لورنسِ خاورمیانه | سازندگی


گرترود بِل [Gertrude Bell] در سال 1868 درعصر ویکتوریا که جایگاه زنان فقط در محیط خانه بود به دنیا آمد. او که فرزند یک خانواده سرشناس نورثامبریایی بود، باید تحت راهنمایی یک ملازم خاص، شوهر مناسبی پیدا می‌کرد و برای بچه‌دارشدن و پرورش بچه‌های بریتانیایی طبقه مرفه جامعه تشکیل خانواده می‌داد. اما بِل برخلاف این امر رفتار کرد. گامی ساختارشکنانه برداشت و به دانشگاه آکسفورد رفت و اولین پیروزی در تاریخ را کسب کرد، ولی در سال‌های جوانی همسری پیدا نکرد که بتواند با زبان تیز و هوش او برابری کند.

جانت والاک جنت والاچ [Janet Wallach]، «ملکه صحرا» [Desert queen : the extraordinary life of Gertrude Bell, adventurer, adviser to kings, ally of Lawrence of Arabia]

بِل به دور دنیا سفر کرد، ازکوه‌های آلپ بالا رفت-کوه‌هایی ناهموارتر از هر کوهی-سپس در سن 23سالگی در پُست دیپلماتیک که در ایران داشت فردی را ملاقات کرد و عاشق صحرا شد.
زمانی که بِل برای اولین‌بار از تهران خارج شد، منظره کوه‌های عریان و زمین خالی پهناورِ بی‌پایان و بی‌پیرایه را ستود. او نوشت: «کیلومترها و کیلومترها زمین خالی بدون هیچ‌چیز، هیچ‌چیزی رشد نمی‌کند... دیدن آن بسیار شگفت‌انگیز است.» اما بیابان، گویی در پارادوکسی، دارای فرهنگ و سیاستی به همان اندازه پرشاخ‌وبرگ در جهان بود. بِل همچنین عاشق اعراب و راه‌ورسم آنها که زاییده تاریخ باستان است شد، سنت مهمان‌نوازی مفصل، هنرهای فراوان و معماری ظریف و پیچیده، پرده‌های منقوش باشکوه و جذاب عشیره‌ای و خارق‌العاده غیرقابل پیش‌بینی از دیدِ بریتانیای آرام و فرتوت.

بِل به‌عنوان کاوشگر بیابان‌های شمالی و مرکزی عربستان، محقق، باستان‌شناس، نویسنده و همکار تی. ای.‌ لورنس (که بیشتر به لورنس عربستان معروف است) حرفه‌ای درخشان در خاورمیانه داشت. در طی جنگ جهانی اول، دولت بریتانیا از دانش بی‌نظیر او درمورد صحرا و قبایل آن استفاده کرد، و بِل تنها مقام رسمی زن در عملیات اطلاعاتی بریتانیا در منطقه عربستان شد، جایی‌که او به‌عنوان یک شخصیت اصلی در ایجاد عراق امروزی ظاهر شد.

با وجود دستاوردهای قابل‌توجه بِل، مورخان با او همانند یک پاورقی رفتار کرده‌اند. این موضوع در زندگی‌نامه داستانیِ جَنِت والاچ [Janet Wallach]، «ملکه صحرا» [Desert queen : the extraordinary life of Gertrude Bell, adventurer, adviser to kings, ally of Lawrence of Arabia] (ترجمه فارسی: مهین خالصی؛ نشر کتابسرای نیک) تصحیح شده است؛ این کتاب، زندگی‌نامه‌ای با بافتی غنی از زنی است که زندگی خود را وقف شناخت اعراب صحرا کرد، شاید بهتر از هر اروپایی دیگر در عصر خود.

بِل شش سفر اکتشافی را در بخش‌های مختلف صحرای عربی انجام داد. بِل با کاروان شتر همراه با نگهبانان و راهنماها، مجهز به هر وسیله ممکن، شامل مجموعه‌ای از ظروف چینی وج وود، حمام برزنتی، پوشیدن لباس‌های کتانی سفری و به دست‌گرفتن چتر تزیین‌شده آفتابی سفر می‌کرد. او که در چادرهای صحرایی با اشخاص مقتدر عرب غذا می‌خورد، لباس‌های مجلسی پاریسی به تن می‌کرد و کلاه‌های گلدار بر سر می‌گذاشت تا ظاهر خیره‌کننده، موهای قرمز و چشم‌های سبز آبی‌اش را تکمیل کند. صدای او از کشیدن سیگار پشت سیگار درحالی‌که مردها قلیان می‌کشیدند و او به زبان عربی روان با آنها در مورد مسائل سیاسی یا حدومرزهای قبیله‌ای بحث می‌کرد، خش‌دار شده بود.

بِل بیش از هرکس دیگری درمورد اعراب می‌دانست. او انگلیسی‌ها را تشویق کرد تا از شورش کلیدی اعراب علیه اشغالگران ترک حمایت کنند. اطلاعاتی که بِل در اختیار لارنس قرار داد به او و متحدان عرب سرکشش این امکان را داد تا با حملات چریکی خیره‌کننده بر ضد خطوط راه‌آهن عثمانی در صحرا، ترک‌ها را درهم بکوبد. بِل چون نمی‌توانست بجنگد عصبانی بود، اما نتیجه یک عمر زندگی او به جنگجویان سرسخت صحرا کمک کرد تا روی شن‌ها سوار بر اسب و شتر بر ترک‌ها بتازند.

پس از جنگ جهانی اول، بِل نقشه‌برداری‌های فراوانی انجام داد، به درک خود از قبایل صحرایی افزود و مرزهای عراق را ترسیم کرد. او در کنفرانس قاهره شرکت کرد، جایی‌که وینستون چرچیل ریاست سرنوشت کشور جدید را بر عهده گرفت. بل و لورنس باهم تبانی کردند تا فیصل ابن حسین، فردی از طبقه اشراف مکه- با فیصل سعودی یا صدام حسین مدرن اشتباه نگیرید- اولین پادشاه عراق شود.

ملک فیصل زمانی که در عراق به قدرت رسید یک فرد بیگانه بود و به بِل عنوان مشاور و دوست وابسته بود تا جغرافیای قبیله‌ای و سیاست‌های جنجالی قلمرو درحال شکل‌گیری‌اش را به او بیاموزد. در زمان فیصل، این کشور به سلطنت مشروطه تبدیل شد و اولین کشور عربی بود که به عضویت در جامعه ملل پذیرفته شد، اگرچه دولت آن در دهه‌های بعدی به دلیل کودتاهای متعدد تا به قدرت رسیدن صدام حسین دستخوش آشوب شد.

بِل به‌عنوان «ملکه بی‌تاج‌وتخت عراق» شناخته شد، اما در پایان روابط عاشقانه متعدد محکوم به شکست تنها بود و روزهای شکوه او بیش از پیش متعلق به گذشته بود. آخرین سال‌های زندگی‌اش را در بغداد گذراند و یک موزه باستان‌شناسی ایجاد کرد و برای اولین‌بار اصرار داشت که آثار باستانی کاوش‌شده در کشور مبدا باقی بماند.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...
هنگام خواندن، با نویسنده‌ای روبه رو می‌شوید که به آنچه می‌گوید عمل می‌کند و مصداق «عالِمِ عامل» است نه زنبور بی‌عسل... پس از ارائه تعریفی جذاب از نویسنده، به عنوان «کسی که نوشتن برای او آسان است (ص17)»، پنج پایه نویسندگی، به زعم نویسنده کتاب، این گونه تعریف و تشریح می‌شوند: 1. ذوق و استعداد درونی 2. تجربه 3. مطالعات روزآمد و پراکنده 4. دانش و تخصص و 5. مخاطب شناسی. ...
کتاب نظم جامعه را به هم می‌زند و مردم با کتاب خواندن آرزوهایی پیدا می‌کنند که حکومت‌ها نمی‌توانند برآورده کنند... فرهنگ چیزی نیست که یک بار ساخته شود و تمام شود. فرهنگ از نو دائماً ساخته می‌شود... تا سال ۲۰۵۰ ممکن است مردم کتاب را دور بریزند... افلاطون می‌گوید کتاب، انسان‌زدایی هم می‌کند... کتاب، دشمن حافظه است... مک لوهان می‌گوید کتاب به اندازه تلویزیون دموکراتیک نیست و برای نخبگان است! ...
حریری از صوَر و اصوات طبیعت ژاپنی را روی روایتش از یک خانواده ژاپنی کشیده و مخاطب را با روح هایکوگون حاکم بر داستانش پیش می‌برد... ماجرای اصلی به خیانت شوئیچی به همسرش برمی‌گردد و تلاش شینگو برای برگرداندن شرایط به روال عادی‌... زنی که نمونه کامل زن سنّتی و مطیع ژاپنی است و در نقطه مقابل معشوق عصیانگر شوئیچی قرار می‌گیرد... زن‌ها مجبورند بچه‌هایی را بزرگ کنند که پدرهای‌شان مدت‌ها قبل فراموش‌شان کرده‌اند ...
اصطلاح راه رشد غیرسرمایه‌داری ابتدا در جلسات تئوریک بخش مطالعات کشورهای فقیر و توسعه‌نیافته کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی مطرح شد... ما با انقلابیون ضداستعمار ارتباط برقرار می‌کنیم و آنها را به ادامه مبارزه با امپریالیسم و قطع روابط اقتصادی با آن و حرکت به سمت خودکفایی تشویق می‌کنیم... اگر هم می‌خواهند رابطه تجاری بین‌المللی داشته باشند، با کشورهای کمونیستی ارتباط بگیرند... تنها جریان فکری که واقف بود که چه کاری باید انجام دهد، حزب توده بود ...