سیاه علیه سیاهان | آرمان ملی


«پروازهای زیرزمینی» [Underground airlines] رمان پرفروشی است که این پرسش را مطرح می‌کند: اگر جنگ داخلی هرگز اتفاق نمی‌افتاد، آمریکای امروزی چگونه خواهد بود؟ بن. اچ. وینترز [Ben H. Winters] جرات می‌کند و در رمان خود برده‌داری و تخیل را درهم می‌آمیزد.

پروازهای زیرزمینی» [Underground airlines] بن. اچ. وینترز [Ben H. Winters]

در تریلر هیجان‌انگیز آقای وینترز «پروازهای زیرزمینی»، یک شکارچی سخاوتمند به‌نام ویکتور مسیر پناهندگان را برای سرویس پلیس ایالات متحده پیگیری می‌کند. اما این ماموریت مانند گذشته او پیچیده است: افرادی که او آنها را تعقیب می‌کند برده‌هایی فراری هستند. جرم آنها پس‌زدنِ یک زندگی اجباری است. و البته خود ویکتور که زمانی یکی از آنها بوده است. از همان زمان که آقای وینترز شروع به نوشتن کرد، می‌دانست که «پروازهای زیرزمینی» بسیار کتابی خلاقانه و به‌شدت خطرناک است. این رمان به موضوع تاسف‌برانگیز تبعیض نژادی در آمریکا می‌پردازد. این اتفاق در ایالات متحده امروزی که در آن جنگ داخلی هرگز رخ نداده و برده‌داری در چهار ایالت آن قانونی است رخ داده و این داستان توسط یک برده‌دار سابق روایت می‌شود که برای آزادی خود هزینه‌های سنگین اخلاقی پرداخته است.

«پروازهای زیرزمینی» جزو مجموعه آثار خیالی در مورد برده‌داری و میراث ماندگار در آمریکاست. انتشارات آلفرد ناپف اولین رمان بلندپروازانه خود را منتشر کرد؛ داستانی در مورد تاثیر برده‌داری بر دو خواهر ناتنی و نسل‌های بعد و فرزندان آنها. در نقطه مقابل این رمان، اولین رمان از ناتاشا دئون به نام «گریس» به چاپ رسید که راوی آن روحِ یکی از بردگان سابق است. و انتشارات دابل.دی هم که کتاب «راه‌آهن زیرزمینی» را منتشر کرد که درباره برده‌ای به نام کورا است. او از مزرعه‌ای در جورجیا فرار می‌کند و از طریق یک راه‌آهن زیرزمینی که نه‌تنها یک خط بلکه یک شبکه واقعی زیرزمینی از تونل‌ها و ایستگاه‌های متصل به یک قطار قدیمی است، به شمال فرار می‌کند. تمام این رمان‌ها با راه‌هایی که شبکه برده‌داری کشور را شکل داده دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما رویکرد آقای وینترز موضوع را به یک نتیجه تکان‌دهنده می‌رساند.

لو گروسمن، منتقد کتاب و نویسنده مجموعه داستان‌های فانتزی «شعبده‌بازان» می‌گوید: «وینترز به‌طور مستقیم درگیر یکی از مهمترین موارد مهم در حال حاضر در این کشور است. او یک نویسنده سفیدپوست است که به دنبال سوال درمورد سیاه‌پوست‌بودن در آمریکاست. این یک کار جسورانه و وحشتناک است.» آقای وینترز می‌گوید: «کشور ما هنوز با میراث برده‌داری سروکار دارد. همانطور که درمورد این موضوع تحقیق کردم، فهمیدم که می‌خواهم این ایده مجازی را که هنوز برده‌داری با ماست بگیرم و آن را بسط بدهم.»

آقای وینترز سعی کرد این داستان را در روند تحقیقاتش هم بیاورد تا بتواند فرضیه این عمل وحشیانه را ثابت بکند. او کتاب‌هایی چون «اقتصاد سیاسی برده‌داری» و تاریخچه‌هایی مانند «طرح توطئه علیه آمریکا» از فیلیپ راث و کتاب «مردی در قلعه بلند» اثر فیلیپ کی دیک را خواند. آثار کلاسیک ادبیِ رالف الیسون، تونی موریسون، جیمز بالدوین و زورا نیل هرستون را هم مطالعه و بازخوانی کرد.

او فهمید که تغییر چند رویداد مهم تاریخی، می‌تواند تاثیری ناگهانی بر فرهنگ، اقتصاد و سیاست آمریکا داشته باشد. او پیش از شروع به کار، از یک جدول زمانی که در آن لینکلن در سال 1861 مورد اصابت گلوله قرار گرفت، طرح‌برداری کرد که طبق آن، لغوِ برده‌داری برای همیشه در قانون اساسی ثبت شد.

ماجرا از ملاقات او با ویکتور آغاز شد، به نظر می‌رسید که او یک شخصیت کلاسیک از یک داستان پلیسی سفت و سخت است؛ شخصیتی با یک تنهاییِ غیرقابل نفوذ، بدبین با گذشته‌ای تاریک. اوایل داستان مشخص می‌شود که ویکتور قبلا فردی محکم و مقید به کار بوده است. آزادیِ بی‌قیدوشرط او توسط آقای بریج، داشتن چهره‌ای در سایه‌ها با همکاری کلانترهای فدرال، او را برای پیداکردن بردگان فراری مناسب نشان داد و استخدامش کرد. ویکتور که در کار خود سرآمد است و بیش از 200 نفر را اسیر کرده، به یک جنبش لغو برده‌داری که به آن خطوط هوایی زیرزمینی می‌گویند ملحق شده و سپس مجبور به مقابله با همدستان خود می‌شود. به گفته آقای وینترز، نوشتن از اول‌شخص بسیار طبیعی است؛ چون با سنت‌های داستان‌های رمزورازدارِ نوآور بسیار منطبق است. آقای وینترز یادآوری می‌کند: هیچ‌کس سعی نکرد در رابطه با این داستان با من حرف بزند، اما همسرم یک‌آن گفت: «اوه پسر تو بهتر بود سیاه‌پوست می‌بودی!» آقای وینترز می‌گوید: «تمام شکل هنری این اثر مربوط به همدلی است. نه، من هرگز نخواهم فهمید که یک سیاه‌پوست واقعا چگونه است، اما می‌توانم از طریق تخیلاتم این فرد را خلق کنم و این کار من است.»

و به نظر می‌رسد که بن.اپ. وینترز در «پروازهای زیرزمینی» توانسته یک شخصیت منحصربه‌فرد را خلق کند تا هم داستانِ برده‌بودن خودش را روایت کند، هم زمانی که مجبور می‌شود با پلیس فدرال برای یافتن برده‌های فراری کمک کند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...