهزاد سالکی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه) / در پی سرچشمه‌های ادیان‌/ شمنیسم‌/ رویا‌ها و رمزها‌/ اسطوره و نماد/ باورها وعقاید دینی/ چشم‌انداز‌های اسطوره ترجمه جلال ستاری انتشارات توس، ۱۳۹۲/ مقدس و نامقدس (ماهیت دین) ترجمه بهزاد سالکی، نشر خرد ناب، ۱۳۸۰/ اسطوره و واقعیت، ترجمه مانی صالحی‌علامه، بنگاه ترجمه و نشرکتاب پارسه،۱۳۹۱/ درخیابان مینتولاسا، ترجمه محمدعلی صوتی، انتشارات زرین، ۱۳۶۸/ یک مرد بزرگ و ۱۲ هزار راس گاو، ترجمه محمدعلی صوتی، نشر اساطیر، ۱۳۸۱ و... .

درباره مترجم
بهمن سرکاراتی سال ۱۳۱۶ در تبریز به دنیا آمد. وی دارای مدرک دکتری رشته‌ زبان‌شناسی و فرهنگ و زبان‌های باستانی و استاد زبان‌های باستانی دانشگاه تبریز بود.سرکاراتی عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و معاون علمی سابق این فرهنگستان بود. وی در مقطعی مدیریت گروه زبان‌های ایرانی و همچنین معاونت علمی و پژوهشی فرهنگستان زبان و ادب فارسی را نیز عهده‌دار بود.تالیفات و ترجمه‌های متعددی در حوزه‌های زبان‌شناسی و زبان‌های باستانی از وی به یادگار مانده است؛ از جمله: اوستا و هنر نو؛ کارنامه‌ شاهان در روایات سنتی ایران(ترجمه‌)/ سایه‌های شکارشده (شامل ۲۰ مقاله‌)/ مقدمه‌ای بر فلسفه‌ای از تاریخ (ترجمه)/ بررسی جامع زبان فارسی باستان و آثار بازمانده‌ آن/ بررسی سه فرگرد وندیداد/ اصطلاحات خویشاوندی در زبان‌های ایرانی/ بررسی فروردین یشت: سرود اوستایی در ستایش فروهرها (ترجمه) و...
از دکتر بهمن سرکاراتی بیش از ۳۵مقاله در موضوعات مختلف ادبی، زبانی و تاریخی به‌جای مانده است. بهمن سرکاراتی در سال ۱۳۹۲ به‌علت بیماری درگذشت.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...